«عظمت» تولیدکنندگان فردی در این نیست که آنها چه چیزی برای گفتن دارند بلکه در تصویب و تصدیقی است که دیگران از گفتههای آنها به عمل میآورند، و این یعنی ارزش آنها در بازار مورد نظر. عملکرد میدان، و موفقیت هر پروژه منفردی در این میدان، تا حد زیادی به شکلگیری و حفظ همدستی میان عاملان، و توهم جمعی درباره عقیده و درستکاری بستگی دارد.
الف.
کار بدل به اشتغال میشود، که منبع کمیابی است. و شاید برای نخستین بار این امکان واقعاً پدید میآید که کسی کاری برای انجام دادن نداشته باشد. نهتنها زمانی که در اوقات بیکاری گذرانده میشود جزو زمان تلف شده بهحساب میآید، بلکه مانع از محاسبه عقلانی درباره آینده نیز میشودــ که نشانه بارز دنیای سرمایهدارانهای است که این مهاجران اکنون در آن حضور دارند.
الف.
کاملا آشکار است که بوردیو تا چه حد وامدار ساختگرایی است. تقابل دوتایی است که اصل عام یا اساسی طبقهبندیهاست. اما ریشه این اصل در دستگاه عصبی یا فرآیند شناخت نیست. و نکته سوم در همینجاست. تقسیمبندی دوتایی بنیادی، و مدل همه تقسیمبندیهای دوتایی دیگر، تقسیم جنسیتی است: «این مرزبندی، یعنی مرز میان دو جنس، هیچ تخطی و تجاوزی را بر نخواهد تافت ...»
الف.
مادامی که آینده درگذشته مندرج است، زمان، از جهتی، بیحرکت میماند.
الف.
سلوک بدنی اسطورهای سیاسی است که فعلیت و جسمیت یافته و تبدیل به گرایشی همیشگی و شیوه پایدار ایستادن، سخن گفتن و لذا حس کردن و اندیشیدن میشود... اصولی که بهاینترتیب جسمیت مییابند فراتر از دسترس آگاهی قرار دارند و از اینرو نمیتوانند بهصورت عمدی و ارادی دگرگون شوند. حتی نمیتوان آنها را آشکار و عیان ساخت ...
الف.