باید زوج جذّابی بوده باشند، اینشتین با آن چشمان سیاه و براق، کرکهای انبوه پشت لب بالا، و جثهٔ کوتاه و پهن، اما مصمم که مغرورانه قدم برمیداشت، و میلوا که سراسر گونه و چشم بود، و در کنار او بسان پرندهٔ کوچک و سمجی، چسبیده به او راه میرفت، و هردو بیوقفه در مورد اتمها و انتقال حرارت، الکتریسیته، امواج نور، خداوند، و اتری که همه جا را فراگرفته است وراجی میکردند.