
بریدههایی از کتاب کودکی را می زنند
۳٫۶
(۱۵)
نجات یک زن از غرقشدن در آب توسط یک مرد در رؤیا به معنای آن است که آن مرد، او را به یک مادر بدل میکند؛
M.T
نجات کسی دیگر (یک کودک) از غرقشدن در آب توسط یک زن به این معناست که آن زن از این طریق خود را در مقام مادری میپذیرد که آن شخص (کودک) را به دنیا آورده است،
M.T
دختربچه دوست دارد پدرش بیش از هر چیز دیگر به او عشق بورزد، اما زمانی فرامیرسد که او ناچار است تنبیه ناگواری را از جانب پدر تحمل کند و از خوشحالی موهومش بیرون بیاید.
M.T
آسیب حاصل از ناکامی اولیهٔ لذت جنسی را در این موضوع میتوان دید که آزادیای که بعدها در ازدواج به لذت فوق اعطا میشود، ارضای کامل را به ارمغان نمیآورد. در عین حال اگر از همان ابتدا آزادی جنسی بی هیچ محدودیتی برقرار باشد، باز هم حاصل، چیزی بهتر از این نیست. بهسهولت میتوان نشان داد ارزش روانی نیازهای اروتیک به محض آنکه ارضای آنها آسان شود، رو به کاهش مینهد. برای تشدید لیبیدو به مانعی نیاز است و در جایی که مقاومتهای طبیعی در برابر ارضا کافی نبودهاند، انسانها همیشه مقاومتهای عرفی را بنا نهادهاند تا بتوانند از عشق لذت ببرند.
M.T
فتیش جانشینی برای قضیب زن (مادر) است که پسربچه سابقاً وجود آن را باور داشته و به دلایل شناختهشدهای نمیخواهد از آن صرفنظر کند.
M.T
تنها به این شکل میتوان دریافت که فرونشاندنِ یک غریزه، بهکرّات یا بهطور عام، چگونه میتواند به یک احساس گناه منجر شود و چگونه یک شخص، هرچه بیشتر از پرخاشگری به دیگران اجتناب میکند، وجدانش شدیدتر و حساستر میشود.
M.T
محتوای یک تصور یا ایدهٔ سرکوبشده، به شرط آنکه دستخوش نفی شود، میتواند به خودآگاهی راه یابد. نفی، یک راه شناخت امر سرکوبشده است؛
M.T
که مازوخیسم در واقع سادیسمی است که به جانب ایگوی خودِ سوژه بازگشته است و عریاننمایی شامل نگریستن به بدن خودِ سوژه هم میشود.
M.T
بیماران نوروتیک از آن رو از واقعیت رویگرداناند که این واقعیت (همه یا قسمتی از آن) برایشان تحملناپذیر است.
M.T
لذا تفاوتی اساسی پدید میآید به این شکل که دختر اختگی را به صورت واقعیتی انجامشده میبیند، حال آنکه پسر از امکان وقوع آن در هراس است.
M.T
عقدهٔ ادیپ او در این میل به اوج میرسد که از پدرش به عنوان هدیه، نوزادی دریافت کند (برایش بچهای به دنیا آورد)؛ میلی که تا مدتها در او حضور دارد.
M.T
میتوان به این حقیقت پی برد که تعهد را، خصوصاً آن درجهای از تعهد که در ازدواج مورد نیاز است، تنها میتوان با وجود پذیرش وسوسههای مداوم حفظ کرد. با این حال هرکس این وسوسهها را در خود انکار کند، فشار آنها را با چنان شدتی احساس خواهد کرد که در خوشبینانهترین حالت، باید مکانیسمی ناخودآگاه برای تسکین این موقعیت به کمک وی بیاید.
M.T
آنها هدایت خود را به دست فهمشان از ناخودآگاه سپرده و توجهی را که از ذهن ناخودآگاهِ خود دریغ کردهاند، بهسوی اذهان ناخودآگاه دیگران معطوف کردهاند. شوهر حسود ما به جای خیانت خودش، خیانت همسرش را احساس میکند. او با آگاهی از ناخودآگاه همسرش و بزرگ جلوهدادن بیش از حد آن، موفق میشود ناخودآگاه خود را محفوظ نگه دارد.
M.T
دلبستگی به مادر، نارسیسیسم و ترس از اختگی عواملیاند که ما تاکنون در سببشناسی روانی همجنسخواهی به دست آوردهایم
M.T
در سرگذشت همجنسخواهان غالباً این موضوع شنیده میشود که در آنها، تغییر [بهسوی همجنسخواهی] پس از آن صورت گرفت که مادر، پسر دیگری را مورد ستایش قرار داده و او را به صورت یک الگو نمایانده بود.
M.T
مضمون شرط دوم این است که یک زن پاکدامن که وجههای معصومانه و عاری از خطا دارد، هرگز آن جذابیتی را به دست نمیآورد که میتواند او را تا مقام یک ابژهٔ عشق ارتقا دهد، بلکه فقط زنی میتواند موضوع چنین عشقی باشد که از نظر جنسی به هر شکل وجههٔ بدی داشته باشد، زنی که وفاداری و قابلاعتماد بودنش، به نوعی محل تردید است.
M.T
پیششرط اول امکان ارضای تکانههای مبتنی بر رقابت و خصومت را فراهم میکند، این تکانهها متوجه مردی هستند که زن محبوب از چنگ او به زور درآورده شده است؛ حالآنکه پیششرط دوم یعنی اینکه زن فوق شبیه یک زن بدکاره باشد، به تجربهٔ حسادت مربوط میشود؛ حسادتی که ظاهراً برای این عشّاق یک ضرورت است. شور و اشتیاق آنها فقط زمانی به اوج خود میرسد و این زن فقط زمانی ارزش تمام و کمالش را به دست میآورد که امکان حسادت برای آنها وجود داشته باشد.
M.T
این امر، توضیحی برای اشتیاق سیریناپذیر کودکان به سؤالپرسیدن نیز هست که در سن مشخصی از خود بروز میدهند: آنها تنها یک سؤال برای پرسیدن دارند، ولی هیچگاه آن را به زبان نمیآورند. این موضوع همچنین پرحرفی برخی از مبتلایان به نِوروز را توضیح میدهد؛ آنها زیر فشار رازی هستند که بیتابانه در پی برملاشدن است، اما با وجود تمام وسوسههای موجود، آن را فاش نمیکنند.
M.T
چرا که از مدتها پیش به این کشف رسیدهایم که آنچه در خودآگاه به صورت شکافتهشده به دو چیزِ متضاد یافته میشود، غالباً در ناخودآگاه به صورت یک چیز واحد و یکپارچه رخ میدهد.
M.T
زمانی ناتوانی جنسی روانی پدید میآید که ابژهٔ انتخابشده با هدف اجتناب از محرمآمیزی، از طریق خصیصهای که غالباً چندان واضح و آشکار نیست، یادآور ابژهٔ ممنوعشده باشد.
M.T
تقریباً همیشه احساس احترام مرد، معطوف به زنی است که نقش محدودکنندهای بر فعالیت جنسیاش دارد و توانایی کامل را تنها زمانی به دست میآورد که با یک ابژهٔ خوار و تحقیرشده همراه باشد و این نیز در جایگاه خود تا حدودی ناشی از ورود مؤلفههای انحرافآمیز در اهداف جنسیاش است که وی جرئت ارضای آنها را با زنی که برایش محترم است به خود نمیدهد.
M.T
زنان متمدن طی دورهای که مجبورند به انتظار [فعالیت جنسی مجاز] بنشینند، معمولاً ممنوعیتی را که متوجه این فعالیت است زیر پا نمیگذارند و لذا در خود پیوندی عمیق بین ممنوعیت و جنسیت حاصل میکنند. مردان اگر بتوانند شرط تحقیر ابژه را برآورده کنند، غالباً این ممنوعیت را نقض میکنند و در نتیجه در دوران بعدی زندگی، این شرط را به حوزهٔ عشقورزی خویش میکشانند.
M.T
بدون شک این نیز عموماً درست است که اهمیت روانی یک غریزه، با میزان ناکامماندن آن متناسب است. شماری از افراد کاملاً متفاوت را در نظر بگیرید که همگی بهطور یکسان در معرض گرسنگی قرار گرفتهاند. هرچه که نیاز ضروریشان به غذا بیشتر میشود، همهٔ تفاوتهای فردی ناپدید میشود و به جای آن تجلیات یکپارچهٔ یک غریزهٔ ارضانشده رخ مینمایند.
M.T
بدون شک این نیز عموماً درست است که اهمیت روانی یک غریزه، با میزان ناکامماندن آن متناسب است. شماری از افراد کاملاً متفاوت را در نظر بگیرید که همگی بهطور یکسان در معرض گرسنگی قرار گرفتهاند. هرچه که نیاز ضروریشان به غذا بیشتر میشود، همهٔ تفاوتهای فردی ناپدید میشود و به جای آن تجلیات یکپارچهٔ یک غریزهٔ ارضانشده رخ مینمایند.
M.T
همچنین با اعطای مشخصهٔ فتیشی به زنان، که آنان را در مقام ابژههای جنسی قابل تحمل کند، فتیشخواه را از تبدیلشدن به یک همجنسخواه نجات میدهد.
M.T
در نمونههای بسیار ظریف، هم انکار هم تأیید اختگی، راهشان را بهسوی تشکیل خودِ فتیش پیدا کردهاند.
M.T
حجم
۳۷۲٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
حجم
۳۷۲٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
قیمت:
۱۰۰,۰۰۰
تومان