مقصد حقیقی عطّار در این مثنوی بیان کیفیتّ وجود یا بررُستن طلب در دل مطالب و رسیدن او به درجهٔ ارادت است که این معنی را در ضمن مجمع ساختن مرغان و انتخاب هدهد به رهنمونی به اشارت و کنایت باز نموده است و پس از آن به ذکر حالات مختلف مریدان و وساوس و خطراتی که به وقت سلوک برای آنها پیش میآید پرداخته و علاج هر یک را باز گفته و موانع و قواطع طریق را نشان داده است.
ارغوان
مرا گر بود انسی در زمانه
به مادر بود و او رفت از میانه
ارغوان
وَوَرِث سُلَیْمانُ داوُدَ وَ قَالَ یا اَیُّهَا النّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْرِ (سوره نمل. آیهٔ ۱۱۶) که مفسّرین آن را به معنی ظاهر خود یعنی دانستن و پیبردن به سخن و آهنگ مرغان تفسیر کرده و چند حکایت از گفت و گوی سلیمان با مرغان باز گفتهاند و شیخ عطّار در وصف خاتم سلیمان همین معنی را اراده کرده است
ارغوان