جملات زیبای کتاب به کتابفروشی هیونام دونگ خوش آمدید | طاقچه
تصویر جلد کتاب به کتابفروشی هیونام دونگ خوش آمدید

بریده‌هایی از کتاب به کتابفروشی هیونام دونگ خوش آمدید

نویسنده:هوانگ بوروم
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۴۳ رأی
۴٫۰
(۴۳)
اگر حرفی برای گفتن ندارید، به زور حرف زدن باعث می‌شود بی‌احساس به نظر برسید و فرد مقابلتان بخواهد از دستتان فرار کند.
«،،»
خوندن یعنی دیدن همه‌چی از چشم آدمای دیگه،
raha
هیچ دردی نبود که غذای خوشمزه نتواند درمانش کند
faeze
کتابایی که خوندم باعث شدن تا گزینه‌هایی رو که توی زندگیم داشتم، انتخاب کنم. درحالی‌که ممکنه تموم جزئیات رو به خاطر نداشته باشم، داستان‌ها بازم تأثیر خودشون رو روی من دارن.
raha
کتاب خوندن باعث می‌شه با نگاه واضح‌تری همه‌چیز رو ببینین و جهان رو بهتر درک کنین.
raha
«هیچ‌کس نمی‌تونه آینده رو پیش‌بینی کنه. برای اینکه بدونی از انجام کاری لذت می‌بری یا نه، باید امتحانش کنی.»
raha
خوندن باعث می‌شه از تعریف موفقیت توی کتاب‌ها بیشتر فاصله بگیریم، چون کتابا باعث نمی‌شن ما از دیگران جلوتر بزنیم یا فراتر بریم؛ اونا ما رو راهنمایی می‌کنن تا کنار دیگران بایستیم.
دختر کتابدوست
به نظرم اگه آدمای بیشتری کتاب بخونن، دنیا به جای بهتری تبدیل می‌شه.
دختر کتابدوست
ما همگی موجوداتی ناکافی، ضعیف و عادی هستیم. اما چون می‌تونیم مهربون باشیم، حتی شده برای لحظه‌ای گذرا ــ می‌تونیم خارق‌العاده باشیم.
raha
تایمر رو دوباره روی بیست دقیقه تنظیم کنیم. اگه سه بار این کارو تکرار کنیم، به مدت یک ساعت کتاب خوندیم. بیاین تلاش کنیم تایمر رو سه بار تنظیم کنیم و هر روز یک ساعت کتاب بخونیم.
گلنار
الان داره بهم خوش می‌گذره. همین کافیه. بعدشم مگه زندگی همین نیست؟»
raha
خوندن یعنی دیدن همه‌چی از چشم آدمای دیگه، و همین هم طبیعتاً شما رو به سمتی سوق میده که یکمی بایستین و به دیگران توجه کنین، به جای اینکه با سرعت هرچه تمام‌تر به دنبال موفقیت بدویین. به نظرم اگه آدمای بیشتری کتاب بخونن، دنیا به جای بهتری تبدیل می‌شه.
گلنار
«اگه سعی نکنم، نمی‌تونم به گرفتن نتایج موردنظرم امیدوار باشم.»
raha
راه خودت رو برای تلاش کردن و راه رفتن پیدا کن. هر کاری که خودت دلت می‌خواد!»
raha
به شجاعت نیاز داشت. شجاعت متزلزل نشدن در مواجهه با ناامیدی از جانب دیگران، شجاعت پایبندی به باورها و انتخاب‌های خود.
مائده🍃
«بدترین چیز این بود که وقتی حالم خوب نبود باید یه طوری رفتار می‌کردم که انگار حالم خوبه. هر شب گریه می‌کردم و برای خودم دل می‌سوزوندم که نمی‌تونستم راجع به دردم حرف بزنم. نمی‌دونم اگه می‌تونستم مثل تو باشم، سرجام بشینم و همه‌چی رو رها کنم، زندگی برام طور دیگه‌ای پیش می‌رفت یا نه. اشکام بند نمی‌اومدن، اما می‌دونی، وقتی حس و حال گریه داریم باید بذاریم اشکامون سرازیر بشن. جلوگیری از ریزش اشکا باعث می‌شه زخم‌هامون دیرتر التیام پیدا کنن.»
sara._book
وقتی که تازه شروع کرده بود به تنهایی زندگی کردن، غروب‌ها از قصد صداهای عجیبی همچون «آآآآآ» از خودش درمی‌آورد، بعد هم به خاطر رفتار مسخره‌اش می‌زد زیر خنده. اما حالا با سکوت به عنوان روز استراحت برای صدایش رفتار می‌کرد و با این سکوت کاملاً راحت بود. زمانی که حرف نمی‌زد، صدای درونش بلندتر می‌شد و با اینکه حرف نمی‌زد، کل روز را صرف فکر کردن و احساس کردن می‌کرد. به جای صدا، خودش را از طریق کلمات نوشته‌شده خالی می‌کرد. گاهی حتی در یک یکشنبه، سه مقاله می‌نوشت. اما این‌ها فقط به خودش تعلق داشتند و هیچ‌وقت با هیچ‌کسی به اشتراکشان نمی‌گذاشت.
parisa_msi
کتاب‌ها با آغوش باز از او استقبال کردند، بدون اینکه در مورد فردی که به او تبدیل شده بود قضاوتش کنند، و او را همان‌طور که بود پذیرفتند.
raha
«از همهٔ چیزهایی که زندگی به آدم میده، فقط عشق ضروریه.
raha
مردم سعی دارن مفهوم زندگی‌شون رو پیدا کنن. آخرش، بر مبنای معنایی که پیدا می‌کنن زندگی هر آدمی با زندگی باقی آدما متفاوت می‌شه.»
raha
تحقق رؤیای یک شخص می‌توانست به قیمت فروپاشی زندگی شخص دیگری باشد
raha
یک فنجان قهوه هم هنر دست قهوه‌چی بود و هم هنر طبیعت
raha
می‌گن توی جهنم بادی وجود نداره، پس شکر خدا اینجایی که هستم جهنم نیست.
raha
تحقق رؤیای یک شخص می‌توانست به قیمت فروپاشی زندگی شخص دیگری باشد.
setareh.sf
آنچه نیاز داشت تصمیم نبود. او به شجاعت نیاز داشت. شجاعت متزلزل نشدن در مواجهه با ناامیدی از جانب دیگران، شجاعت پایبندی به باورها و انتخاب‌های خود.
setareh.sf
ولی هیچ رؤیایی تا ابد دووم نمیاره، بعد از هر رؤیا یه رؤیای دیگه میاد و آدم نباید به یه رؤیای خاص بچسبه.»
raha
و رسیدن به این باور که می‌توانست حتی زمانی که در طول مسیر پایش می‌لغزید و اشتباه می‌کرد، رو به جلو حرکت کند.
raha
اگر مردم کم‌کم به این باور می‌رسیدند که در زندگی چیزی هست که فقط کسانی که کتاب می‌خوانند، می‌توانند آن را کشف کنند، و داستان‌هایی وجود دارد که فقط کسانی که آن‌ها را خوانده‌اند می‌توانند تعریفشان کنند، برای باز کردن صفحات یک کتاب بیشتر وسوسه نمی‌شدند؟
raha
این اولین زندگی ماست به همین خاطر نگرانی‌ها و اضطراب‌هایمان هم بیشتر است. این اولین زندگی ماست به همین دلیل باارزش است. این اولین زندگی ماست و به همین خاطر کسی نمی‌داند تا پنج دقیقهٔ دیگر چه اتفاقی رخ می‌دهد.
منزوی
«نوشتن کاری بود که می‌خواستم امتحانش کنم. پس، به جای اینکه نگران این باشم که استعداد دارم یا نه، فقط به صرف نوشتن، به خودم گفتم این کار رو شروع کنم. دلم می‌خواست حتی یک بار هم که شده توی زندگیم این‌طوری زندگی کنم.»
Lia Tavakoli

حجم

۲۸۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۳۱۲ صفحه

حجم

۲۸۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۳۱۲ صفحه

قیمت:
۷۴,۰۰۰
تومان