جملات زیبای کتاب قهرمان در ماموریت | طاقچه
تصویر جلد کتاب قهرمان در ماموریت
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب قهرمان در ماموریت

راهی به سوی معنابخشی به زندگی

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
دانلد میلر، اعظم مصلحی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ziba
۲۷
وقتی ما خود را قربانی می‌پنداریم، دیگر دست از تلاش می‌کشیم چون باور داریم که بیچاره و نومیدیم.
ziba
۲۰
ما وقتی که نمی‌توانیم هدف و معنایی برای زندگی بیابیم، با خوشی و لذت خود را از مسیر منحرف می‌کنیم.
ziba
۱۷
«ما چیزهایی را که نمی‌توانیم برای همیشه نگهشان داریم بیشتر دوست داریم.»
khanom mohandes
۱۴
همه باید برویم و همهٔ آنچه واقعاً از خود به جا می‌گذاریم داستان‌هایی است که از سر گذرانده‌ایم؛ داستان‌هایی که فرزندان و نوه‌هایمان دربارهٔ ما تعریف خواهند کرد. هر داستانی باید روزی به پایان برسد.
کاربر ۸۶۴۲۷۸۸
۱۲
معنا چیزی است که در (جریان) حرکت می‌توان به آن دست یافت.
khanom mohandes
۱۲
وقتی دخترکم را تکان می‌دهم تا بخوابد، اولین دعایم برای او این است که آن‌قدر عاقل باشد که دوستان خوبی انتخاب کند و برای خودش یک جمع داشته باشد. از خدا می‌خواهم در همهٔ زندگی‌اش آدم‌های مهربان، خیرخواه و عاقل را نصیب او کند.
Mahsa Shamohammadi
۷
«انسان مادامی‌که خود را مخلوق شرایط بیرونی ببیند، محکوم شرایط خواهد بود. اما وقتی بفهمد قدرت آفرینندگی دارد و می‌تواند به زمین و بذر پنهان وجودش فرمان دهد تا در هر موقعیتی رشد کند، آن‌گاه به‌حق ارباب خودش خواهد شد.»
khanom mohandes
۷
روان‌شناسان کانون کنترل بیرونی را با اضطراب و افسردگی شدید، درآمد پایین و روابط پرمخاطره مرتبط می‌دانند. از سوی دیگر، کانون کنترل درونی با احساس قوی تعلق، افسردگی کمتر، درآمد بالا و روابط کامل‌تر نشان داده می‌شود.
khanom mohandes
۷
آنچه امروز حتی بیش از قبل حسرت آن را می‌خورم این است که وقتم را با ایفای نقش قربانی هدر دادم، درحالی‌که در دنیا قربانی‌های واقعی وجود دارند.
khanom mohandes
۶
تمام پرسه‌زدن‌های من برای پیداکردن حس‌وحال نوشتن برخاسته از ذهنیت قربانی بود. قربانی‌ها به الطاف نیروهای بیرون از خودشان زنده هستند
khanom mohandes
۴
قهرمان عاملیت خود را می‌پذیرد
khanom mohandes
۴
فکر می‌کنم میلیون‌ها نفر هستند که وقتی داستان دوران بچگی، دبیرستان یا دانشگاهشان به پایان می‌رسد، در صحنهٔ خالی نمایش ذهنشان می‌نشینند تا تیتراژ بالا بیاید و منتظر می‌مانند سرنوشت داستان دیگری برایشان روایت کند. اما وقتی به خود متکی باشیم، دیگر والدین، معلم‌ها و فرهنگمان نمی‌توانند به ما بگویند که چه بکنیم؛ خود ما باید داستانمان را بسازیم.
khanom mohandes
۳
سال‌های تلخی گذشت و من به این فکر نکردم که می‌شد زندگی‌ام بهتر از این باشد. نمی‌پذیرفتم که زندگی‌ام به ساختار و هماهنگی نیاز دارد. نپذیرفتن این واقعیت به بهای گرانی برای من تمام شد. ظاهراً غفلت از مهار زندگی‌ام برای من به بهای یک دهه جاماندن از رشد و پیشرفت شخصی تمام شد.
khanom mohandes
۳
اغلب خیال می‌کردم آدم‌ها از خداوند طلب نجات می‌کنند و اگر خدا پاسخشان را ندهد، از او خشمگین می‌شوند، ولی به‌موقع و در کمال تعجب متوجه شدم که خدا آن‌ها را نجات نمی‌داد. به‌خاطر اینکه آن‌ها نیازی به نجات‌یافتن نداشتند؛ چون آن‌ها قربانی واقعی نبودند.
khanom mohandes
۳
چرا ما این‌قدر بی‌قرار و ناآرامیم؟ چون بستنی وسوسه‌کننده است، ولی به‌کمال‌رساننده نیست؛ چون الکل حس آرامش کاذب با خود به‌همراه می‌آورد؛ چون هوس و شهوت از عشق جداست. حق با فرانکل بود. ما وقتی که نمی‌توانیم هدف و معنایی برای زندگی بیابیم، با خوشی و لذت خود را از مسیر منحرف می‌کنیم.
khanom mohandes
۳
معمولاً فقط به چیزی وفادار و پایبند می‌مانیم، که بدانیم قرار است از دستش بدهیم. (یاد) مرگ همه‌روزه برای ما سودمند است. حقیقتاً مرگ ساعتی درحال تیک‌تاک را به ذهن متبادر می‌کند که ارزش‌های ما را مشخص و تعیین می‌کند و احساس اضطرار به وجود می‌آورد.
khanom mohandes
۳
قهرمان باید قدرتمند و دانا باشد و تنها راه کسب خردمندی و قدرت شکست‌ها و پیروزی‌های مکرر است. ذهنیت قربانی ما را وسوسه می‌کند که به‌جای درس‌گرفتن از شکست‌ها در برابر آن‌ها فروبریزیم. اما قهرمان‌ها از شکست‌ها درس می‌گیرند و این باعث رشد آن‌ها و سرانجام باعث ظهورشان در نقش راهنما می‌شود.
مرضیه
۳
من دریافتم که مشکلم شرایط، تربیتم یا حتی آسیب‌های گذشته نیست. مشکل من نگرشم دربارهٔ خودم بود. باید بگویم خودم را قربانی می‌دیدم.
مرضیه
۳
قهرمانان (که به آن شکلی که فکر می‌کنید هیچ شباهتی ندارد، چراکه قهرمانان اصلاً قوی و تنومند نیستند. در حقیقت، آن‌ها قربانی‌هایی درحال گذر از مرحلهٔ تحول‌اند)
khanom mohandes
۲
علاوه‌بر این، آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید قهرمانان قوی و قدرتمند نیستند. معمولاً آن‌ها مایل به عمل‌گرایی نیستند و، در عین حال که به کمک نیاز دارند، پر از احساس کمبود اعتمادبه‌نفس هستند و اغلب ناکارآمدی‌شان برآمده از همان نقطه‌ای است که در آن ضعف دارند.
khanom mohandes
۲
نگرانی‌ام این بود که طی دَه سال گذشته متوجه مسئله‌ای شده بودم که هر وقت به دل ماجراهایی می‌زدم، احساس می‌کردم هدف و انگیزه دارم و وقتی به پایان می‌رسید (مثلاً وقتی که کتاب جدیدم چاپ می‌شد یا فرصت گفت‌وگوی مهمی دست می‌داد و بعد به اتمام می‌رسید، یا وارد رابطه‌ای می‌شدم) دوباره متوقف می‌شدم. بعداز آنکه کاری را به‌خوبی انجام می‌دادم، گویی داشتن احساس هدفمندی و انگیزه کاهش می‌یافت، و به‌سرعت هم کاهش می‌یافت و دوباره همان حس‌وحال ناراحت‌کننده و لبریز از افسردگیِ «آن وقت‌ها که نمی‌توانستم از رختخوابم بلند شوم» بعداز موفقیتی چشمگیر به سراغم می‌آمد.
khanom mohandes
۲
شب‌ها وقتی بچه‌مان گریه می‌کند و ما خسته‌ایم و به‌زور از جا بلند می‌شویم، از خودمان می‌پرسیم آیا آزادی ما سلب شده است؟ آری! ما دیگر آزاد نیستیم اما هدف و انگیزه‌ای به دست آورده‌ایم که ارزشش را دارد.
khanom mohandes
۲
شما خودتان را خلق نکرده‌اید؛ خداوند شما را آفریده است. او شما را آفرید تا داستانی را زندگی کنید، نه اینکه در صندلی‌ها فرورفته به تماشای زندگی دیگران بنشینید.
khanom mohandes
۲
افراد شرور و راهنما هر دو قوی هستند. در واقع افراد شرور اغلب قوی‌ترین شخصیتِ داستان هستند، تا اینکه سرانجام امید آن می‌رود که خود دچار شکست شوند. این یکی از دلایلی است که افراد به‌سمت اشخاص شرور گرایش پیدا می‌کنند. این توصیف موسولینی و هیتلر است. معمولاً برخی افراد شرور را به‌خاطر همین قدرتمندی با قهرمان‌ها اشتباه می‌گیرند.
khanom mohandes
۲
اما قدرت راهنما از نوعی دیگر است. زمام قدرت راهنما به‌دست نوع‌دوستی‌اش است. افتخارهای او در گذشته‌اش نهفته است و حالا او سعی می‌کند به دیگران در کسب افتخار کمک کند و ازآنجاکه خودش وارد مبارزه شده می‌داند که جهان عرصهٔ جنگ و نبرد است و می‌خواهد نور بر ظلمت پیروز گردد. جهان برای راهنماها بزرگ‌تر از جهان خودشان و داستان شخصی آن‌هاست. آن‌ها مراقب همه‌چیز هستند.
مرضیه
۲
گمان نمی‌کنم هیچ‌کدام از ما بخواهیم اختیار نوشتن داستان زندگی‌مان را به تقدیر بدهیم. قلم تقدیر ترسناک است.
parisa kaeimi
۲
مشکلات رنج‌آورند اما برای ما هدفی در بر دارند. من این سبک زندگی را زندگی همچون قهرمانی که مأموریتی مهم به عهده دارد می‌دانم.
khanom mohandes
۱
قربانی‌های واقعی اگر رهایی یابند، می‌توانند به‌راحتی قهرمان شوند
khanom mohandes
۱
نازی‌ها بعداً او را از تیلی که فرزند اولشان را باردار بود جدا کردند. تیلی در اردوگاه به‌همراه فرزند به‌دنیانیامده‌اش به قتل رسید. بلافاصله فرانکل متوجه شد که پدر و مادرش هم کشته شده‌اند. او روحیه‌اش را باخت و چیزی نمانده بود خودکشی کند.
khanom mohandes
۱
اگر ویکتور فرانکل، با آن شرح حال، خود را قربانی نمی‌دانست، پس من هم دیگر بهانه‌ای نداشتم، چنان‌که هیچ‌کدام از ما هم عذری نداریم. هریک از ما می‌توانیم طرح داستان خود را بازآفرینی کنیم و ساختار زندگی خود را چنان از نو بنا نهیم که عمیقاً به احساس هدفمندی و معنا دست یابیم.