جملات زیبای کتاب کمی درنگ کن | طاقچه
تصویر جلد کتاب کمی درنگ کنsubscriptionAvailable

کتاب کمی درنگ کن

زندگی‌نامه و خاطرات شهید رضا نادری

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
🫀✨
۱۳
امروز روز عمل است و حسابی نیست. فردا روز حساب است و عملی نیست.
🫀✨
۴
ای برادر، به کجا می‌روی؟ کمی درنگ کن! ‫آیا با کمی گریه و یک فاتحه خواندن، بر مزار من و امثال من، مسئولیتی را که با رفتن خود بر دوش تو گذاشته‌ایم از یاد خواهی برد؟! ‫ما نظاره می‌کنیم که تو با این مسئولیت سنگین چه خواهی کرد. ‫ و اما مسئولیت، ادامه دادن راه ماست...
🫀✨
۱
عملیات بیت‌المقدس ۲ در تاریخ ۲۵ دی ۶۶ در شمال سلیمانیه و غرب ماووت با رمز یازهرا (س) آغاز شد
امیرحسین
۱
اگر همه دنیا را سکه طلا کنید و به من بدهید من دست از عقیده‌ام برنمی‌دارم.
امیرحسین
۱
ای برادر به کجا می‌روی؟ کمی درنگ کن، آیا با خواندن یک فاتحه‌ای تنها بر سر مزار من و امثال من، مسئولیتی را که با رفتن خود بر دوش تو گذاشته‌ایم از یاد خواهی برد؟ ما نظاره گر خواهیم بود که تو با این مسئولیت سنگین چه می‌کنی؟
امیرحسین
۱
فارغ دلان را آوَرَد عشرت پرستی سوی شهر دیوانه عشق تو را، غم سوی صحرا می‌برد. رضانادری ۶۶/۸/۲۸
امیرحسین
۱
ترکشهای بدنت را، دفعات جبهه رفتنت را خواهند شمرد که بهشت را به بها می‌دهند، نه به بهانه.
🫀✨
۰
رضا اُعجوبه گمنام دفاع مقدس بود.
🫀✨
۰
رضا به نیروهای جدید، فقط آموزش شناسایی نمی‌داد. بلکه در درجه اول به آن‌ها درس بندگی و ایمان می‌داد. او برای نیروها یک الگوی واقعی بود.
🫀✨
۰
حسین (ع) یعنی عاشورا، مهدی (عج) یعنی انتظار؛ یک بسیجی باید ولایت داشته باشد. یعنی هم حسین را خوب بشناسد و عاشورا را درک کند. هم باید منتظر باشد و...
🫀✨
۰
خدا من را برای جهاد تربیت کرده. استعداد من در این جبهه‌ها شکوفا شده.
فرزانه
۰
ما برای فاو و شلمچه نجنگیدیم. ما برای نگاه پرتوقع پیغمبر (ص)، برای آرمان‌های علی (ع)، برای دردهای بی‌صدای زهرا (س) جنگیدیم.