یکی از دوستان شهید که مثل خودشان اهل عرفان و سلوک بود، خواب شیخ رجبعلی خیاط را دید که گفتند: به حاج اصغر بگو دعای یستشیر زیاد بخونه، بعدها متوجه ارتباط و علاقه حاج اصغر به شیخ رجبعلی خیاط و این دعا شدم.
ما که از خواب خبر نداشتیم ولی میدیدیم ایشون مدتی است مرتب دعای یستشیر را میخوانند و دنبال صوت این دعا هم بودند.
کاربر ۴۵۱۹۰۲
وقتی نقل خاطره به اینجا رسید، اصغر آقا لبخندی زد وگفت: ادامهاش را باید من بگویم. به محض اینکه اخوی از کنار موتور عبور کرد و از بیمارستان دور شد، مأمورها دنبالش دویدند.
من موتور را حرکت دادم و جلو رفتم. به مأمورها که رسیدم گفتم: بگیرمش؟
پلیس نگهبان ایستاد وگفت: خدا خیرت بده، بگیرش.
آنها ایستادند و من گاز دادم. همان موقع اخوی خورد زمین. من هم رسیدم بالا سرش وگفتم: بپر بالا.
doran316