ما در کودکی، خوشبختی را در اشیا مییابیم. قطار اسباببازی بیرونزده از یک سبد، یا ورقهٔ پلاستیکی دور تکهای کیک. یا عکسی از صحنهای که ما در مرکز آن هستیم و همهٔ نگاهها متوجه ماست.
در بزرگسالی شرایط پیچیدهتر میشود. خوشبختی یعنی موفقیت، کار، یک زن یا یک مرد؛ همگی مسائلی مبهم و پرزحمت. این واژه، چه از آن برای تعریف زندگیهایمان استفاده کنیم چه نکنیم، تنها یک واژه است.