
بریدههایی از کتاب سر میز گرگ
نویسنده:روزلا پوستورینو
مترجم:مصطفی شایان، اکرم شایان
ویراستار:بتول مقدادی
انتشارات:کتاب کوله پشتی
دستهبندی:
امتیاز
۲.۳از ۳ رأی
۲٫۳
(۳)
رویهمرفته زندگی نوعی اجبار است و همیشه در شُرف فروپاشی است.
یك رهگذر
همهٔ ما زنان نیازمند این بودیم که مطلوب مردان باشیم، چراکه موردپسند مردان بودن به تو ارزش میبخشد. هر زنی وقتیکه هنوز سنوسالی ندارد، شاید در سیزده یا چهاردهسالگی به این موضوع پی میبرد. وقتیکه هنوز توان کنترلش را نداری، متوجه این قدرت میشوی. این قدرت چیزی نیست که با تلاش و کوشش یا جنگیدن به آن دست یافته باشی و حتی ممکن است برایت باعث دردسر شود. قدرتی که از بدن تو سرچشمه میگیرد، اما خودت با آن بیگانهای. مثل اینکه پیش از آنکه تو به تن عریانت در آینه بنگری، دیگران تو را دیده باشند. اگر افسار این قدرت را به دست نگیری و رامش نکنی، بیشک تو را نابود میکند.
یك رهگذر
ترس روزی سه بار، بیهوا به سراغم میآید، کنارم مینشیند و اگر برخیزم، دنبالم راه میافتد. این روزها ترس همدم همیشگی من است.
زهرا غفاری
رویهمرفته زندگی نوعی اجبار است و همیشه در شُرف فروپاشی است.
زهرا غفاری
طعم شادمانی را پس از آشنایی با او چشیده بودم. پیشازآن گمان نمیکردم که شایستهٔ آن باشم.
یك رهگذر
زندگی هیچ ارزشی ندارد.
چطور میشود چیزی را ارزشمند دانست که تا این اندازه ناپایدار است و هر لحظه ممکن است پایان یابد. چیزی ارزشمند است که بادوام و ماندگار باشد، نه زندگی؛ به همین خاطر است که شاید کسی از تو بخواهد زندگیات را فدای چیزی بادوامتر مثل وطنت بکنی.
یك رهگذر
عشق میان بیگانگان رخ میدهد؛ میان افرادی که همدیگر را نمیشناسند و مشتاقاند که این حصارها را بشکنند، میان آنهایی که از هم میترسند.
یك رهگذر
نمیشود دقیقاً بگویی که یک زندگی کی به آخر میرسد. هر زمان که دو طرف چنین تصمیمی بگیرند همان لحظه نقطهٔ پایان است. زندگی بالا و پایین بسیاری دارد. امکان دارد هر لحظه به پایان برسد و دوباره از سر گرفته شود. همیشه به یک قرار نیست؛ روز دارد، شب دارد و در یک مسیر راست و مستقیم جلو نمیرود. تاریکترین لحظهها هم لزوماً به معنای تمام شدن آن نیست. ممکن است یک روز حال خوشی نداشته باشی و فردا که بیدار میشوی، همهچیز را فراموش کرده باشی، حالت حسابی خوب باشد و ندانی برای چه باید جدا شوی. این مسئلهای است که همیشه مخالفان و موافقان و نکات مثبت و منفی خودش را دارد. رویهمرفته و با در نظر گرفتن همهچیز، باید گفت زندگی هر لحظه امکان دارد به پایان برسد و این حقش است که نجات یابد.
یك رهگذر
میگویند سرباز مادامیکه معشوقهاش به او وفادار است، کشته نمیشود
یك رهگذر
درست است، درد و رنج دیگران هیچگاه مثل درد و رنج خودمان گزنده و عذابآور نیست.
یك رهگذر
داشتن راز مشترک همیشه آدمها را به هم نزدیک نمیکند، بلکه اغلب آنها را از هم دور میکند. گناه مشترک چیز مبهمی است و شرم احساسی کاملاً شخصی است.
یك رهگذر
تو در برابر هر حکومتی که اون رو جایز میدونی و تحملش میکنی، مسئولی. هویت هر فردی رو سیستم مملکتی میسازه که تو اون زندگی میکنه، حتی اگه زاهد گوشهنشین باشه. متوجهی؟
یك رهگذر
همهچیز درست میشه، حتی اگه آدم امیدش رو از دست بده.
یك رهگذر
انطباقپذیری بزرگترین توانایی انسان است، اما هرچه بیشتر خودم را با شرایط تطبیق میدادم، کمتر احساس انسان بودن میکردم.
یك رهگذر
وقتی کسی را از دست میدهی، بهخاطر خودت است که درد میکشی؛ اینکه دیگر هرگز او را نخواهی دید، دیگر صدایش را نخواهی شنید و به این میاندیشی که بی او، دیگر روی خوشبختی را نخواهی دید. درد احساسی خودخواهانه است
یك رهگذر
حجم
۲۷۴٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه
حجم
۲۷۴٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه
قیمت:
۶۰,۰۰۰
تومان