گر معتقدیم که باید بنشینیم و با چشمان بسته وضوح آرامشبخش را پیدا کنیم، درواقع خود را محدود کردهایم. گرچه برای بیشتر مردم دلیلی برای چنین محدودیتی وجود ندارد و برخلاف حقیقتی است که باور داریم مراقبه باید به روش خاصی انجام شود.
Babak
کمالگرایی ناشی از یک ایدهٔ خودخواهانه است که ما باید در کاری که انجام میدهیم بیعیبونقص باشیم، اما چنین چیزی غیرممکن است. این احساس اساساً از بهدنبال تأیید بودن یا فرار از مسئولیت ناشی میشود. اگر احساس کنیم میتوانیم در کاری بهترین باشیم، کمالگرایی ممکن است ما را به جلو سوق دهد و نتایج چشمگیری همراه با مهارت و دانش برای ما حاصل کند؛ اما چون کمالگرایی یک انرژی ناخودآگاه است، در مقابل آگاهی قرار میگیرد. اگر ما کمالگرایی را تقویت کنیم آنچه روی خواهد داد این است که درنهایت در حوزههایی که خود را ناکافی و ناکارآمد تصور میکنیم مجبور به تسلیم شدن و کنارهگیری میشویم.
Babak
مشکل اینجاست که ذهن ما مایل به ایجاد حسی ماندگار از هر چیزی است. اگر زندگی تا مدتی دلپذیر و خوشایند است، ذهن به آن عادت میکند و انتظار دارد همیشه به همین صورت باقی بماند. ولی وقتی کارها ناخوشایند میشوند، ذهن طغیان میکند. همینطور وقتی کارها بهطرز فجیعی ناخوشایند میشوند، ذهن تمایل دارد اینگونه تصور کند که آن وضع تا ابد ماندگار خواهد بود، که حتی خود این فکر هم رنج بیشتری ایجاد میکند. حقیقت این است که همهٔ این شرایط و اوضاع گذرا هستند.
Ruzbeh
تنها پرسشی که باقی میماند این است که آیا آمادهٔ بالا بردن آگاهی در زندگی خود هستید؟
آگاه باشید.
Ruzbeh