
kamrang
۸
رویای بچههای جنوب شهر را
در سطل زبالههای شمال شهر
پخش میکند
گربهای که نمیدانم
تنها یک گربه است
یا نقشه رها شدهی وطنم!
kamrang
۷
همه یک روز به گذشته برمی گردیم برای آنان که دوستمان داشتند و ما رهایشان کردیم سخت خواهیم گریست
kamrang
۴
زودتر میپوسد
مردی که معشوقه زیبا دارد
مثل آجرهای دیوار اتاق دختری زیبا
که از آجرهای سلول انفرادی زودتر پوسید