کتاب کمین میکند، انتظار میکشد، هشدارمان میدهد، خود را جمعوجور میکند ـ بارداریای طولانی، سالیان سال، دههها.
بدنْ خود را جمعوجور میکند، خودش را بیان میکند. اشباحِ شبیخونبَر. شبیخونخورده. جسمی بیگانه که خودش را مهیا میکند تا در هیأت تنِ کموبیش آشنای من تکلم کند.
Maryam