
❤ محمد حسین ❤
۳۶
کسی که به بزرگان احترام میگذارد راه به بزرگی رسیدن خودش را هموار میکند.
mh.mirvakili
۲۹
از کسی که زیاد داد و بیداد میکند نباید ترسید.
*Eli*
۱۵
باعث دلگرمی است که میبینیم این روزها نسل جوان از پدرانشان داناترند، باعث امیدواری است که میبینیم مردی به سنتها پایبند است. یک مرد اگر خویشانش را به جشنی دعوت میکند نمیخواهد آنها را از گرسنگی نجات دهد. همهی آنها کم یا زیاد دستشان به دهانشان میرسد. وقتی زیر نور مهتاب در زمین دهکده جمع میشویم بهخاطر دیدن ماه که نیست. همه میتوانند ماه را از حیاط خانهشان ببینند. ما دور هم جمع میشویم چون دیدار اقوام پُر از خوبی و برکت است.
❤ محمد حسین ❤
۱۴
وقتی کسی به مقدسات توهین میکند چه میکنیم؟ میرویم دهانش را میبندیم؟ نه. ما دستمان را روی گوشمان میگیریم تا چیزی نشنویم. این عمل عاقلانهتر است.»
❤ محمد حسین ❤
۱۳
گفتهی بزرگترها درست نیست؛ که از تو حرکت از خدا برکت. اینجا مردی بود که با وجود حرکتش برکتی از خدا ندیده بود.
❤ محمد حسین ❤
۱۰
اگر هیچکس هم پیدا نشود از من تعریف کند، خودم که هستم تا از خودم تعریف کنم.
*Eli*
۸
همه کاری ممکن است اما هر کاری به مصلحت نیست.
❤ محمد حسین ❤
۸
«من پیرم و دوست دارم مدام حرف بزنم. الان این تنها کاری است که خوب از عهدهاش برمیآیم.»
❤ محمد حسین ❤
۸
وقتی کنار رودخانه زندگی میکنم نمیتوانم با تف دست و رویم را بشویم.
Firoozeh
۷
آتش سوزان، خاکسترِ سرد و ناتوان بهبار میآورد.
❤ محمد حسین ❤
۶
کاری که بهنظر یک عده زشت است از نظر عدهای دیگر خوب است.
*Eli*
۵
میوهای که رسیده باشد از ظاهرش پیداست.
نادر
۴
بله، آتش سوزان، خاکسترِ سرد و ناتوان بهبار میآورد
❤ محمد حسین ❤
۴
هیچ یک از آنها نمیتوانست دیگری را به آیین خودش دربیاورد اما از اعتقادات متفاوت یکدیگر چیزهای زیادی یاد میگرفتند.
*Eli*
۳
یک امواوفیایی دعوت کسی را رد نمیکند. ممکن است از انجام آنچه از او میخواهند خودداری کند؛ اما اجازه میدهد از او درخواست بکنند.
❤ محمد حسین ❤
۳
«ما طلب ثروت نمیکنیم چون آنکس که سلامت است و بچههای سالم دارد، ثروتمند خواهد شد. پول بیشتر نمیخواهیم بلکه دعا میکنیم خویشاوندان بیشتری داشته باشتیم. ما از حیوانات برتریم چون قوموخویش داریم. حیوان اگر پهلویش بخارد آن را به درخت میسابد اما انسان از فامیلش میخواهد که پشت او را بخاراند.»
❤ محمد حسین ❤
۳
بچه که نمیتواند بهای شیر مادرش را بپردازد.
❤ محمد حسین ❤
۲
از زمانی که انسان بدون خطا تیراندازی کردن را یاد گرفت، من هم یاد گرفتم بدون فرود آمدن پرواز کنم.
❤ محمد حسین ❤
۲
او هیچ احساسی را آشکارا بروز نمیداد، مگر احساس خشم. ابراز محبت را نشانهی ضعف میدانست؛ تنها چیزی که ارزش ابراز داشت، قدرت بود.
❤ محمد حسین ❤
۲
آنچه عدهای را نیش است عدهی دیگری را نوش است.
نادر
۱
کار به جایی رسید که مستر براون حتا مورد احترام قبیله هم قرار گرفت، چون بهآرامی روی ایمان آنها پا گذاشته
نادر
۱
کار به جایی رسید که مستر براون حتا مورد احترام قبیله هم قرار گرفت، چون بهآرامی روی ایمان آنها پا گذاشته بود
❤ محمد حسین ❤
۱
میگفت دهان مردهها را که میبیند، بهیاد حماقت آدمها میافتد؛ کسانی که در زندگی خوشی نمیکنند و لذتی نمیبرند.
❤ محمد حسین ❤
۱
تو دل شیر داری پسر! و کسی که دل شیر دارد عاقبت از فلاکت جان بهدر میبرد. چون هیچ مصیبتی نمیتواند به غرور و جسارت او خدشهای بزند. سختتر و تلختر زمانی است که مردی تنها میماند.»
❤ محمد حسین ❤
۱
وقتی زیر نور مهتاب در زمین دهکده جمع میشویم بهخاطر دیدن ماه که نیست. همه میتوانند ماه را از حیاط خانهشان ببینند. ما دور هم جمع میشویم چون دیدار اقوام پُر از خوبی و برکت است.
❤ محمد حسین ❤
۱
مرد سفید خیلی باهوش است. او با دینش بیسروصدا و آرام وارد شد. ما گول حماقتش را خوردیم و اجازه دادیم اینجا بماند. حالا برادرهای ما را جذب خودش کرده. قبیلهی ما دیگر نمیتواند یکپارچه عمل کند. او بر همهی چیزهایی که ما را گردهم میآورد چاقو گذاشته است. ما از هم پاشیده شدهایم.»
کاربر ۲۵۰۲۸۳۱
۰
کار به جایی رسید که مستر براون حتا مورد احترام قبیله هم قرار گرفت، چون بهآرامی روی ایمان آنها پا گذاشته بود.