
٪۵۰
آتنا
۶
مردم باید راهی برای توجیه خودشان پیدا کنند.
انسانها نمیتوانند زندگی کنند مگر اینکه بتوانند به خود بگوید حق با آنهاست، و اینکه قوی هستند و ارزشمند. بنابراین وقتی حرفها و اعمالشان از دیدگاهی که درمورد خود دارند دور میشود، دنبال بهانه میگردند تا این تعارضها را راستوریس کنند.
آتنا
۵
افراد زیادی نیستند که معیارهای فردی تثبیتشدهای برای خود داشته باشند، کسانی که اعتمادبهنفس واقعی دارند. و هرچه فردی کمسنوسالتر باشد، معیارهایش تغییرپذیرتر است.
آنها دست خودشان نیست که از محیطشان تأثیر میپذیرند.
hazratsaadi
۲
وقتی میخواهی کمی ترس به جان آدمی بیسروپا بیندازی، اسلحه به دردت میخورد؛ وقتی لازم است به یک عوضی نشان بدهی که از حدومرز خود فراتر رفته است.
hazratsaadi
۲
چیزی را قورت میدهند و بهمحض پایینرفتن از گلویشان، بهکلی فراموشش میکنند. ذاتاً عاری از حس همدلیاند. چنین افرادی بیشترین نیاز را به مطالعه دارند، اما در بیشتر موارد، دیگر خیلی دیر شده.
hazratsaadi
۲
اسطورهها بهوجود میآن چون یه کسی اختراعشون میکنه. احتمالاً همچین کسی اصلاً وجود نداشته. اینکه بگیم کسی اسطورهست اساساً مثل اینه که بگیم یه افسانهست.
o.o
۲
هرچه ترس قویتر باشد، اعتماد ضعیفتر است. خشم و رنجشش نسبت به فرد خودکامه متوجه افرادی میشود که باید همدست باشند، و احتمال روشنشدن جرقۀ شورش و نافرمانی را کمتر میکند. همه میخواهند خود را در امنیت نگه دارند و هدفشان پرهیز از مجازات است، و شروع میکنند به زیرنظرگرفتن یکدیگر.
Sahia
۲
در واقعیت، آمریکا و سازمان ملل تصمیمگیری دربارۀ اقدامات خود را نه برمبنای حس وظیفه و التزامات اخلاقی، که براساس حسابوکتاب سود و زیانشان انجام میدهند.
hazratsaadi
۱
نارنگی فکر میکند: شاید هیچ دغدغۀ درونیای نداره؛ موضوعی که اغلب دربارۀ افرادی که داستان نمیخوانند مصداق دارد، یعنی از درون خالی و تکرنگاند، بنابراین بدون هیچ مشکلی میتوانند رویکردشان را تغییر بدهند.
hazratsaadi
۱
اگر چیزی یک بار اتفاق بیفتد، ممکن است دوباره رخ بدهد، و اگر دو بار اتفاق بیفتد، ممکن است بار سوم هم رخ بدهد، و اگر سه بار رخ بدهد، آنوقت بار چهارمی هم در کار است، پس میتوانیم اینطور بگوییم که اگر چیزی یک بار اتفاق بیفتد، تا ابد به رخدادن ادامه میدهد. مثل اثر دومینو.
hazratsaadi
۱
نانائو تلاش کرد حرفهایش را با مثلزدن از فوتبالیست ماهری بیان کند که روی خطوط کناری میایستد و دستوراتش را سر همتیمیهای آماتورش که در زمین تلوتلو میخورند فریاد میزند و بابت اشتباهاتشان حسابی از خجالتشان درمیآید. «تو یه فوتبالیست ماهری که باعث میشی من آماتور باشم. بهنظرت اگه این فوتبالیست ماهر وارد بازی بشه، اوضاع بهتر پیش نمیره؟ استرس کمتری برای همه ایجاد میشه و نتایج بهتری هم بهدست میآد.»
hazratsaadi
۱
«خیلی بدبینی. تو مثل یه خرچنگ منزوی هستی که پوستهش رو ترک نمیکنه، چون نگران زلزلهست.»
«مگه خرچنگهای منزوی نگران همچین چیزیان؟»
«اگه نگران زلزله نبودن که خونههای سیار نداشتن، درسته؟»
«شاید دلشون نمیخواد مالیات ملک بدن.»
hazratsaadi
۱
میدونین، وقتی آدم میخواد بره سروقت کسی، یا آدمی رو زمین بزنه، یا از کسی استفاده کنه، اولین کاری که باید بکنه جمعکردن اطلاعات دربارۀ اون فرده. باید از خونواده، شغل، عادتها و علاقهمندیهاش شروع کرد. همینها چیزی رو که بهش نیاز داری بهت میدن. شبیه کاری که ادارۀ مالیات میکنه.
hazratsaadi
۱
«دوست داری یه داستان بامزه بشنوی؟»
«نه، ممنون. وقتی یه آدم جدی مثل تو میگه که میخواد یه داستان بامزه تعریف کنه، نود درصد موارد یه داستان بهدردنخوره.»
hazratsaadi
۱
گاهی دروغهایی که روی مهدکودکیها اثر نداره، آدمبزرگها رو راحت گول میزنه.
hazratsaadi
۱
مرگ زندگی فرد را کوتاه میکند، اما این بدترین کاری نیست که میتوان در حق کسی کرد. همچنین میتوان پیش از مردن او، غرق در ناامیدیاش کرد.
Sahia
۱
وقتی مردم باید تصمیمی دشوار بگیرند، تصمیمی که برخلاف قوانین اخلاقی خودشان است، از گروه پیروی میکنند و حتی به این باور میرسند که پاسخشان درست است.
hazratsaadi
۰
اگر کسی بتواند پسری ششساله را از بام یک مرکز خرید هل بدهد و همچنان برای خودش بگردد و راحت نفس بکشد، پس سازوکار چیزی در این جهان درست نیست.
hazratsaadi
۰
چیزی به اسم کار ساده وجود نداره. زیادی خوشبینبودن خطرناکه.
hazratsaadi
۰
«اینطوری فکر کن: هرچقدر یه کار پیچیدهتر باشه، از قبل به دونستن چیزهای بیشتری نیاز داری. ملاحظات خاص، آزمایشهای اولیه، نقشههای احتمالی. از طرف دیگه، نداشتن جزئیات از قبل به این معنیه که قراره کار راحتی باشه. مثلاً چی میشد اگه کاری که داشتی این بود که سه بار نفس بکشی و بدی بیرون؟ از قبل به جزئیات نیاز داشتی؟»
hazratsaadi
۰
مردی که نظرکردۀ بانوی شانس نیست، چارهای ندارد جز اینکه آماده و مجهز باشد.
hazratsaadi
۰
فقط دارم میگم که پول همهچیز نیست، مردم انواعواقسام امیال رو دارن، و بنا به همین انواعواقسام دلایل، یکسری کارها رو انجام میدن. فقط موضوعِ بهکاربردن اهرم مطرحه. اینکه دکمۀ مناسب رو به شیوۀ درستش فشار بدی؛ اینجوری حتی یه بچهمدرسهای هم میتونه هرکسی رو وادار به انجام هر کاری بکنه. و میدونین، اون امیال خاص راحتترین دکمه برای فشاردادنن.
hazratsaadi
۰
اینکه همگی چقدر ناچیزیم، اینکه همهمون یه موجود زندهایم بین بینهایت موجودات دیگه. همین باعث میشه که حس کنی چقدر کوچیک و ناچیزی، چطوری توی پهنۀ بیانتهای اقیانوسِ زمان گم شدی، و امواج بلعیدنت. اثر قدرتمندیه. همگی نابود میشویم، هریک بهتنهایی.
hazratsaadi
۰
اگه فکر کردی کسی میخواد بکشدت، حواست باشه که نشونههای بهدردبخور باقی بذاری.
hazratsaadi
۰
«و میدونی چرا اون قدیمیها هیچوقت بازنده نبودن؟»
«چرا؟»
«چون یا مردهن یا بازنشسته شدهن. در هر دو صورت، دیگه هیچوقت بازنده نمیشن.»
hazratsaadi
۰
اگه فقط یه میخواره بودی، شاید هیچ اشکالی نداشت. اما اگه بهعنوان یه انسانْ خوب نباشی، هیچ امیدی بهت نیست.
hazratsaadi
۰
هیچکس از لاف خوشش نمیآد. اما بدترین چیز، لافشنیدن از آدمیه که میشناسیمش. آدمهایی که همچین کاری میکنن، مستحق اینن که بهشون نشون بدی هیچی نیستن.
hazratsaadi
۰
وقتی گروهی را از طریق ترس رهبری میکنی، افراد زیردست اعتماد خود را به یکدیگر از دست میدهند. هرچه ترس قویتر باشد، اعتماد ضعیفتر است. خشم و رنجشش نسبت به فرد خودکامه متوجه افرادی میشود که باید همدست باشند، و احتمال روشنشدن جرقۀ شورش و نافرمانی را کمتر میکند. همه میخواهند خود را در امنیت نگه دارند و هدفشان پرهیز از مجازات است، و شروع میکنند به زیرنظرگرفتن یکدیگر.
hazratsaadi
۰
تو از کلاسیکها خوشت نمیآد؟ هر چیزی که یه مدت طولانی دَووم بیاره شایستۀ احترامه. زندهموندن مدرکیه برای برتربودن.
hazratsaadi
۰
گفت هیچوقت به نویسندههایی که زیادی از جملههای بدون فعل و فاعل استفاده میکنن، یا آدمهای خوشصحبتی که اصطلاح صرفنظر رو بهکار میبرن اعتماد نکنم.
hazratsaadi
۰
آدمهایی که نمیخوان کشته بشن این قانون رو ساختن که کشتن آدمها کار نادرستیه. اونها نمیتونن کاری برای محافظت از خودشون بکنن، اما میخوان امنیت داشته باشن. اگه از من بپرسی، وقتی نمیخوای کشته بشی پس باید یهجوری رفتار کنی که مانع کشتهشدنت بشه. کسی رو عصبانی نکن، یا قوی بشو، یا هر کار دیگهای. کارهای زیادی هست که میشه انجام داد. باید این حرف رو آویزۀ گوشت کنی، چون توصیۀ خوبیه.