
mina yazdani
۷
«ما برای زندهماندن به چهار آغوش در روز نیاز داریم. برای گذران زندگی به هشت آغوش در روز نیاز داریم و برای رشدکردن به دوازده آغوش در روز نیاز داریم.»
k.hashemzade
۴
ما در کودکی، خوشبختی را در اشیا مییابیم. قطار اسباببازی بیرونزده از یک سبد، یا ورقهٔ پلاستیکی دور تکهای کیک. یا عکسی از صحنهای که ما در مرکز آن هستیم و همهٔ نگاهها متوجه ماست.
در بزرگسالی شرایط پیچیدهتر میشود. خوشبختی یعنی موفقیت، کار، یک زن یا یک مرد؛ همگی مسائلی مبهم و پرزحمت. این واژه، چه از آن برای تعریف زندگیهایمان استفاده کنیم چه نکنیم، تنها یک واژه است.
k.hashemzade
۳
اندوه چیزی است که هرروز از آن میخوری، مثل ساندویچی که به قطعات کوچک بُرش خورده است؛ آن را بهنرمی میجوی و بعد بهآرامی فرومیدهی. هضم کردن عملی آهسته است.
Heranosh
۳
«دانش سطحی در یک موضوع، از جهل مطلق خطرناکتره.»
k.hashemzade
۲
مردم میگفتند که عادتْ نوعی درمان است؛ اگر کاری را به حد کافی انجام بدهی، میتوانی به همه چیز عادت کنی.
k.hashemzade
۲
هر کسی که اندوه بزرگی را تجربه کرده باشد، زمانی از خود میپرسد که کدام سختتر است؛ آموختن یا نیاموختن.
k.hashemzade
۲
«بعضی مسائل زمانبرن، اما بعضی مسائل رو هم اگه به حال خودشون بذاری مدام عمیقتر میشن... و اگه کاری نکنی، آثارشون باقی میمونه. اما باید سعی کنی درموردشون افراط هم نکنی.»
k.hashemzade
۱
هنگامیکه خوشبختی یک شیء است، هر چیزی که امنیتش را تهدید کند، دشمن است. حتی اگر چیزی ناملموس مثل باد باشد، یا بارانی که از بالا فرومیریزد.
k.hashemzade
۱
نقلقول معروفی از رواندرمانگر آمریکایی، ویرجینیا ساتیر (۱۹۱۶۱۹۸۸)، اینگونه خوانده میشود: «ما برای زندهماندن به چهار آغوش در روز نیاز داریم. برای گذران زندگی به هشت آغوش در روز نیاز داریم و برای رشدکردن به دوازده آغوش در روز نیاز داریم.»
k.hashemzade
۱
«گاهی لازمه منظرهای رو که میبینی تغییر بدی، حتی اگه فقط برای ارزیابی کردن وضعیت باشه.»
k.hashemzade
۱
«انتخابهای ما زندگیمون رو شکل میده.»
Heranosh
۱
یویی از خود پرسید، یک آغوش چندین بار میتواند چیزی را راستوریس کند. آغوش حتی میتواند استخوانهای آدم را از نو میزان کند.
Heranosh
۱
چیزهایی که در فقدان کسی بیشتر دلتنگشان میشوید نقطهضعفهای اوست: احمقانهترین و آزاردهندهترین چیزها.
Heranosh
۱
حقیقتاً میتوان به هر چیزی عادت کرد، اما درعینحال وقتی روزگارت را با انجام کاری میگذرانی که اینقدر از آن متنفری، زندگیات تباه میشود. کاری بود بسیار خستهکننده که ارزشش را نداشت.
mina yazdani
۰
هنگامیکه خوشبختی یک شیء است، هر چیزی که امنیتش را تهدید کند، دشمن است. حتی اگر چیزی ناملموس مثل باد باشد، یا بارانی که از بالا فرومیریزد.
mina yazdani
۰
«همیشه فکر میکردم که بهترین آغوشها اونایی هستن که طرف مقابل حواسش نیست، کاری که هیچ دلیل خاصی نداره. همونایی که خودخواهانه انجام میشن، فقط بهخاطر خود آدم.»
mina yazdani
۰
معجزه هنگامی رخ میدهد که کسی برای دیدنش حضور ندارد.
k.hashemzade
۰
«زمان میگذره، اما خاطراتمون از کسانی که عاشقشون بودیم قدیمی نمیشه. فقط ماییم که سنوسالمون بالا میره.»
k.hashemzade
۰
معجزه هنگامی رخ میدهد که کسی برای دیدنش حضور ندارد.
k.hashemzade
۰
فاصله باعث میشود بیشتر و با احترام زیادتری عشق بورزیم. درحقیقت، فاصله چیز بدی نیست؛ برعکس، فقدانِ فاصله است که میتواند آسیبزا باشد و فقط احساسات ناب و عشق خودانگیز و غریزی توان درمان جراحت را دارد.
k.hashemzade
۰
زندگی دچار زوال میشود و در طی زمان، ترکهای بسیار زیادی روی آن ظاهر میشود. اما دقیقاً همین ترکها و همین شکنندگی است که داستان زندگی یک فرد را به سرانجام میرساند و باعث میشود آنها بخواهند ادامه بدهند و به این پی ببرند که بعد چه اتفاقی رخ میدهد.
Melik
۰
«اگه خوب رؤیا ببینی، یه زندگی طولانی و قشنگ خواهی داشت.»