در بعضی از تواریخ ژاپن ذکر شده که سلسله پادشاهان و امپراطوری ژاپنی از نژاد و تبار شاهزادگان ایرانی هستند. به این قسم که پس از انقراض سلسله هخامنشی به دست اسکندر عدهای از شاهزادگان فراری به اقصی نقاط آسیا رفتند و در کشور آسمانی ژاپن تشکیل سلطنت دادند و خاندان فعلی پادشاهان ژاپن از آن سلسله میباشند و عجب آنکه قریب دو هزار سال است که یک سلسله در ژاپن سلطنت میکنند و به هر حال عدهای از محققان میگویند که نشان آفتاب درخشان که روی پرچم ژاپن است و همچنین نشان گل داودی و طرز کلاه سلاطین ژاپن مثل همان نقشهایی است که در عمارت سلطنتی تختجمشید ایران دیده میشود.
رضوان
«ذن» نقطه اوج هنر بودایی است. با بالهای پروازش، در برف دانههای سرگردان، در نسیم، در مهتاب آرام در میان نجوای درختان، در سکوت پابرجا، یا در غیرقابل درک بودن درههایی ژرف که زیر پا است. «ذن» یادآور ژرفای نادانیهایی است که همه موجودات را فرو میکشد.
رضوان
«ساتوری نوعی ادراک درونی است. در واقع نه ادراک یک شیی فردی تک، بلکه بگوییم ادراک خود واقعیت». «ادراک برترین نظم» است. «اگر میخواهیم به حقیقت اشیا برسیم، باید از دیدگاه جایی که این جهان هنوز آفریده نشده است، جایی که در آن ندانستهها به این یا آن هنوز بیدار نشده است، به آنها نگاه کنیم.»
رضوان
سادگی فراغت است و محدودیتی ندارد، همچون آسمانی بیابر «بینهایت» است. سادگی هیچ فرمی ندارد که حقیقی باشد، سادگی نفی پیچیدگی است. هیچ فرمی سادهترین فرم و هیچ رنگی هم سادهترین رنگ نیست. سادگی خاص نیست، بلکه بیان والاترین سطح است.
رضوان