جملات زیبای کتاب مرگ آدم را زیباتر می‌کند | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرگ آدم را زیباتر می‌کند

بریده‌هایی از کتاب مرگ آدم را زیباتر می‌کند

نویسنده:آریا معصومی
ویراستار:علیرضا سمیعی
انتشارات:ماه باران
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۶۱ رأی
۴٫۰
(۶۱)
و شاید سیگار اختراع سرخپوستی بود که می‌خواست به معشوقه‌اش پیام کوتاه بدهد
maria
و چقدر دیوانه‌ها شبیه همدیگرند
min
هرکس را دوست داشته‌ام آن‌قدر دوستش داشته ام که از من بدش بیاید
Nerd
تا خواستیم دل ببندیم دل رفته‌بود تا خواستیم دل بکنیم دل بسته‌بود
-*yallda‌*-
و شاید سیگار اختراع سرخپوستی بود که می‌خواست به معشوقه‌اش پیام کوتاه بدهد
Mehdi
داستان غم‌انگیزی‌ست که هرکسی چیزی را در زندگی از دست داده است اما داستان من غم‌انگیز ترست تو را نداشته‌ام و از دست داده‌ام
محمد مهدی
بازی مسخره‌ای‌ست زندگی فکرش را بکن یک عمر تو را فراموش نکرده‌باشم و بعد سر پیری آلزایمر بگیرم
Mehdi
پرسیدی: چگونه دوستت دارم؟ گفتم: پرنده‌ای عاشقم که برخورد گلوله‌ای به سینه‌ام تا مرگ بیشتر از چند ثانیه طول نمی‌کشد و آن چند ثانیه را به تو فکر خواهم‌کرد
Mehdi
باورش سخت است اما کافی‌ست لحظه‌ای به تنهایی ماموتی فکر کنی که در جستجوی نیمه‌ی دیگرش از سیبری به‌راه افتاد و قرن‌ها بعد فسیلش را در بیابان‌های عربستان کشف کردند
Mehdi
داستان غم‌انگیزی‌ست که هرکسی چیزی را در زندگی از دست داده است اما داستان من غم‌انگیز ترست تو را نداشته‌ام و از دست داده‌ام
Mehdi
می‌خواهم مفقودالاثر شوم تا هیچ قبری نداشته باشم که انتظار بکشد نیامدن‌هایت را
امیری حسین
فردا لباسی سبز می‌پوشد
مستورع
آیا در همه‌ی زبان‌ها رفتن را با اشک می‌نویسند؟
mahsa_ghasemi
در تمام بندها به تو فکر کرده‌ام و اگر یک‌روز باستان شناسان دست مرا از زیر خاک بیرون بیاورند هنوز حلقه‌ای بر پای زندانی بند ششم است
امیری حسین
آن‌قدر که دو آدم برفی از چشم‌هایشان برف بارید و قطب‌ها پدید آمدند
Mehdi
رابطه‌ها سرد شده‌است سال‌ها در کنار هم می‌ایستیم شبیه دو مجسمه در میدان بدون این‌که پای قلبی در میان باشد
melikaw
به تو فکر خواهم‌کرد آن‌قدر فکر خواهم‌کرد که سال‌ها بعد روزنامه‌ها تیتر بزنند از لب‌های جنازه‌ای دود بلند می‌شود مردم، متعجب عکسم را نگاه کنند تو لبخند بزنی زیر لب بگویی: دیوانه هنوز به من فکر می‌کند
-*yallda‌*-
با شلیک آخرین گلوله چیزی تمام نمی‌شود جنگ تا سفید شدن چشم هزاران مادر ادامه دارد
|ݐ.الف
به من فکر کن آن‌گونه که خورشید به زمین فکر می‌کند تا سال‌ها طول بکشد فهمیدن این‌که کدام‌یک از ما به دور دیگری می‌چرخید
منزوی
می‌خواهم مفقودالاثر شوم تا هیچ قبری نداشته باشم که انتظار بکشد نیامدن‌هایت را
خانومِ ساراه
سربازانی که از جنگ برنمی‌گردند نمرده‌اند! شبیه مردانی که بعد از دیدن تو دیگر کسی آن‌ها را ندید
محمود
پیر نمی‌شدیم اگر خورشیدی که رفته بود برنمی‌گشت اگر دختری را که سال‌ها پیش دوست داشتیم دوباره در خیابان‌ها نمی‌دیدیم
.
غمگین‌تر شویم در آپارتمان‌هایی که از درخت‌ها بالاتر رفتند
امیری حسین
به کدامین گناه چشم گشوده ایم که این‌گونه زنده به‌گوریم ما انسان‌های آپارتمان‌های هزار سلولی که در موبایل‌هایمان عاشق می‌شویم /.. /. و از همدیگر جدا می‌شویم
کاربر ۳۵۷۹۶۸۲
داستان غم‌انگیزی‌ست که هرکسی چیزی را در زندگی از دست داده است اما داستان من غم‌انگیز ترست تو را نداشته‌ام و از دست داده‌ام
-*yallda‌*-
هرکس را دوست داشته‌ام آن‌قدر دوستش داشته ام که از من بدش بیاید
منزوی
زیبایی یک زن مردان زیادی را تنها می‌کند تنهایی به خیابان می‌رود دیوانه می‌شود
.
از جنگ پوکه‌ی فشنگ‌هایی می‌ماند که نیمی از آن‌ها رفته است از زیبایی تو هزار ته مانده‌ی سیگار نگاه کن آن مرد که سیگار به‌دست می‌آید قطار کوچکی‌ست که اندوه یک رفتن را آورده است تا قطاری که روی ریل دود می کند اندوه هزار رفتن را ببرد
Arvin Afshang
خورشید بودی روی صورتت اسید پاشیدند اما چیزی از زیباییت کم نشده است حالا ماه شده‌ای با چند لکه‌ی سیاه روی صورتت
!mim
به من فکر کن آن‌گونه که خورشید به زمین فکر می‌کند تا سال‌ها طول بکشد فهمیدن این‌که کدام‌یک از ما به دور دیگری می‌چرخید
خانومِ ساراه

حجم

۲۲٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۴۸ صفحه

حجم

۲۲٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۴۸ صفحه

قیمت:
۲,۰۰۰
۱,۴۰۰
۳۰%
تومان