
بریدههایی از کتاب قطار سریع السیر شینکانسن
۳٫۳
(۲۰)
مردم باید راهی برای توجیه خودشان پیدا کنند.
انسانها نمیتوانند زندگی کنند مگر اینکه بتوانند به خود بگوید حق با آنهاست، و اینکه قوی هستند و ارزشمند. بنابراین وقتی حرفها و اعمالشان از دیدگاهی که درمورد خود دارند دور میشود، دنبال بهانه میگردند تا این تعارضها را راستوریس کنند.
آتنا
افراد زیادی نیستند که معیارهای فردی تثبیتشدهای برای خود داشته باشند، کسانی که اعتمادبهنفس واقعی دارند. و هرچه فردی کمسنوسالتر باشد، معیارهایش تغییرپذیرتر است.
آنها دست خودشان نیست که از محیطشان تأثیر میپذیرند.
آتنا
وقتی میخواهی کمی ترس به جان آدمی بیسروپا بیندازی، اسلحه به دردت میخورد؛ وقتی لازم است به یک عوضی نشان بدهی که از حدومرز خود فراتر رفته است.
hazratsaadi
چیزی را قورت میدهند و بهمحض پایینرفتن از گلویشان، بهکلی فراموشش میکنند. ذاتاً عاری از حس همدلیاند. چنین افرادی بیشترین نیاز را به مطالعه دارند، اما در بیشتر موارد، دیگر خیلی دیر شده.
hazratsaadi
اسطورهها بهوجود میآن چون یه کسی اختراعشون میکنه. احتمالاً همچین کسی اصلاً وجود نداشته. اینکه بگیم کسی اسطورهست اساساً مثل اینه که بگیم یه افسانهست.
hazratsaadi
هرچه ترس قویتر باشد، اعتماد ضعیفتر است. خشم و رنجشش نسبت به فرد خودکامه متوجه افرادی میشود که باید همدست باشند، و احتمال روشنشدن جرقۀ شورش و نافرمانی را کمتر میکند. همه میخواهند خود را در امنیت نگه دارند و هدفشان پرهیز از مجازات است، و شروع میکنند به زیرنظرگرفتن یکدیگر.
o.o
نارنگی فکر میکند: شاید هیچ دغدغۀ درونیای نداره؛ موضوعی که اغلب دربارۀ افرادی که داستان نمیخوانند مصداق دارد، یعنی از درون خالی و تکرنگاند، بنابراین بدون هیچ مشکلی میتوانند رویکردشان را تغییر بدهند.
hazratsaadi
اگر چیزی یک بار اتفاق بیفتد، ممکن است دوباره رخ بدهد، و اگر دو بار اتفاق بیفتد، ممکن است بار سوم هم رخ بدهد، و اگر سه بار رخ بدهد، آنوقت بار چهارمی هم در کار است، پس میتوانیم اینطور بگوییم که اگر چیزی یک بار اتفاق بیفتد، تا ابد به رخدادن ادامه میدهد. مثل اثر دومینو.
hazratsaadi
نانائو تلاش کرد حرفهایش را با مثلزدن از فوتبالیست ماهری بیان کند که روی خطوط کناری میایستد و دستوراتش را سر همتیمیهای آماتورش که در زمین تلوتلو میخورند فریاد میزند و بابت اشتباهاتشان حسابی از خجالتشان درمیآید. «تو یه فوتبالیست ماهری که باعث میشی من آماتور باشم. بهنظرت اگه این فوتبالیست ماهر وارد بازی بشه، اوضاع بهتر پیش نمیره؟ استرس کمتری برای همه ایجاد میشه و نتایج بهتری هم بهدست میآد.»
hazratsaadi
«خیلی بدبینی. تو مثل یه خرچنگ منزوی هستی که پوستهش رو ترک نمیکنه، چون نگران زلزلهست.»
«مگه خرچنگهای منزوی نگران همچین چیزیان؟»
«اگه نگران زلزله نبودن که خونههای سیار نداشتن، درسته؟»
«شاید دلشون نمیخواد مالیات ملک بدن.»
hazratsaadi
میدونین، وقتی آدم میخواد بره سروقت کسی، یا آدمی رو زمین بزنه، یا از کسی استفاده کنه، اولین کاری که باید بکنه جمعکردن اطلاعات دربارۀ اون فرده. باید از خونواده، شغل، عادتها و علاقهمندیهاش شروع کرد. همینها چیزی رو که بهش نیاز داری بهت میدن. شبیه کاری که ادارۀ مالیات میکنه.
hazratsaadi
«دوست داری یه داستان بامزه بشنوی؟»
«نه، ممنون. وقتی یه آدم جدی مثل تو میگه که میخواد یه داستان بامزه تعریف کنه، نود درصد موارد یه داستان بهدردنخوره.»
hazratsaadi
گاهی دروغهایی که روی مهدکودکیها اثر نداره، آدمبزرگها رو راحت گول میزنه.
hazratsaadi
مرگ زندگی فرد را کوتاه میکند، اما این بدترین کاری نیست که میتوان در حق کسی کرد. همچنین میتوان پیش از مردن او، غرق در ناامیدیاش کرد.
hazratsaadi
اگر کسی بتواند پسری ششساله را از بام یک مرکز خرید هل بدهد و همچنان برای خودش بگردد و راحت نفس بکشد، پس سازوکار چیزی در این جهان درست نیست.
hazratsaadi
چیزی به اسم کار ساده وجود نداره. زیادی خوشبینبودن خطرناکه.
hazratsaadi
«اینطوری فکر کن: هرچقدر یه کار پیچیدهتر باشه، از قبل به دونستن چیزهای بیشتری نیاز داری. ملاحظات خاص، آزمایشهای اولیه، نقشههای احتمالی. از طرف دیگه، نداشتن جزئیات از قبل به این معنیه که قراره کار راحتی باشه. مثلاً چی میشد اگه کاری که داشتی این بود که سه بار نفس بکشی و بدی بیرون؟ از قبل به جزئیات نیاز داشتی؟»
hazratsaadi
مردی که نظرکردۀ بانوی شانس نیست، چارهای ندارد جز اینکه آماده و مجهز باشد.
hazratsaadi
فقط دارم میگم که پول همهچیز نیست، مردم انواعواقسام امیال رو دارن، و بنا به همین انواعواقسام دلایل، یکسری کارها رو انجام میدن. فقط موضوعِ بهکاربردن اهرم مطرحه. اینکه دکمۀ مناسب رو به شیوۀ درستش فشار بدی؛ اینجوری حتی یه بچهمدرسهای هم میتونه هرکسی رو وادار به انجام هر کاری بکنه. و میدونین، اون امیال خاص راحتترین دکمه برای فشاردادنن.
hazratsaadi
اینکه همگی چقدر ناچیزیم، اینکه همهمون یه موجود زندهایم بین بینهایت موجودات دیگه. همین باعث میشه که حس کنی چقدر کوچیک و ناچیزی، چطوری توی پهنۀ بیانتهای اقیانوسِ زمان گم شدی، و امواج بلعیدنت. اثر قدرتمندیه. همگی نابود میشویم، هریک بهتنهایی.
hazratsaadi
اگه فکر کردی کسی میخواد بکشدت، حواست باشه که نشونههای بهدردبخور باقی بذاری.
hazratsaadi
«و میدونی چرا اون قدیمیها هیچوقت بازنده نبودن؟»
«چرا؟»
«چون یا مردهن یا بازنشسته شدهن. در هر دو صورت، دیگه هیچوقت بازنده نمیشن.»
hazratsaadi
اگه فقط یه میخواره بودی، شاید هیچ اشکالی نداشت. اما اگه بهعنوان یه انسانْ خوب نباشی، هیچ امیدی بهت نیست.
hazratsaadi
هیچکس از لاف خوشش نمیآد. اما بدترین چیز، لافشنیدن از آدمیه که میشناسیمش. آدمهایی که همچین کاری میکنن، مستحق اینن که بهشون نشون بدی هیچی نیستن.
hazratsaadi
وقتی گروهی را از طریق ترس رهبری میکنی، افراد زیردست اعتماد خود را به یکدیگر از دست میدهند. هرچه ترس قویتر باشد، اعتماد ضعیفتر است. خشم و رنجشش نسبت به فرد خودکامه متوجه افرادی میشود که باید همدست باشند، و احتمال روشنشدن جرقۀ شورش و نافرمانی را کمتر میکند. همه میخواهند خود را در امنیت نگه دارند و هدفشان پرهیز از مجازات است، و شروع میکنند به زیرنظرگرفتن یکدیگر.
hazratsaadi
تو از کلاسیکها خوشت نمیآد؟ هر چیزی که یه مدت طولانی دَووم بیاره شایستۀ احترامه. زندهموندن مدرکیه برای برتربودن.
hazratsaadi
گفت هیچوقت به نویسندههایی که زیادی از جملههای بدون فعل و فاعل استفاده میکنن، یا آدمهای خوشصحبتی که اصطلاح صرفنظر رو بهکار میبرن اعتماد نکنم.
hazratsaadi
آدمهایی که نمیخوان کشته بشن این قانون رو ساختن که کشتن آدمها کار نادرستیه. اونها نمیتونن کاری برای محافظت از خودشون بکنن، اما میخوان امنیت داشته باشن. اگه از من بپرسی، وقتی نمیخوای کشته بشی پس باید یهجوری رفتار کنی که مانع کشتهشدنت بشه. کسی رو عصبانی نکن، یا قوی بشو، یا هر کار دیگهای. کارهای زیادی هست که میشه انجام داد. باید این حرف رو آویزۀ گوشت کنی، چون توصیۀ خوبیه.
hazratsaadi
بخش قابلتوجهی از کنترل احساسات مردم به ظاهر فرد بستگی دارد. اگر بچههای کوچک به شیرینی آنچه هستند نبودند، دکمۀ احساسات دیگران را فشار نمیدادند، و کسی دردسر مراقبت از آنها را به خود نمیداد.
hazratsaadi
وقتی مردم باید تصمیمی دشوار بگیرند، تصمیمی که برخلاف قوانین اخلاقی خودشان است، از گروه پیروی میکنند
parnian
حجم
۵۱۱٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۴۱۰ صفحه
حجم
۵۱۱٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۴۱۰ صفحه
قیمت:
۹۹,۰۰۰
تومان