جملات زیبای کتاب روانکاو | طاقچه
تصویر جلد کتاب روانکاوsubscriptionAvailable

کتاب روانکاو

آغاز اولین روز مرگ بر تو مبارک باد...

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۷ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
sama.bagheri
۱
دو نوع جنایت وجود دارد. اولی پلیس و دادستان و بار سنگین اتهام را به همراه دارد. دومی به قلب افراد ضربه می‌زند
Mostafa F
۰
او آرام به جریان سهمگین نفرت مرگبار گوش می‌سپرد
اِلی
۰
اگر به خاطر تمام این اتفاقات، چنین خرد و داغان نبود، شاید در می‌یافت که تمامیت شغلش کمابیش برمبنای این اندیشه قرار دارد که زمان فقط جراحت‌های وارد شده بر روح و روان را تشدید می‌کند. این زخمها را دوباره جهت می‌دهد. هرگز آنها را التیام نمی‌بخشد
اِلی
۰
صدای زن جای هیچ مصالحه‌ای را باقی نگذاشت. صدایش سرد و قاطع بود و کاملا معتقد که پسر عزیزش در خلق تمام بلایایی که بر سرش آمده بود، هیچ مسئولیی نداشت و ریکی، روانکاو سابق، می‌دانست که او هرگز همدستی خودش را در این جرایم نخواهد پذیرفت. با خود فکر کرد، ما خلق می‌کنیم و بعد هنگامی که همه چیزِ آن مخلوق اشتباه از کار درمی‌آید، دیگران را شماطت می‌کنیم، در صورتی که معمولا خود ما هستیم که باید مورد سرزنش قرار بگیریم.
Hopefull_librarian
۰
او در دنیایی پر از تهدیدهای کاذب و وعده‌های دروغین زندگی می‌کرد
Hopefull_librarian
۰
آنچه اغلب ما را تهدید می‌کند و غلبه بر آن از همه دشوارتر است، چیزی است که از درون ناشی می‌شود. فشار و رنج یک کابوس می‌تواند به مراتب سهمگین‌تر از ضربهٔ واقعی یک مشت باشد. و همینطور، گاهی اوقات ضربهٔ مشت نیست که ایجاد درد می‌کند، بلکه احساسی است که در پشت آن نهفته است.
Hopefull_librarian
۰
ناگهان ایستاد و به سوی کتابخانه‌ای که در کنار یکی از دیوارهای مطبش قرار داشت خیره شد. متن‌های زیادی در آنجا ردیف شده بود، بیشترشان متون پزشکی بودند و مجله‌های حرفه‌ای. در میان آن کتابها صدها هزار کلماتی جمع شده بود که بدون احساس و از لحاظ بالینی، احساسات انسانی را موشکافی می‌کرد. در همان دم فهمید که تمام آن دانش و معلومات احتمالا برایش بی‌فایده است.