جملات زیبای کتاب مرگ آدم را زیباتر می‌کند | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرگ آدم را زیباتر می‌کند

بریده‌هایی از کتاب مرگ آدم را زیباتر می‌کند

نویسنده:آریا معصومی
ویراستار:علیرضا سمیعی
انتشارات:ماه باران
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۳از ۳۳ رأی
۴٫۳
(۳۳)
و شاید سیگار اختراع سرخپوستی بود که می‌خواست به معشوقه‌اش پیام کوتاه بدهد
maria
و چقدر دیوانه‌ها شبیه همدیگرند
min
تا خواستیم دل ببندیم دل رفته‌بود تا خواستیم دل بکنیم دل بسته‌بود
-*yallda‌*-
و شاید سیگار اختراع سرخپوستی بود که می‌خواست به معشوقه‌اش پیام کوتاه بدهد
Mehdi
هرکس را دوست داشته‌ام آن‌قدر دوستش داشته ام که از من بدش بیاید
Nerd
داستان غم‌انگیزی‌ست که هرکسی چیزی را در زندگی از دست داده است اما داستان من غم‌انگیز ترست تو را نداشته‌ام و از دست داده‌ام
محمد مهدی
بازی مسخره‌ای‌ست زندگی فکرش را بکن یک عمر تو را فراموش نکرده‌باشم و بعد سر پیری آلزایمر بگیرم
Mehdi
پرسیدی: چگونه دوستت دارم؟ گفتم: پرنده‌ای عاشقم که برخورد گلوله‌ای به سینه‌ام تا مرگ بیشتر از چند ثانیه طول نمی‌کشد و آن چند ثانیه را به تو فکر خواهم‌کرد
Mehdi
داستان غم‌انگیزی‌ست که هرکسی چیزی را در زندگی از دست داده است اما داستان من غم‌انگیز ترست تو را نداشته‌ام و از دست داده‌ام
Mehdi
باورش سخت است اما کافی‌ست لحظه‌ای به تنهایی ماموتی فکر کنی که در جستجوی نیمه‌ی دیگرش از سیبری به‌راه افتاد و قرن‌ها بعد فسیلش را در بیابان‌های عربستان کشف کردند
Mehdi
فردا لباسی سبز می‌پوشد
مستورع
آن‌قدر که دو آدم برفی از چشم‌هایشان برف بارید و قطب‌ها پدید آمدند
Mehdi
در تمام بندها به تو فکر کرده‌ام و اگر یک‌روز باستان شناسان دست مرا از زیر خاک بیرون بیاورند هنوز حلقه‌ای بر پای زندانی بند ششم است
امیری حسین
می‌خواهم مفقودالاثر شوم تا هیچ قبری نداشته باشم که انتظار بکشد نیامدن‌هایت را
امیری حسین
رابطه‌ها سرد شده‌است سال‌ها در کنار هم می‌ایستیم شبیه دو مجسمه در میدان بدون این‌که پای قلبی در میان باشد
melikaw
سربازانی که از جنگ برنمی‌گردند نمرده‌اند! شبیه مردانی که بعد از دیدن تو دیگر کسی آن‌ها را ندید
محمود
غمگین‌تر شویم در آپارتمان‌هایی که از درخت‌ها بالاتر رفتند
امیری حسین
به تو فکر خواهم‌کرد آن‌قدر فکر خواهم‌کرد که سال‌ها بعد روزنامه‌ها تیتر بزنند از لب‌های جنازه‌ای دود بلند می‌شود مردم، متعجب عکسم را نگاه کنند تو لبخند بزنی زیر لب بگویی: دیوانه هنوز به من فکر می‌کند
-*yallda‌*-
به من فکر کن آن‌گونه که خورشید به زمین فکر می‌کند تا سال‌ها طول بکشد فهمیدن این‌که کدام‌یک از ما به دور دیگری می‌چرخید
منزوی
داستان غم‌انگیزی‌ست که هرکسی چیزی را در زندگی از دست داده است اما داستان من غم‌انگیز ترست تو را نداشته‌ام و از دست داده‌ام
-*yallda‌*-
پیر نمی‌شدیم اگر خورشیدی که رفته بود برنمی‌گشت اگر دختری را که سال‌ها پیش دوست داشتیم دوباره در خیابان‌ها نمی‌دیدیم
.
رابطه‌ها سرد شده‌است سال‌ها در کنار هم می‌ایستیم شبیه دو مجسمه در میدان بدون این‌که پای قلبی در میان باشد
.
از جنگ پوکه‌ی فشنگ‌هایی می‌ماند که نیمی از آن‌ها رفته است از زیبایی تو هزار ته مانده‌ی سیگار نگاه کن آن مرد که سیگار به‌دست می‌آید قطار کوچکی‌ست که اندوه یک رفتن را آورده است تا قطاری که روی ریل دود می کند اندوه هزار رفتن را ببرد
Arvin Afshang
با شلیک آخرین گلوله چیزی تمام نمی‌شود جنگ تا سفید شدن چشم هزاران مادر ادامه دارد
|ݐ.الف
به کدامین گناه چشم گشوده ایم که این‌گونه زنده به‌گوریم ما انسان‌های آپارتمان‌های هزار سلولی که در موبایل‌هایمان عاشق می‌شویم /.. /. و از همدیگر جدا می‌شویم
کاربر ۳۵۷۹۶۸۲
هرکس را دوست داشته‌ام آن‌قدر دوستش داشته ام که از من بدش بیاید
منزوی
این‌که سینه‌ی هر مرد این‌که جهان چند خدا دارد را هیچ‌کس نمی داند اما آن زن که چشم‌هایت را آزار می‌دهد خورشید است تا آخرین نفس در روشنایش قدم بزن که این قلب کارگری‌ست که یک‌روز دیگر برای دوست داشتن به میدان شهر نمی‌رود
دانیال
دیوانه باش و به من بگو زیبایی مسافری‌ست که یک روز برخواهد گشت به زندگی به‌صورت این مرد به‌صورت آن زن و تنها یک نفر را نام ببر که برای مرگش گریه نکرده باشند تنها یک نفر را که زندگی‌ش داستان غم‌انگیزی نبوده است تا این‌گونه اندوهگین نباشم
منزوی
گاهی مرگ آدم را زیباتر می‌کند
کاربر ۱۹۶۳۲۹۶
پیر نمی‌شدیم اگر خورشیدی که رفته بود برنمی‌گشت اگر دختری را که سال‌ها پیش دوست داشتیم دوباره در خیابان‌ها نمی‌دیدیم
ofo

حجم

۲۲٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۴۸ صفحه

حجم

۲۲٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۴۸ صفحه

قیمت:
۲,۰۰۰
۱,۰۰۰
۵۰%
تومان