
mt
۵۷
«هیچ آدمیزادی همیشه قوی نیست، درعینحال هیچ آدمیزادی تا ابد ضعیف نمیمونه.»
Zohreh
۱۷
«یادتون نره چه آرزویی کردین. اگه اون رو توی قلبتون نگه دارین، یه روزی برآورده میشه، حتی اگه من اینجا نباشم.»
میم بانو
۱۵
«شاید لباسهای کهنه تنم باشه، اما قلبم از پارچهٔ گلدوزیشدهست.
♡ fatm ♡
۱۲
چقدر خوب بود که توی خانه کسی منتظرت باشد.
nani_ad_
۱۱
«از مرگ نمیترسم. هیچ فرقی با خوابیدن نداره. خوابیدن مثل اینه که مُردن رو هر شب تمرین میکنیم.»
میم بانو
۱۰
در مدرسه کسی نبود که زبان همدیگر را بفهمیم و گشتن با آدمهایی که با آنها نمیسازی احمقانه است؛
میم بانو
۹
«هیچ آدمیزادی همیشه قوی نیست، درعینحال هیچ آدمیزادی تا ابد ضعیف نمیمونه.»
mt
۸
«اونقدری که حفظ کردن استعداد مهمه، شکل دادنش مهم نیست. همونطور که کنجی میازاوا توی شعرش میگه: "همهٔ آن استعداد و قدرت و منابعی که انسان در اختیار دارد، تا ابد با او نمیماند."»
سایه
۷
وقتی رفت دچار اضطراب شدم، کموبیش مثل وقتی که آدم در دریا شنا میکند و یکهو متوجه میشود که نمیتواند با پاهایش کف دریا را لمس کند.
Yas Potter
۶
مادرم اولین کسی بود که در این زندگی امنوامان نگهم میداشت.
pari
۵
در مجلات مانگای دخترانهای که آنوقتها در مدرسه بهنوبت میخواندیم، همیشه وقتی دختر برای خودش دوستپسری پیدا میکرد داستان تمام میشد، اما فهمیدم که در زندگی واقعی چنین اتفاقی نمیافتد.
حتی وقتی چنین دوستی داریم، اوقاتی در زندگیمان وجود دارد که بهشدت احساس تنهایی میکنیم، خیلی بیشتر از وقتی که او را نداشتیم.
میم بانو
۵
«آدمهای بیشازحد پرتلاش نمیتونن خودشون رو به سرزنش کردن دیگران راضی بکنن. برای همین، آخرش خودشون رو سرزنش میکنن و بهخاطرش عذاب میکشن.»
mt
۵
چقدر خوب بود که توی خانه کسی منتظرت باشد
میم بانو
۴
ما نمیتوانیم همهچیز را به یاد بیاوریم و فقط بخشهایی یادمان میماند که خیلی مهماند
♡ fatm ♡
۴
تنها زندگی کردن بههیچوجه تغییری در من ایجاد نکرد.
mt
۳
پرستاری از بیمار در خانه بار بزرگی است، هم برای فرد مراقب و هم برای فرد نیازمند مراقبت
کتابخون.
۳
دلیل لبخندش این بود که او از چیزهای کوچکی مثل این لذت میبرد، چیزهایی که میتوانست بهکمکشان زندگی بسیار کمهزینهای داشته باشد.
تینا
۳
شاه بودن یعنی تنها بودن؛ چون دیگران فاصلهٔ خود را با او حفظ میکردند
♡ fatm ♡
۳
من اصلاً متوجه مسائلی نمیشدم که آدمهای عادی درک میکردند. معنایی را که در پس دریای واژهها بود درک نمیکردم. صرفاً روی سطح شناور میشدم.
♡ fatm ♡
۳
باور داشتم مسائلی مثل خوشاقبالی یا بداقبالی به این بستگی دارند که آدم آنها را چطور ببیند.
♡ fatm ♡
۳
نگهداری از حیوانات خانگی بهصراحت مغایر قوانین اینجا نبود، اما به نظر میرسید که هیچیک از ساکنان حیوان خانگی نداشته باشد. آنها یا خیلی تنبل و تنپرور بودند یا خیلی فقیر یا هردو. هیچکدامشان انگار از آن دسته آدمها نبودند که به حد کافی برای مراقبت از حیوان مسئولیتپذیر باشند.
♡ fatm ♡
۳
در دوردست شهابی بهسرعت رد شد. فکر کرد آرزویی بکند، اما پی برد که دیگر چیزی برای آرزو کردن باقی نمانده است.
fatemeh:)b
۳
ما نمیتوانیم همهچیز را به یاد بیاوریم و فقط بخشهایی یادمان میماند که خیلی مهماند، اما هیچچیز وجود نداشت که دلم بخواهد به یاد بیاورم.
Anne
۳
اسم فقط اسمه. حتی اگه یه گربه رو سگ صدا کنی، اون گربه هنوزم گربهست
Zohreh
۲
از آغاز دوران مستقل شدنم لذت را در سبک زندگی منظم دیده بودم. این کشف برایم آرامشبخش بود که میتوانستم کارهای روزانهام را اداره کنم.
rrrrrrrrrddddddddd
۲
بیتردید چیزی در وجودم خُرد شده بود و تا حد موجودی که فقط نفس میکشد تقلیل پیدا کرده بودم.
نگار(:🍃
۲
این زندگی توئه؛ پس حواست باشه که از اون بهاندازهٔ کافی برای خودت نگه داری.
شکوفا
۲
شاه بودن یعنی تنها بودن؛ چون دیگران فاصلهٔ خود را با او حفظ میکردند.
کتابخون.
۲
خیلی از مردم فکر میکنند که رشتهٔ هنر گزینهٔ آسانی است؛ چون آدم بیشتر وقتش را صرف نقاشی میکند و لازم نیست زیاد مطالعه کند، اما معنیاش این است که این رشته خیلی رقابتی است و در آن فقط تکنیک مطرح است. تا زمانیکه این موضوع را بفهمم، دیگر خیلی دیر شده بود.
کتابخون.
۲
مکثی کرد و بعد پرسید: «یعنی کمکم داری از مرگ میترسی؟»
«از مرگ نمیترسم. هیچ فرقی با خوابیدن نداره. خوابیدن مثل اینه که مُردن رو هر شب تمرین میکنیم.»
