
بریدههایی از کتاب چراغ ها را ببین، عشق من
۴٫۳
(۳)
در جهانی زندگی میکنیم که در آن پیوسته نادیده گرفته میشویمـ اگر ثروتمند نباشیم، اگر جنگی را در خاورمیانه شروع نکرده باشیم و اگر گرانترین مارکها را نپوشیم. این جهان درعینحال جهانی است که ما را بهسختی پشت مرزهای قانون، سنت، ملیت، جغرافیا، و حساب بانکیمان نگه میدارد و محدود میکند.
fuzzy
زندگیهای روایتنشده زندگیهایی تقلیلیافته، انکارشده، و حقیر شمردهشده هستند.
fuzzy
در جهانی زندگی میکنیم که در آن پیوسته نادیده گرفته میشویمـ اگر ثروتمند نباشیم، اگر جنگی را در خاورمیانه شروع نکرده باشیم و اگر گرانترین مارکها را نپوشیم. این جهان درعینحال جهانی است که ما را بهسختی پشت مرزهای قانون، سنت، ملیت، جغرافیا، و حساب بانکیمان نگه میدارد و محدود میکند.
maedeh
جامعهٔ دموکراتیک جامعهای است که افرادش ابتدا بتوانند دیده شوند. من بیش از هر چیز باید بهعنوان فردی که وجود دارد و حق دارد وجود داشته باشم، بهعنوان انسانی که نظر و وضعیتی بخصوص دارد دیده شوم. و این اولین قدم برای پیش رفتن بهسوی جامعهای دموکراتیک است.
maedeh
ما اشیاء و مکانهایی را که در حافظهمان میمانند انتخاب میکنیم، یا درواقع روح زمانه تعیین میکند که چه چیز ارزش به خاطر سپردن دارد.
maedeh
از خودم میپرسیدم چرا در رمانهایی که چاپ میشوند هرگز اثری از سوپرمارکتها نیست، که چقدر طول میکشد تا یک واقعیت جدید بتواند به عرصهٔ پرمنزلت ادبیات راه یابد.
fuzzy
با وجود این، وقتی به این مکانها میاندیشیم میبینیم هیچ فضایی، چه عمومی و چه خصوصی، وجود ندارد که اینهمه افراد مختلف، به لحاظ سن، درآمد، فرهنگ، خاستگاه جغرافیایی و نژادی و ظاهر در آن تکامل یابند و شانهبهشانهٔ هم حرکت کنند. فضای بستهای وجود ندارد که در آن هر کس دهها بار در سال، پیوسته و پیوسته در کنار همنوعان خود قرار گیرد، جایی که در آن هر کس این موقعیت را پیداکند تا نظری به نحوهٔ بودن و زندگی کردن دیگران بیندازد.
fuzzy
در جهان هایپرمارکت و اقتصاد لیبرال، هر چقدر بیشتر بتوانی برای بچهها چیز بخری یعنی بیشتر دوستشان داری.
fuzzy
جز خودِ آنها که در آنسوی دنیا استثمار میشوند هیچکس طغیان نخواهد کرد.
fuzzy
آغاز ثروت، آغاز آسودهخیالی ثروت را، باید بشود از برداشتن مواد غذایی در فروشگاه بینگاه کردن به قیمتها تشخیص داد. کالاها نوعی حس شرمساری را تحمیل میکنند. خیلی گراناند، پس اصلاً هیچ نمیخواهم.
fuzzy
از او میپرسم چند وقت است که در هایپرمارکت کار میکند. «بیست سال!» این را با غروری میگوید که پایداری در هر امری، در کار، در ازدواج، یا در زندگی حتی، به آدم میدهد.
fuzzy
سوپرمارکتها به امرار معاش، به وظایف زنانه مربوطاند. در گذر سالها، زنان مراجعان اصلیشان بودهاند. این در حالی است که آنچه کموبیش تحت حوزهٔ فعالیت تخصصی زنان قرار میگیرد، بهطور سنتی نامرئی است، نادیده گرفته میشود، همانطور که کارهای خانه که بهدست زنان انجام میشود همواره چنین بوده است. آنچه در زندگی اهمیت ندارد در ادبیات هم اهمیت ندارد.
fuzzy
با شگفتی متوجه شدم که چقدر دلم برای آنجا تنگ شده است، و چه خوشحالی غریبی از بازگشت به آنجا دارم. انگار آنجا در تمام این مدت امتداد جهان خصوصیام بوده است، و بیآنکه متوجه شوم از آن محروم بودهام.
fuzzy
فراموش کرده بودم. مراکز خرید اما هرگز فراموش نمیکنند.
fuzzy
وقتی جایی را از آن خود کردهایم که دیگر ابعاد آن را حس نکنیم. عادت باعث شده است مساحت واقعی هایپرمارکت اوشان، چیزی که شامل هزاران مترمربع میشود، کاملاً از ذهن من پاک شود. اما این واقعیت کماکان بر بدن من نقش بسته است، چون ترجیح میدهم از چیزی که در آن طرف فروشگاه فراموش کردهام صرفنظر کنم تا اینکه برگردم و آن را بردارم.
fuzzy
روی پرچم بلندی که پایین ورودی دوم مرکز خرید گذاشتهاند نوشته است «حراج». کمی پایینتر، نمای نزدیک چهرهٔ خندان زنی در آستانهٔ سی سالگی، و در پسزمینه، تصویر مرد و بچهای دیده میشود. از زمان بهشت بانوان به این طرف چیزی تغییر نکرده است. زنان هنوز نخستین نشانگاه دنیای تجارتاند، هدفی خود متمایل به تسلیم شدن.
fuzzy
ما جامعهای هستیم که از مجموعهای از میلها تشکیل شده است و نه عملها.
fuzzy
است. نقش مراکز خرید در برآورده شدن نیازهای کمدرآمد، و به این ترتیب نقششان در حفظ تسلیم اجتماعی.
fuzzy
تمایل به شناختهشدن، جزئی جداییناپذیر از جامعهٔ عادلانه است.
maedeh
حجم
۸۷٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
حجم
۸۷٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
قیمت:
۸۸,۰۰۰
تومان