جملات زیبای کتاب مهیای رقصی در برف | طاقچه
تصویر جلد کتاب مهیای رقصی در برف

بریده‌هایی از کتاب مهیای رقصی در برف

۴٫۰
(۲۳)
حتی یک دقیقه هم نمی‌توانستم آن چیزی را که این مردم نمی‌خواستند ببییند از سرم بیرون کنم: این‌که زیر این ظاهر آرام، رژیمی بی‌رحم پنهان است، ماشین سیاسیِ سنگدلی که پیوسته نگاه می‌کند و، مثل اژدهایی شرور، هر روز قربانیانش را می‌بلعد.
Mo0onet
در دنیای کودکی‌مان، آدم‌ها یا خوب بودند یا بد، حد وسطی وجود نداشت، چون ـ‌به این دلیل حرفم را تکرار می‌کنم که برای فهم ذهنیت شوروی مهم است‌ــــــ از وقتی که بچه بودیم، به ما آموزش داده بودند که خط مشخصی خوب و بد را از هم جدا می‌کند. جهان ما دوقطبی بود. خوب‌ها کمونیست بودند و بدها کاپیتالیست، یعنی غربی‌ها، و رژیم آنها را شرّ مطلق می‌دید، مانند تمام چیزهای دیگری که ممکن بود ما را از ساخت حکومت کمونیستی‌مان منحرف کند. این تقسیم‌بندی بسیار مهم و ماهیت همه‌چیز بود. در نتیجه، از جوانی، عادت کرده بودیم که جهان و مردم را به خوب و بد، دوست و دشمن، و قدیس و شرور تقسیم کنیم.
شبنم
مراب مامارداشویلی، فیلسوف بزرگ گرجستانی، می‌گوید انسان‌ماندن نیازمند تلاشی دائمی است. در اردوگاه، معمولاً این جمله را برای خودم تکرار می‌کردم
شبنم
همگی از شعر خوشمان آمد، به‌جز معلم که ناگهان از جا پرید و با لحن خشکی گفت: "این شعرْ ضد شوروی است!" با تعجب پرسیدم: "اما چرا؟" "چرا؟! نمی‌بینی غم‌انگیز است؟ بعضی احساساتْ مناسب جوانان شوروی نیست." شاکی گفتم: "اما همهٔ ما گاهی غمگین می‌شویم." معلم حرفم را قطع کرد. "جوانان شوروی هرگز نباید غمگین باشند. غم نشان‌دهندهٔ تباهی است."
sedy
«هیچ‌کس نمی‌تواند تصور کند کتاب چه معنایی برای زندانیان داشت: رستگاری بود! زیبایی، آزادی و تمدن در میانهٔ بربریت تمام‌عیار!
Mo0onet
«نه، این من نیستم. دیگری است که عذاب می‌کشد. من هرگز نمی‌توانستم این‌همه را تاب آورم.»
شبنم
در رژیمی که هرگونه انحراف از ایدئولوژیِ تثبیت‌شده را مجازات می‌کرد، چنین خطر بزرگی را به جان خریده بودیم، چون به مأموریت تاریخی‌مان باور داشتیم. اگرچه می‌دانستیم ممکن است اعدام شویم، باور داشتیم نسل‌های بعد حقانیت ما را خواهند دید و مثل قهرمانان و شهدا احترام خاصی برایمان قائل خواهند شد.
Mo0onet
در اردوگاه فهمیدم بی‌عدالتی‌ای که تحمل می‌کردم صرفاً بخشی از گرایش کلیِ زمانه بود و فقط مربوط به آن زمانه نبود. بخشی از نظاممان بود. نظام ما الله‌بختکی و بر پایهٔ بی‌عدالتی بود و این همان نظامی بود که به آن باور داشتیم، به استقرارش کمک کرده بودیم، به زندگی‌هایمان معنا بخشیده بود و جوانی‌مان را از آن خودش کرده بود.»
Mo0onet
بچه که بودم، پدرم جمله‌ای را تکرار می‌کرد که هرگز فراموشش نمی‌کنم: "دشمنانت دنبال چه هستند؟ این‌که ببینند خسته، درمانده و ناراحتی. اگر نمی‌خواهی دشمنانت را خوشحال کنی، پس سرت را بالا بگیر."
Mo0onet
یلنا این‌طور نتیجه‌گیری می‌کند که «هر آنچه را بعداً در زندگی به‌دست آوردم مدیون چند کتابی هستم که توانستم در گولاگ بخوانم» و سپس با هیجان می‌گوید «هیچ‌کس نمی‌تواند تصور کند کتاب چه معنایی برای زندانیان داشت: رستگاری بود! زیبایی، آزادی و تمدن در میانهٔ بربریت تمام‌عیار!
شبنم
بعدتر، مادرم، اُلگا ایوینسکایا، به من گفت که وحشت جنگ، با وجود گرسنگی و خطر دائمیِ مرگ، در مقایسه با خطرات رژیم تمامیت‌خواه، آن حکومت فریب با دروغ و مجازات‌های بی‌حساب‌وکتابش، نعمت بود.
sedy
خوب به خاطر دارم که در زمان جنگ، دوست داشتم گیر گشتاپو بیفتم و دستگیرم کنند تا بتوانم نشان بدهم که یک کمونیست واقعی‌ام. مانند بسیاری از دوستانم، من هم باور کرده بودم که مأموریت تاریخیِ مهمی بر عهده دارم: ساختنِ کمونیسم. از کودکی این را به ما آموخته بودند و ما هم باورش کرده بودیم. این مأموریت به زندگی‌مان معنی می‌داد و خوشحالمان می‌کرد. حکومت شوروی مشوق کنشگری و مشارکت بود، به‌ویژه در حوزهٔ سیاسی. نظام به تعامل افرادی وابسته بود که پیام‌های موردعلاقهٔ حکومت را محقق می‌کردند. عادتمان داده بودند که کنشگرانِ طرفدارِ کمونیسم باشیم. تصور تفکری دیگر برایمان ممکن نبود.
sedy
زنان فرهیخته و تحصیل‌کرده بیشتر از دختران دیگر از زندگی بهره می‌بردند، و لینا حتی از آنها هم بیشتر. او فرد مستقلی بود. آدم می‌دید که از درونْ چه زندگیِ غنی‌ای دارد؛ حتی در غم‌وغصه، هنگامی که مانند اکثر زنان از افسردگی رنج می‌برد، از خودش زیبایی، انرژی و نشاط ذهنی ساطع می‌کرد. او داشت در یک کابوس زندگی می‌کرد. اما هنوز می‌توانست در اطرافش زیبایی ببیند و این کاری بود که اکثر ما از آن عاجز بودیم.
ایران آزاد
پس می‌گویی دشوارترین چیز برایت شادی است. برای من هم همین‌طور است. با هر اتفاق خوب، چشمانم پر از اشک می‌شود، به‌ویژه در اماکن عمومی. حتی یک واژهٔ محبت‌آمیز ممکن است چنین کاری با من بکند. شکنندگیِ مفرط. بابت همه‌چیز می‌گریم. و بعد مثل ماهی‌ها دهانم را باز می‌کنم و اشک‌هایم را قورت می‌دهم. به احساساتم غلبه می‌کنم اما کم‌کم احساس خفگی می‌کنم؛ مردم نمی‌دانند به کجا نگاه کنند...
Mo0onet
"از یک چیز کاملاً مطمئنم: یک روز جای ما دوتا عوض می‌شود."
Sedighe
چطور این‌همه را تاب آوردیم؟ شاید به‌لطف این امید که درد و رنج‌هایمان همیشگی نخواهند بود و سرانجام روزهای خوب از راه خواهند رسید. آن امیدِ کاملاً غیرمنطقی هرگز ترکم نکرده است.
Sedighe
بعدتر، مادرم، اُلگا ایوینسکایا، به من گفت که وحشت جنگ، با وجود گرسنگی و خطر دائمیِ مرگ، در مقایسه با خطرات رژیم تمامیت‌خواه، آن حکومت فریب با دروغ و مجازات‌های بی‌حساب‌وکتابش، نعمت بود.
Sedighe
و بالاخره شاهد واقعه‌ای شدم که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم به عمرم قد بدهد: فروپاشیِ کمونیسم. سال‌های بین ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱ شادترین سال‌های عمرم بود. زنده ماندیم و سقوط رژیم تمامیت‌خواهمان را دیدیم و کوشیدیم تا آنجا که ازمان برمی‌آید از نظام جدید حمایت کنیم. با شور و شوق در تمام جلسات و راهپیمایی‌ها شرکت می‌کردم. صدهاهزار نفر از همفکرانم به خیابان‌های مسکو آمده بودند چون بالاخره می‌توانستند عقایدشان را بیان کنند، و من در میان آنها احساس شادی می‌کردم.
sedy
در اردوگاه‌ها ممکن است آدم تبدیل به هیولا شود اما اگر از اردوگاه بیرون آمدید و هیولا نشده بودید، بدانید که هیچ‌چیز دیگری نمی‌تواند آزارتان دهد. شما رویین‌تن شده‌اید. در آزمون قبول شده‌اید.
شبنم
ولادیک گفت: "برای آنها توفیری نمی‌کند. وقتی خودت آتش نگرفته‌ای، چرا آتش را خاموش کنی؟"
Mo0onet
مسکویی که مارینا به آن بازگشته بود تحت سیطرهٔ وحشت بود، وحشتِ ناشی از سرکوب، دستگیری و مرگ. هیستری بخشی از هوایی بود که در آن نفس می‌کشیدی. وقتی مردم به خواب می‌رفتند، چمدانشان برای رفتن به زندان یا سیبری آماده بود. آنها را بدون هیچ تعلل یا دلیل خاصی دستگیر و اعدام می‌کردند.
Mo0onet
بنیان رژیم بر اتهام‌زنی و لو دادن سوار بود و این کارْ مقدس تلقی می‌شد.
Mo0onet
بعدتر، مادرم، اُلگا ایوینسکایا، به من گفت که وحشت جنگ، با وجود گرسنگی و خطر دائمیِ مرگ، در مقایسه با خطرات رژیم تمامیت‌خواه، آن حکومت فریب با دروغ و مجازات‌های بی‌حساب‌وکتابش، نعمت بود.
Mo0onet
در آزادی، همه‌چیز به‌سادگی نادیده گرفته می‌شود اما فقط در وضعیت‌های حاد است که آدم خودش را می‌شناسد.
غم‌سایه
تمام نظام کمونیستی مصمم است تا چنین کند: تا فردیت مردم را نابود و تمام ملت را به گلهٔ گوسفند تبدیل کند. مثل رمان‌های ویرانشهری است. و ما نمی‌فهمیم اوضاع از چه قرار است. مردم تا وقتی در زندان نیستند، فکر می‌کنند آزادند اما در واقع، حقوقشان از افراد داخل زندان یا اردوگاه بیشتر نیست.
Sedighe
"استالین؟ او نگران آیندهٔ درخشان ما نیست؛ تمامش حقّه‌بازی و ظاهرسازی است. تمام چیزهایی که در اطرافت می‌بینی کار اوست. آن آیندهٔ شگفت‌انگیز دروغ است، درست مثل تمام چیزهای دیگری که استالین گفته یا کرده. استالینْ خبیث، زیرک، دورو و بزدل است. درست به‌اندازهٔ دیگر کوتوله‌هایی که موج تاریخ بزرگشان کرده، معمولی و سنگدل و بدجنس است. دقیقاً چی نوشتی؟"
Sedighe
«و فکر می‌کنی این کتاب یکراست می‌افتد توی دست‌هایت؟ خودش خودش را می‌نویسد؟ ببین عزیزم، وقتی واقعاً چیزی را می‌خواهی باید دنبالش بروی. با تمام توان دنبالش کنی! وگرنه هیچ‌وقت کار به‌دردبخوری در زندگی‌ات نخواهی کرد. اگر با اولین مشکل به دیدنم نمی‌آیی، بهتر است در خانه بمانی و کاری نکنی.
کاربر ۵۸۸۳۳۹۳
روحم دارد طغیان می‌کند. می‌توانند شکنجه‌ام کنند، می‌توانند بدنم را نابود کنند، اما روحم را نه. روحم زنده است و دارد طغیان می‌کند.
Judy
«حرف بعضی از هم‌اردوگاهی‌هایم را می‌فهمم که می‌گویند زندگی‌شان بدون تجربهٔ گولاگ کامل نمی‌بود، اما من مخالفم. اگر می‌توانستم از اول زندگی کنم، دوست داشتم در هجده‌سالگی به دانشگاه بروم و، پس از فارغ‌التحصیلی، خودم را به‌کلی وقف کارم بکنم. گولاگ اتلاف زمان، سلامتی، و انرژی بود. انسان برای این ساخته شده که پیِ شادکامی و زیبایی برود و کارهای رضایتبخش انجام بدهد. به‌نظرم خطاست اگر بگوییم تجربهٔ گولاگ برای آموختنِ زندگی ضروری است، با این‌که می‌فهمم چرا این‌طور می‌گویند: هم‌قطارانم دلشان تنگِ آن رفاقت‌های نزدیک در گولاگ است. با این حال، در آزادی هم می‌شود دوستی‌های بسیار خوبی شکل داد. به باور من آثارِ مثبتِ زندگی در گولاگْ تمامِ نکات منفیِ آن را جبران نمی‌کند.
sedy
بعدتر، مادرم، اُلگا ایوینسکایا، به من گفت که وحشت جنگ، با وجود گرسنگی و خطر دائمیِ مرگ، در مقایسه با خطرات رژیم تمامیت‌خواه، آن حکومت فریب با دروغ و مجازات‌های بی‌حساب‌وکتابش، نعمت بود.
sedy

حجم

۷۵۶٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۲۶۴ صفحه

حجم

۷۵۶٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۲۶۴ صفحه

قیمت:
۹۹,۰۰۰
تومان