جملات زیبای کتاب همکار | طاقچه
تصویر جلد کتاب همکار

بریده‌هایی از کتاب همکار

ویراستار:نیلوفر حقی
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۶از ۱۱۵ رأی
۳٫۶
(۱۱۵)
هیچ‌وقت به کسی لذت دیدن اشک‌هایت را نده.
AS4438
هیچ‌چیزی مثل یک راز مشترک دو نفر را به هم پیوند نمی‌دهد.
Sadaf
بعضی از مردم فقط دوست دارند بشنوند که حق با آنهاست.
Sadaf
جای تعجب ندارد که ست از ایده‌ام برای خلاص شدن از ناهارها خوشش نیامد. ناتالی او را روی انگشتش می‌چرخاند. ست نمی‌تواند به ناتالی نه بگوید.
sahar1370326
تو یه دروغ‌گوی هرزه‌ای. این حرفش درست نیست. من به او سیاست بازپرداختمان را گفتم. تقصیر من نیست که آن‌قدر مشغول نگاه کردنم بوده که بادقت گوش نداده است. من دروغ‌گوی هرزه نیستم و کاری را که برای فروش محصولاتمان لازم است انجام می‌دهم و فقط کارم را می‌کنم. تقصیر من نیست.
Bookish cat
مردم در اینترنت به‌سرعت علاقه‌شان را به موضوعی از دست می‌دهند.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
درست است که تصمیم بدی گرفته بود، اما نمی‌خواست دربارهٔ آن بشنود. بعضی از مردم فقط دوست دارند بشنوند که حق با آنهاست.
sahar1370326
مردم در اینترنت به‌سرعت علاقه‌شان را به موضوعی از دست می‌دهند.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
به دفتر که می‌رسم مستقیم به کابینم می‌روم. باید از فکر کردن دربارهٔ این موضوع دست بردارم و خودم را غرق کارم کنم. اتفاقی که برای داون افتاده وحشتناک است؛ اما تقصیر من نیست و به‌لطف دوست‌پسر فوق‌العاده‌ام، که از این به بعد کاملاً به او تعلق خواهم داشت، عذر موجهی دارم
Bookish cat
وقتی هفده سالت است و زیبا و محبوبی، زور گفتن به آدم ضعیف‌تر از خودت آسان است. احساس قدرت می‌دهد.
Zohreh
نمی‌توانم تصور کنم کسی چهارصد سال زندگی کند. من سی سال زندگی کرده‌ام که همان هم واقعاً طاقت‌فرسا بوده است. دیگر بریده‌ام. هرچیزی را که نیاز داشتم یا می‌خواستم، تجربه کرده‌ام.
Zohreh
آدم می‌تواند وانمود کند خیلی از اخلاق‌ها را دارد؛ اما تظاهر به مهربان بودن واقعاً سخت است. به‌ندرت هم آدم مهربان پیدا می‌شود.
ely.m
بعد، متوجه شدم که با لبخند کجی بر صورتش نگاهم می‌کند. اصلاً نمی‌دانستم که دارد به چه چیزی فکری می‌کند تا اینکه ناگهان گفت: «داون، اگه ببوسمت، اشکال نداره؟»
hayon
آدم می‌تواند وانمود کند خیلی از اخلاق‌ها را دارد؛ اما تظاهر به مهربان بودن واقعاً سخت است. به‌ندرت هم آدم مهربان پیدا می‌شود.
Zohreh
بعضی از مردم فقط دوست دارند بشنوند که حق با آنهاست.
Zohreh
می‌دانم، تو از من خوشت می‌آید؛ اما کافی نیست. تا وقتی که اینجا نیستی فایده‌ای ندارد. اگر اینجا بودی، شاید می‌توانستم با این چیزها کنار بیایم؛ اما اینجا نیستی.
Zohreh
همیشه به من می‌گفتی هیچ‌وقت به کسی لذت دیدن اشک‌هایت را نده. اگر لبهٔ پرتگاه هم بودم، بهم می‌گفتی که خیلی محشرم و باید قوی باشم. اگر اینجا کنارم بودی، گریه نکردن راحت بود؛ اما در تنهایی خیلی سخت‌تر است. بااین‌حال، حق با توست. مهم نیست چه اتفاقی افتاده است، نباید بگذاری بفهمند چه تأثیری رویت گذاشته‌اند؛ چون در آن صورت آنها برنده می‌شوند. به همین دلیل با سری برافراشته به اتاقم برگشتم. نگذاشتم احساس رضایت کنند. باید به من افتخار کنی.
ely.m
مهم نیست چه اتفاقی افتاده است، نباید بگذاری بفهمند چه تأثیری رویت گذاشته‌ان
محمدرضا ایمانی

حجم

۳۰۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۳۳۶ صفحه

حجم

۳۰۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۳۳۶ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان