جملات زیبای کتاب کتابخانه استالین | طاقچه
تصویر جلد کتاب کتابخانه استالین

بریده‌هایی از کتاب کتابخانه استالین

۳٫۳
(۴)
بلشویک‌ها به‌خوبی می‌دانستند کلام و اندیشه همان‌قدر که می‌تواند اسباب براندازی نظام شوروی شود، می‌تواند برای تحکیم آن نیز به‌کار آید. ب
Raymond
استالین در سال ۱۹۲۴ خطاب به شاعری به نام دمیان بِدنی نوشته است: «نمی‌شود از درون کسی بیرونش را شناخت، اما اگر کتابخانه‌اش را نگاه کنیم می‌توان از بیرون او درونش را شناخت»
Saleh Ghs
نویسنده باید معنای زندگی را بشناسد تا بتواند آن را به‌درستی در آثار هنری خود به تصویر بکشد. رعایت جانب حقیقت و عینیت تاریخی در بازنمایی هنر
در میان سطور
آیا فراموش کرده‌اید که رهایی‌بخش شما کتاب است؟ کتاب [برای انسان] در اوج و غایت است. ‫می‌درخشد؛ می‌تابد و نور می‌دهد، ‫داربست‌ها و جنگ و قحطی را نابود می‌کند؛ ‫سخن می‌گوید: دیگر نه کسی برده است و نه مطرود
میرزاقلمدون
ویژگی‌های عملکرد سیاسی لنین که برای استالین جالب بود، این چند اصل بود: «نه در شکست زاری کن و نه در پیروزی مغرور شو»، «همیشه به اصولت وفادار باش»، «به توده ایمان داشته باش» و «با تیزبینی نبوغ‌آمیز باید سعی کنی رویدادهای قریب‌الوقوع را به‌سرعت حدس بزنی».
میرزاقلمدون
استالین عاشق کتاب خواندن بود و سعی می‌کرد این‌گونه از خودش آدم بهتری بسازد و به همین دلیل در تمام عمرش در پی جمع کردن کتاب بود.
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
استالین روان‌پریش نبود؛ نیروی اعتقادش بود که باعث شد با روش‌های وحشیانه اقدام به مدرن‌سازی و کمونیست‌سازی روسیه کند. استالین از دشمنان خود متنفر بود: بورژواها، ملّاکان، سرمایه‌داران، امپریالیست‌ها، مرتجعین، ضدانقلابیون و خائنان؛ ولی بیش از آنکه از خود آنها متنفر باشد، از اندیشه‌هایشان متنفر بود.
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
استالین هیچ‌وقت برای تحکیم و تأیید چیزهایی که از قبل می‌دانست مطالعه نمی‌کرد، بلکه کتاب می‌خواند تا چیزهای جدید یاد بگیرد
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
لنین می‌گوید: «آدم بی‌سواد بیرون از دایرهٔ سیاست قرار می‌گیرد و اول باید الفبا یاد بگیرد. بدون سواد، سیاستی وجود نخواهد داشت.»
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
لنین به ما یاد داد که احزاب، گرایش‌ها و رهبران انقلابی را بر اساس اعلامیه‌ها و شعارهایشان محک نزنیم، بلکه بر اساس "اعمالشان" محک بزنیم.»
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
«یادگیری زیاد لزوماً باعث درک و فهم نمی‌شود» (هراکلیتوس)
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
چارلز دیکنز احتمالاً یکی از نویسندگانی بوده که استالین کتاب‌هایش را می‌خوانده است. چون کتاب‌های دیکنز در مدارس شوروی مطالعه می‌شدند و از نوشته‌های او برای آموزش زبان انگلیسی استفاده می‌کردند. بلشویک‌ها از همهٔ داستان‌های او خوششان نمی‌آمد (مثلاً داستان دو شهر که داستانی ضدانقلابی است)، اما دیکنز توصیف‌های دقیقی از وضعیت سرمایه‌داری صنعتی سدهٔ نوزدهم دارد که برایشان جالب بوده است. از سویی بلشویک‌ها به دلیل تدین و مرام پیوریتن که داشتند، از اینکه دیکنز در داستان‌های خود به امور جنسی التفاتی نداشت خشنود بودند.
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
استالین در یکی از کتاب‌های درسی تاریخ روسیه در سال ۱۹۱۶ زیر این عبارت که به چنگیزخان منتسب می‌کنند خط کشیده است: «مرگ شکست‌خوردگان برای آرامش‌خاطر پیروزمندان ضروری است.»
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
یکی دیگر از عباراتی که برخی تصور می‌کنند سرنخ مهمی برای شناخت استالین است، متنی است که استالین پشت کتاب مادی‌گرایی و نقد امپریالیسم لنین نوشته است. این کتاب در سال ۱۹۳۹ چاپ شده و استالین نشانه‌ها و حواشی بسیاری در آن درج کرده است: ۱) ضعف؛ ۲) بیکاری؛ ۳) حماقت. اینها تنها چیزهایی هستند که می‌توان رذیلت نامیدشان. هر ویژگی دیگری در نبود این سه ویژگی، بی‌شک فضیلت است. توجه داشته باشید! اگر مردی ۱) قوی (از نظر روحی)، ۲) فعال، ۳) باهوش (یا توانا) باشد، هر «بدی» دیگری هم که داشته باشد، انسان خوبی است!
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
ویژگی‌های عملکرد سیاسی لنین که برای استالین جالب بود، این چند اصل بود: «نه در شکست زاری کن و نه در پیروزی مغرور شو»، «همیشه به اصولت وفادار باش»، «به توده ایمان داشته باش» و «با تیزبینی نبوغ‌آمیز باید سعی کنی رویدادهای قریب‌الوقوع را به‌سرعت حدس بزنی».
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
یک روز سوتلانا دختر استالین گفت می‌خواهد در دانشگاه در رشتهٔ ادبیات تحصیل کند و استالین وحشت‌زده شد. پس می‌خواهی مثل ادبا شوی! مثل خوش‌گذران‌ها. همهٔ آنها به‌شدت بی‌سوادند و تو هم می‌خواهی مثل آنها باشی. خیر، باید در یک رشتهٔ درست‌وحسابی تحصیل کنی، باید تاریخ بخوانی. همهٔ نویسنده‌ها به تاریخ اجتماعی نیاز دارند. تاریخ بخوان. بعد از آن هر کاری خواستی بکن. او نصیحت پدر را پذیرفت و البته پشیمان نشد. اما پس از مدتی به مطالعهٔ ادبیات روی آورد.
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
مسلماً نمی‌توان گفت نقطهٔ قوت استالین در تفکر پیچیده، عمیق و ظریف بوده یا حتی افکار بکری داشته است. او در تمام عمر از اندیشه‌ها، صورت‌بندی‌ها و دانسته‌های دیگران استفاده می‌کرد و اساساً به همین دلیل وقت زیادی را صرف مطالعه می‌کرد. ویژگی اصلی تفکر استالین این بود که همه‌چیز را ساده و شفاف می‌کرد تا برای مردم پذیرفتنی شود. به قول دوبرنکو: «استالین هیچ‌وقت در تکاپوی ارائهٔ تفکر جدیدی نبود، بلکه در پی تشخیص مصلحت‌های سیاسی و عمل کردن بر اساس آن بود. قدرت اندیشهٔ او در این بود که چه فکری به درد می‌خورد، نه‌اینکه چه فکری درست است یا متعلق به خودش است.»
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
جنگ ادامهٔ سیاست است
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
استالین از اینکه نویسندگان و منتقدان شوروی با ترس و لرز حرف می‌زدند شاکی بود، اما نظام استبدادی‌ای که او با تلاش فراوان ایجاد کرده بود، نمی‌توانست نتیجه‌ای جز این داشته باشد، چون در این نظام‌ها همیشه مطمئن‌ترین گزینه این است که هرکسی سرش را پایین بیندازد و حرفی نزند که انتقادی تلقی شود.
کاربر ۶۹۹۰۵۲۵
کسی قهرمان به دنیا نمی‌آید، همین آدم‌های عادی هستند که قهرمان می‌شوند.
در میان سطور
لنین همیشه ترجیح می‌داد مردم در محیط کنترل‌شده و اجتماعی کتابخانه‌های عمومی به کتاب‌ها دسترسی پیدا کنند و آنها را بخوانند، نه‌اینکه آنها را در یک مجموعهٔ شخصی انباشته کنند
Raymond
در سال‌های اولیهٔ شکل‌گیری رژیم، مسئول پاک‌سازی قفسه‌های کتابخانه‌ها همسر لنین، نادژدا کروپسکایا، بود. حزب با دستورالعمل‌های خود کتابخانه‌ها را مأمور می‌کرد دو دسته کتاب را از دسترس خارج کنند، یکی کتاب‌های ضدانقلابی و دیگری کتاب‌هایی که در تأیید رژیم شوروی، ولی بر اساس مواضع سیاسی دوران انقلاب و جنگ داخلی نوشته شده بود.
Raymond
مطرح کرده است و می‌گوید استالین یکی از اعضای اوخرانا یا پلیس امنیت تزاری بوده است. دلیل او برای این ادعا نامه‌ای موسوم به «ارمین» است که یکی از صاحب‌منصبان پلیس تزاری به نام ارمین در ژوئیهٔ ۱۹۱۳ نوشته و در آن استالین را مأمور زیردست خود معرفی کرده است. این سند در سال ۱۹۵۶ در مجلهٔ لایف به زبان انگلیسی منتشر شد و منبع آن گفته‌های الکساندر اورلوف بود که یکی از افسران پلیس امنیت استالین بود و در دههٔ ۱۹۳۰ خدمت خود را ترک و به غرب فرار کرد. بسیاری از محققان از جمله خود براکمن قبول دارند که این نامه جعلی است، ولی براکمن بازهم کوتاه نیامده است و می‌گوید حتماً خود استالین این سند را جعل کرده تا با فاش شدن بی‌اعتباری آن، دیگر هیچ‌وقت کسی به این شک نکند که او مأمور پلیس تزاری بوده است
Raymond
از نظر براکمن کشتارهای دورهٔ هراس بزرگ در دههٔ ۱۹۳۰ یکی از برنامه‌های پنهانی استالین برای از میان برداشتن تمام کسانی بوده که از گذشتهٔ او خبر داشته‌اند و می‌دانسته‌اند که او خائن است.
Raymond
اساساً افسران اطلاعاتی فعال در خارج از کشور سه کار باید بکنند؛ از ارتباط با زنان پرهیز کنند، روزنامه‌های محلی را بخوانند و با مردم عادی صحبت کنند.
Saleh Ghs
هوش و حواس استالین تا پایان عمر تا حد زیادی به قوت خود باقی بود. او در نامه‌ای خطاب به پسر خطاکارش واسیلی نوشته است: «من هفتاد سال دارم، ولی هنوز مثل قدیم در حال یادگیری و آموزش هستم.»
Saleh Ghs
همان‌طور که پل لافارگ دربارهٔ مارکس می‌گوید، کتاب برای او ابزاری برای ذهن بود نه وسیله‌ای برای تزیین و تجمل خانه.
Saleh Ghs
شما باید از ذهن خود کار بکشید و فقط نقل‌قول‌ها را پشت‌سرهم ردیف نکنید.»
Saleh Ghs
تاریخ برای استالین راهنما بود، نه زنجیری که دست و پایش را ببندد. او بر اساس اقتضای زمان حال به گذشته فکر می‌کرد و نظر می‌داد و به‌این‌ترتیب تاریخ برایش ارزش مصرفی داشت.
Saleh Ghs
در سال ۱۹۱۳ استالین می‌گفت: «حرف‌های یک دیپلمات باید با عملش در تضاد باشد، وگرنه او چه دیپلماتی است؟ حرف یک چیز است و عمل چیز دیگری. حرف زیبا نقابی است که می‌تواند اعمال ناخوشایند ما را پنهان کند. دیپلماتی که راستگو باشد مثل آب خشک یا آهن چوبین [بی‌معنی] است.»
Saleh Ghs

حجم

۱٫۱ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۴۰۰ صفحه

حجم

۱٫۱ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۴۰۰ صفحه

قیمت:
۷۹,۰۰۰
تومان