جملات زیبای کتاب جستجوی خودباوری | طاقچه
تصویر جلد کتاب جستجوی خودباوری

بریده‌هایی از کتاب جستجوی خودباوری

۳٫۷
(۱۶)
ما یاد گرفته‌ایم دلواپس رفتارهای بچه‌های «بد» شویم، اما شاید نگرانی واقعی باید دربارهٔ آیندهٔ بچه‌های ساکت و آرام باشد، آن‌هایی که مؤدب و متین ته کلاس می‌نشینند
منم من
کسی که آرام و بی‌صدا به دنبال آدم عجیب دیگری مانند خودش می‌گردد که بتوانند با هم وقت بگذرانند.
ر.د.ب
اما فرزند کسی بودن یعنی همیشه نسبت به پدر و مادرت حساس‌تر خواهی بود تا کسان دیگری که ممکن است در طول عمرت با آن‌ها روبه‌رو شوی؛ هیچ‌کس دیگری چنین قدرت تعیین‌کننده‌ای برای کمک کردن یا آسیب زدن به ما نخواهد داشت.
Standing MAN
کسی که آرام و بی‌صدا به دنبال آدم عجیب دیگری مانند خودش می‌گردد که بتوانند با هم وقت بگذرانند.
mobie
تصور می‌کرد هر کس چشمش به او بیفتد بلافاصله از او متنفر خواهد شد و چیزهای وحشتناکی درباره‌اش خواهد گفت، با انگشت به هم نشانش خواهند داد و اسرافگر، دروغ‌گو و غیرعادی توصیفش خواهند کرد. چه بسا در محل کار -یا در شبکه‌های اجتماعی- شروع کرده بودند پشت سرش حرف زدن. از نظرش همه، از غریبه و آشنا، او را حقیرترین آدمی می‌یافتند که تابه‌حال روی زمین زیسته است.
Standing MAN
خیلی وقت‌ها کاری را انجام می‌دهیم نه به این دلیل که منطقی است یا خوشحالمان می‌کند، بلکه بیش از هر چیز به این دلیل که آن کار برایمان آشناست.
احسان رضاپور
بعضی‌ها این برتری را دارند که برای تفنن و سرگرمی کتاب بخوانند، اما هدف آنا از خواندنْ یافتن سرنخ‌هایی بود که به او بگوید چطور باید زنده بماند.
Samane Ashrafi
اگر ترجیح می‌داد تنها باشد به این دلیل نبود که از مردم متنفرست؛ شاید آرزوی رابطه‌ای عمیق را داشت اما نمی‌دانست چطور باید آن را به دست بیاورد.
mobie
وقتی فردی قادر نیست رفتار «طبیعی» داشته باشد، چه بسا دلیلش آن باشد که «طبیعی بودن» برای او با چیزی ظالمانه و ناممکن آمیخته شده است.
mobie
رمانی که به‌درستی خوانده شود در حکم تلسکوپی است که از لنز آن وقایع زندگی‌مان را با وضوح بیشتری می‌بینیم، وقایعی که چه‌بسا تابه‌حال تنها با سردرگمی‌ای دردناک تجربه‌شان کرده‌ایم. چه‌بسا داستان زندگی شخصی دیگر بهتر از هر چیز دیگری بتواند ابعاد تراژیک زندگی ما را به نمایش بگذارد؛ چه‌بسا به واسطهٔ توصیف شخصی دیگر از احساساتش، عاقبت بتوانیم آنچه را مدت‌ها با آن دست‌به‌گریبان بوده‌ایم درک کنیم.
کاربر ۷۹۳۶۰۴۰
خیلی وقت‌ها کاری را انجام می‌دهیم نه به این دلیل که منطقی است یا خوشحالمان می‌کند، بلکه بیش از هر چیز به این دلیل که آن کار برایمان آشناست.
منم من
وقتی کسی به ما می‌گوید دوستمان دارد و ما حرفش را باور می‌کنیم، چه‌بسا درنهایت کارمان به جایی برسد که عجیب‌ترین و غیرمنتظره‌ترین کارها را به خاطرش انجام دهیم.
منم من
صدای اشخاص مختلف بیرون از وجود ما اندک‌اندک تبدیل به صداهایی در ذهن خودمان می‌شود
احسان رضاپور
احساس می‌کرد تعامل و نزدیکی طولانی با دیگران تعادل زندگی‌اش را بر هم می‌زند.
مریم
وقتی با کسی روبه‌رو می‌شویم که احساس نابسندگی می‌کند، که شدیداً معتقد است شخصیتش ایرادی اساسی دارد، که به توانایی‌هایش ایمان ندارد و به هر گفتهٔ خود شک می‌کند... نمی‌توانیم به‌سادگی بگوییم از نداشتن اعتمادبه‌نفس رنج می‌برد. رفتار این فرد را باید میراث موقعیت‌هایی در نظر گرفت که کسی به او گفته صرف وجودش کافی نیست، احساس نابسندگی را در او القاء کرده و به آنچه برای گفتن داشته به دیدهٔ تردید نگریسته است. در پس رفتارهای هر فرد مبتلا به عدم اعتمادبه‌نفس، مشکلات خانوادگی‌ای نهفته است که هنوز موفق به درکشان نشده‌ایم.
فواد مرادزاده
تصویری که ما از خودمان داریم و شیوه‌ای که خود را مخاطب قرار می‌دهیم سراسر انباشته از ارزیابی‌های مراقبان اولیهٔ ماست.
Nani Gh
پیام‌های گیج‌کننده‌ای که دیگران برای ما می‌فرستند می‌تواند حواسمان را کاملاً پریشان کند: «خیلی دوستت دارم»، وقتی از طرف افرادی گفته می‌شود که چندان مهربان به نظر نمی‌رسند؛ «خیلی می‌خواهمت»، از طرف کسی که به نظر می‌رسد تمایل چندانی به نزدیکی فیزیکی با ما ندارد؛ «باید سپاسگزار باشی»، از زبان کسانی که نیازهایمان را برآورده نمی‌کنند. افرادی که سراسر مشکل و دردسر هستند را می‌توان به‌راحتی شناسایی کرد و از پسشان برآمد؛ همان دردسرسازانی که می‌گویند دوستمان دارند و بااین‌حال، انواع اتفاقات باطناً مستأصل‌کننده و دردناک را برایمان رقم می‌زنند. کاری که آن‌ها با ما می‌کنند چیزی ورای صدمه زدن است؛ آن‌ها باعث می‌شوند نتوانیم در مورد اتفاقاتی که برایمان رخ می‌دهد منطقی بیاندیشیم.
Samane Ashrafi
می‌دانست چطور در مواجهه با آدم‌های خشمگین، خصوصاً مردها، از حس شوخ‌طبعی‌اش بهره ببرد؛ می‌توانست شیرهای وحشی را مجذوب خود کند و کاری کند آرام بگیرند. اما این استعداد هیچ چیز دلشادکننده‌ای برایش نداشت، پاسخی بود به موقعیت‌هایی به‌غایت غیرمنطقی و غیرعقلانی.
Samane Ashrafi
برخورداری از یک کودکیِ خوب یعنی چه؟ جامعه همیشه پاسخی حاضر و آماده برایمان دارد: سفرهای خارجی، اتاق‌خواب بزرگ و جادار، خانهٔ راحت، هدایای بسیار. اما امتیاز واقعی ممکن است چیزی کاملاً متفاوت باشد: گوش سپردن بادقت، اسم‌های مستعار محبت‌آمیز، شکیبایی، توانایی پذیرش شکست‌ها و زمین‌خوردن‌ها، توجه نشان دادن به دردها و آلام جزئی و پیش‌پاافتاده، تفسیر سخاوتمندانه و باگذشت از رفتارهای نامتعارف، و این احساس که با تمام پیچیدگی‌هایمان در ذهن دیگری جایی داریم.
Samane Ashrafi
برای اینکه فردی در بزرگسالی بتواند جرأت آن را به خود بدهد که بگوید ترجیح می‌دهد زودتر به رختخواب برود، دل و دماغ نوشیدن ندارد و اپرا، موسیقی رپ، تولستوی و نقاشی گرافیتی همه از نظرش ملال‌آورند باید در کودکی عشقی زیاد و اصیل را از طرف مراقبانش تجربه کرده باشد.
آزادی
اگر ترجیح می‌داد تنها باشد به این دلیل نبود که از مردم متنفرست؛ شاید آرزوی رابطه‌ای عمیق را داشت اما نمی‌دانست چطور باید آن را به دست بیاورد.
آزادی
آن‌ها در کودکی که خلق کرده بودند تمام بی‌کفایتی‌ها و نیازمندی‌هایی را می‌دیدند که سخت تلاش کرده بودند از زندگی خود حذفشان کنند. با هدف قرار دادن آنا، آن‌ها می‌توانستند بی‌آنکه خود را به خطر بیندازند منشأ بدی‌ها را در جای دیگری بیابند؛ می‌توانستند باهوش باشند چون او کودن بود. می‌توانستند احساس قدرتمند بودن کنند چون او ضعیف بود.
آزادی
افسردگی درمان‌نشدهٔ او این احساس را در آنای خردسال ایجاد کرده که مادرش آن‌جا حضور ندارد، حواسش جای دیگری است و نمی‌تواند از او مراقبت کند و آن‌طور که باید و شاید از حضورش غرق در شعف شود. احتمالاً همین جرقه‌های خواستنی نبودن و ناپذیرفتنی بودن را در آنا ایجاد کرده است. سپس آنای خردسال مذبوحانه کوشیده با روش‌هایی بی‌فایده توجه مادر را به خود جلب کند
آزادی
پیام‌های گیج‌کننده‌ای که دیگران برای ما می‌فرستند می‌تواند حواسمان را کاملاً پریشان کند: «خیلی دوستت دارم»، وقتی از طرف افرادی گفته می‌شود که چندان مهربان به نظر نمی‌رسند؛ «خیلی می‌خواهمت»، از طرف کسی که به نظر می‌رسد تمایل چندانی به نزدیکی فیزیکی با ما ندارد؛ «باید سپاسگزار باشی»، از زبان کسانی که نیازهایمان را برآورده نمی‌کنند.
سپیده
تصویری که ما از خودمان داریم و شیوه‌ای که خود را مخاطب قرار می‌دهیم سراسر انباشته از ارزیابی‌های مراقبان اولیهٔ ماست.
احسان رضاپور
بعضی‌ها این برتری را دارند که برای تفنن و سرگرمی کتاب بخوانند، اما هدف آنا از خواندنْ یافتن سرنخ‌هایی بود که به او بگوید چطور باید زنده بماند.
مریم
آنا می‌دانست آن تیترهای خبری فقط نوک کوه یخ دردند،
مریم
تمام نکردن کارها تضمین می‌کند هیچ شکست و گندزدنی در کار نخواهد بود. وقتی هیچ کاری انجام ندهی اشتباهی هم در بین نخواهد بود.
کاربر ۹۱۴۵۹۴۳
بدش نمی‌آمد خودش را در جعبه‌ای کوچک پنهان کند و در جعبه را هم ببندد.
Samane Ashrafi
آنا، بی‌آن‌که کوچک‌ترین بلندپروازی ادبی‌ای در سر داشته باشد، به معنای واقعی کلمه یک نویسنده بود: کسی که پس از کمی قلم زدن و آوردن کلمات بر روی کاغذ، احساس بهتری پیدا می‌کند.
Samane Ashrafi

حجم

۴٫۷ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۶۴ صفحه

حجم

۴٫۷ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۶۴ صفحه

قیمت:
۸۸,۰۰۰
تومان