
٪۱۰
کتاب خاطرات و تاملات در زندان شاه
پدیدآورندگان:
محمد محمدی (گرگانی)انتشارات:
نشر نی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
رضا
۱
بازار شایعه و خبرسازی داغ بود. بعدها دیدیم که هر خبری را هرچند غیرِ واقعی علیه رژیم میپذیرفتیم! بیاعتمادی به جایی رسید که همهٔ کارهای دستگاه حاکمه را سیاه و منفی میدیدیم.
رضا
۰
هر شکلی از حکومت، با افراط در همان اصولی که بر آن بنا نهاده شده، محکوم به نابودی است.
ویل دورانت
رضا
۰
به مادرم بسیار نزدیک بودم. این جملههای او هنوز هم در ذهنِ و روحم مانده که: «مادر جان، آدم با هر کس که دهن به دهن نمیشود»، یعنی، هرکس که فحاشی میکند یا بد میگوید نباید جوابش را داد. آدم نباید زبان تند و گزنده داشته باشد
رضا
۰
از خودم پرسیدم: «محمد! چه در درون داشتی که بعد از درگیری و دستگیری و ۱۳ ساعت شکنجه، دور از همسر جوان و دخترهای کوچکات و زیرتیغ مرگ، هنوز در نگاهت این همه امید سوسو میزد؟!
رضا
۰
در مدرسه شعری به ما یاد داده بودند: «مصدق برو گم شو، برو تاکسی سوار شو، اگر تاکسی گرونه، اتوبوس یک قرونه.» از مدرسه که به خانه میآمدیم، در بین راه با بچهها این شعر را میخواندیم و سرگرم بودیم. نمیفهمیدیم یعنی چه. پشت این شعر چه هدفی خوابیده و اصلاً دعوا بر سر چیست؟
رضا
۰
پدرم با دانشکدهٔ حقوق مخالف بود؛ میگفت: «قاضی که نمیتوانی بشوی، چطور با این فساد میخواهی قاضی بشوی؟ بیچاره مردم چه گناهی کردهاند؟ وکیل هم که نمیتوانی بشوی، وکالت، همهاش پدرسوختهگری است...»
