در تاریکی دراز کشیدم و به اخلاق بد آقای پیترسن پیر فکر کردم. شاید در کشوی کمد او هم عکسی باشد که در آن جوان و سرزنده است. وسط فکر کردن به آقای پیترسن و کروکودیل و خانم گریبیل هفدهساله، به ذهنم رسید که باید بفهمم چرا اخلاقشان تغییر کرده.
اصلاً دلم نمیخواهد عکس هفدهسالگیام را ببینم و خودم را نشناسم.
بلاتریکس لسترنج
وقتی تو بطنش بری، میفهمی کینه مثل اعتیاده. طمع و قدرتطلبی هم همینطورن. اما قطعاً کینه تحریککنندهٔ قویایه.