چرا در بزرگسالی خاطرات معصومانه دردشان بیشتر بود؟
فرفری موی غزلساز
این مرگ بود که باعث میشد خاطرات شاد و شیرین گذشته به تلخی بگرایند
دختری که آرزو داشت هری پاتر باشه
ـ قدیمیترین دوستمه. صمیمیترین دوستم...
در کسری از ثانیه دچار تردید شد که حرفش را بزند یا نه اما ویسکی خودداری همیشگیاش را از بین برده بود: چرا نگویم، چرا ابرازش نکنم؟
ـ ... تویی.
zeinabnaha
بود آن دردی قدیمی و نبودش تازگی
درد کو؟ دیگر نبودش درد این دیوانگی
جان و دل ناکام شد زین عشق و این بیهودگی
Maahi_Zar
چرا خاطرهٔ کودکی که خیال میکرد آسیبناپذیر است و هیچ شناختی از بیرحمی نداشت، به جای این که خوشحالش کند، برایش دردناک بود؟
دختری که آرزو داشت هری پاتر باشه
روزگار عوض میشد و کودکیها را نیز عوض میکرد.
دختری که آرزو داشت هری پاتر باشه
ـ اوه، ما همگی در خفا شیطانپرستیم.
دختری که آرزو داشت هری پاتر باشه