
کاربر ۹۸۰۰۱۳۴
۰
۱
در آپارتمانِ پییر. آن روبهروی او ایستاده است. پییر عصبی به نظر میرسد.
پییر: اینجا چیکار میکنی؟ (آن پاسخ نمیدهد.) آن، دارم با تو حرف میزنم...
آن: من...
پییر: چیه؟
آن: نمیدونم. من...
پییر: نمیدونی؟
آن: نه، ببخشید. منظورم اینه که نمیدونم از کجا شروع کنم. من...