
بریدههایی از کتاب تقسیم
۴٫۳
(۶۴)
محمد: «روشن میکنم. چی شده؟»
مجید: «گزارش شده که یه دختر خانم در مقر پلیس امنیت اخلاق از دنیا رفته!»
محمد: «بسمالله. شروع شد. پلن سه!»
مجید: «منظورتون از پلن سه متوجه نمیشم!»
محمد: «هیچی. مشخصاتش رو میگی؟»
مجید: «دختر... کورد... اهل سنت!»
محمد: «نگفتم؟! پلن سه! و بهزودی نفرات و قربانیان بعدی...»
محمد همینطورکه داشت سیستمش را روشن میکرد پرسید: «نام و نامخانوادگی؟»
مجید گفت: «خانم مهسا امینی!»
mohammad_alipour
«خندهٔ تلخ من از گریه غمانگیزتر است / کارم از گریه گذشته به آن میخندم»
کاربر ۹۴۹۲۷۵۷
شاپور که در حال باز کردن زیپ چمدان بود گفت: «برگردیم پیش مادرم احساست بهتر میشه؟! روزی صد بار بهخاطرِ زخمزبونهاش گریه کنی بهتر میشی؟!»
mohammad_alipour
صدرا موتور را رها کرد و موتور با سرعت وحشتناکی به پژو خورد. صدرا هم بعداز اینکه خوب روی زمین غلتید بهطرفِ گاردریل کنار بزرگراه پرت شد.
هرکسی این صحنه و هنرنمایی صدرا را دید با صدای بلند یک وای کشیدند! محمد که چشمانش صد تا شده بود رفت روی خط صدرا و گفت: «زندهای تو؟!»
صدرا همانطورکه روی زمین و کنار گاردریل افتاده بود گفت: «آره آقا. پاشم دعوا کنم یا بمیرم مثلاً؟»
محمد گفت: «خدا نکنه بمیری. شیر مادرت حلالت.
mohammad_alipour
«آره. همین. حجاب. این پاشنه آشیلِ رژیمه. حتی کارشناس سازمان سیا هم گفت که اگه مسئلهٔ حجاب اجباری حل بشه و حتی بهطرفِ بیحجابی اجباری حرکت کنیم، علاوهبر اینکه ماهیت و ظاهرِ اجتماعیِ دینی رژیم رو ازش گرفتیم، بلکه حتی طرفداران رژیم هم ازش سرخورده میشن و دیگه ازش حمایت نمیکنن. چون اگه رژیم زیرِ بارِ حذف حجاب اجباری بره، خانوادههای مذهبی و ارزشی زیادی رو از خودش ناامید میکنه و از حمایت اونها در مشکلاتش محروم میشه.»
کاربر ۵۹۶۳۰۹۸
گفت یه چیزی بهت یاد میدم که اگه بخونی، نه کسی تو رو میبینه و نه کسی اونو میبینه. حتی شک هم نمیکنن. بعد گفت کلمهکلمه باهام تکرار کن که یاد بگیری: وَجَعَلْنَا مِنْ بَینِ أَیدِیهِمْ سَدًّا ...»
بابک صدای دندانهایش را کنترل کرد و با خودش جملاتی را زمزمه میکرد: «وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَینَاهُمْ فَهُمْ لَا یبْصِرُونَ... وَجَعَلْنَا مِنْ بَینِ أَیدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَینَاهُمْ فَهُمْ لَا یبْصِرُونَ... وَجَعَلْنَا مِنْ بَینِ أَیدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَینَاهُمْ فَهُمْ لَا یبْصِرُونَ...»
sahari
حجم
۲۲۲٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۳۶ صفحه
حجم
۲۲۲٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۳۶ صفحه
قیمت:
۱۰۵,۰۰۰
تومان