جملات زیبای کتاب در کتابخانه پیدایش می کنی | طاقچه
تصویر جلد کتاب در کتابخانه پیدایش می کنی
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب در کتابخانه پیدایش می کنی

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۱۲۰ رأی)
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
یك رهگذر
۶۳
مجردها به کسایی که متأهلن حسودی‌شون می‌شه، آدمای متأهل هم به کسایی که بچه دارن حسودی می‌کنن، ولی اونایی که بچه دارن غبطۀ زندگی مجردها رو می‌خورن. این وضعیت شبیه یه چرخ‌وفلک بی‌پایان نیست؟ خنده‌داره، نه؟ اینکه هرکسی چشم به زندگی نفر مقابلش می‌دوزه و دنبالش راه می‌افته، هیچ‌کدومم نمی‌دونن که هیچ اول بودن یا آخر بودنی در کار نیست. به عبارت دیگه، وقتی پای خوشی و خوشحالی وسط می‌آد، ما بدترین یا بهترین نداریم... پس هیچ‌وقت نمی‌شه گفت همه‌چی پایداره. کی از یه دقیقه بعدش خبر داره؟
گل یاس
۳۸
‫او توصیه می‌کند که وقتی دیدید از شعری خوشتان می‌آید، آن را در دفترچه‌ای رونویسی کنید. می‌توانید این کار را با تمام شعر یا بخشی از آن انجام دهید. به این صورت می‌توانید گلچین شعرهای خودتان را داشته باشید.
Elina Asg
۲۹
تک‌تک روزهای زندگی ارزش یکسانی دارند و هیچ‌کدام اهمیت بیشتری نسبت به دیگری ندارد. روزی که من به دنیا آمده‌ام، امروز که اینجا ایستاده‌ام، و فردا که در راه است، هرسه به یک اندازه برایم ارزشمند هستند.
پریسا همانی
۲۵
اگه تونستی از مصیبت‌های دنیا اومدن جون سالم در ببری، بدون از پس هر چیزی برمی‌آی
FarimahOmidi
۲۲
کتابا به همه تعلق دارن: خالق‌هاشون، فروشنده‌هاشون و خواننده‌هاشون. به نظر من جامعه یعنی همین.»
SaNaZ
۲۰
هنوز دارم می‌گردم. دنبال جایی که من را آن‌گونه که هستم بپذیرند. تمام چیزی که می‌خواهم فقط همین است: جایی که بتوانم به آرامش برسم.
اسماء
۱۷
هنوز کارهای زیادی مانده تا انجام بدهم، اما دیگر بهانه نمی‌آورم که وقت و زمانش را ندارم. درعوض، تمرکز خودم را روی کاری که می‌توانم در همان زمان محدود انجام دهم می‌گذارم. برای من یک روز دیگر تبدیل به همین فردا شده است.
Masume🌱
۱۲
«من که تصمیم گرفته‌م تو دنیایی که آدم نمی‌دونه یه دقیقه بعد چه اتفاقی براش می‌افته، تو لحظه زندگی کنم و غصۀ چیز دیگه‌ای رو نخورم.»
اسماء
۹
«آخرین‌بار شما از من پرسیده بودید که به دو شیرینی عسلی که از یک جعبۀ دوازده‌تایی باقی موندن چی می‌گم. خب، الان فکر می‌کنم می‌تونم به این سؤال جواب بدم.» خانم کوماچی که جعبۀ شیرینی‌ها را در دستش گرفته بود و به من نگاه می‌کرد، منتظر بود حرفم را ادامه بدهم. «اون دو تا شیرینی عسلی هیچ فرقی با بقیۀ شیرینی‌های تو جعبه نمی‌کنن. هرکدوم از اون شیرینی‌ها به یک اندازه خوب و خوشمزه‌ان.» حالا متوجه شده بودم. تک‌تک روزهای زندگی ارزش یکسانی دارند و هیچ‌کدام اهمیت بیشتری نسبت به دیگری ندارد. روزی که من به دنیا آمده‌ام، امروز که اینجا ایستاده‌ام، و فردا که در راه است، هرسه به یک اندازه برایم ارزشمند هستند.
FarimahOmidi
۹
تک‌تک روزهای زندگی ارزش یکسانی دارند و هیچ‌کدام اهمیت بیشتری نسبت به دیگری ندارد. روزی که من به دنیا آمده‌ام، امروز که اینجا ایستاده‌ام، و فردا که در راه است، هرسه به یک اندازه برایم ارزشمند هستند.
Azar
۸
دونستن اینکه چه کاری می‌خواید انجام بدید خودش خیلی عالیه.»
Masume🌱
۸
عجیب این بود که وقتی خودم را، جدای از انسان‌ها، تسلیم شگفتی‌های دنیا می‌کردم، آرامش بیشتری به من دست می‌داد
SaNaZ
۷
من دنبال چی می‌گشتم؟ شاید دنبال راهی که بتوانم از این به بعد زندگی کنم.
آلی
۵
اینکه دوستان و آشنایانم مدام به من می‌گفتند چقدر فوق‌العاده هستم، اوایل احساس خیلی خوبی به من می‌داد، اما نهایتاً می‌بینم که اصلاً هم فوق‌العاده نیستم. من هیچ جاه‌طلبی‌ای ندارم، از هیچ‌چیزی لذت نمی‌برم...
راضیـه🌱
۵
اگر ناامید نشوید، درنهایت یاد خواهید گرفت.
SaNaZ
۵
«کسایی که الان دارن منو مسخره می‌کنن هیچ‌وقت دست از این کار برنمی‌دارن. حالا آینده هرچی‌ام که می‌خواد باشه، اونا همیشه یه نقطه‌ضعفی پیدا می‌کنن که باهاش منو اذیت کنن. من مشکلی با این کارشون ندارم.
shery
۵
«من که تصمیم گرفته‌م تو دنیایی که آدم نمی‌دونه یه دقیقه بعد چه اتفاقی براش می‌افته، تو لحظه زندگی کنم و غصۀ چیز دیگه‌ای رو نخورم
🪷.Mohadd3.⛈️
۵
«زمان‌بندی خیلی مهمه. نذار اون زمان مشخص از دستت بره.»
Hossein shiravand
۴
تمام چیزی که می‌خواهم فقط همین است: جایی که بتوانم به آرامش برسم.
m1h3n8n6
۴
این باعث شد من به فکر فرو بروم: براساس شغلی که دارم، مردم درموردم چه فکری می‌کنند؟ آیا شخصیت یا ویژگی‌های من را می‌توان از روی شغلم حدس زد؟
یك رهگذر
۴
چرا همیشه باید زن‌ها بچه را به مهدکودک ببرند و بیاورند؟ چرا همیشه از همان شخصی که بچه را به دنیا آورده انتظار دارند بزرگ‌ترین فداکاری‌ها را در هر زمینه‌ای انجام بدهد؟ حتماً باید مادر بچه به او رسیدگی کند یا فضای کاری و شغلی‌اش را محدود کند؟
🪷.Mohadd3.⛈️
۴
کتابخونه. چه واژۀ خوش‌آوایی. خیلی آرامش‌بخش است.
🪷.Mohadd3.⛈️
۴
من قصد نداشتم از خودم ناامید شوم. از حالا به بعد، می‌خواستم هر چیز و هرکسی که برایم مهم بود را نزدیکم نگه دارم. قصد داشتم گلچین خودم را بسازم.
zeial
۴
«من که تصمیم گرفته‌م تو دنیایی که آدم نمی‌دونه یه دقیقه بعد چه اتفاقی براش می‌افته، تو لحظه زندگی کنم و غصۀ چیز دیگه‌ای رو نخورم.»
Masume🌱
۴
تا زمانی که به تکرار این دو کلمۀ «یه روزی» ادامه بدی، بله، رؤیایی که می‌گی هیچ‌وقت به پایان نمی‌رسه. شاید در حد همون رؤیای قشنگ بمونه و هیچ‌وقت هم محقق نشه.
مجهول
۴
زمین می‌چرخد. ما به ماهی که روشنایی خودش را از خورشید گرفته نگاه می‌کنیم. در همان حال که پاهایمان روی زمین است و چشم‌هایمان را به آسمان دوخته‌ایم، به جلو حرکت می‌کنیم و در عین حال، تغییر می‌کنیم. تا بتوانیم حقیقت بزرگ‌تری را به کسی که از بالا به یک صفحۀ باز نگاه می‌کند نشان دهیم.
Somayeh
۴
آن زن از من پرسیده بود: دنبال چی می‌گردی؟ در ذهنم، به جواب آن سؤال فکر کردم: دنبال یه جایی واسه این رؤیاها که نمی‌دونم باید باهاشون چی‌کار کنم.
Maryam
۴
هنوز دارم می‌گردم. دنبال جایی که من را آن‌گونه که هستم بپذیرند.
SaNaZ
۳
«داشتم کار می‌کردم که بتونم غذا بخورم، ولی انگار ان‌قدر مشغول کار شده بودم که وقتی واسه غذا خوردن نداشتم... خیلی مسخره‌ست، نه؟»
Hossein shiravand
۳
قلب دو چشم دارد تا آنچه را که نمی‌شود با چشم سر دید، به‌وسیلۀ آن‌ها درک کرد.