
٪۵۰
کتاب مفید باش
هفت ابزار برای زندگی
انتشارات:
موسسه انتشارات فلسفه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر ۹۷۶۷۲۲
۲۵
دالایلاما میگوید: «وقتی صحبت میکنید، فقط آنچه را میدانید تکرار میکنید، اما وقتی گوش میدهید، احتمالاً مطالب جدید یاد میگیرید.»
امیر حسین
۱۰
پس چرا بیهدفبودن در میدان زندگی را کنار نمیگذارید و خواسته خود را دقیقاً مشخص نمیکنید؟ زندگی فرصت تمرین ندارد و فقط یک بار اتفاق میافتد. پس اهداف خود را ببینید تا محقق شود.
امیر حسین
۷
انگار دارم بیشازحد مثل کتابهای قانون جذب صحبت میکنم، اما صبر کنید، اینطور نیست. نمیخواهم بگویم فقط با تصویرسازی از خواستههای خود، آنها به حقیقت تبدیل خواهد شد. مطمئناً چنین نیست. باید برنامهریزی کنید و کار کنید و بیاموزید و شکست بخورید و سپس دوباره بیاموزید و کار کنید و شکست بخورید. زندگی همین است. اینها قوانین زندگی هستند.
امیر حسین
۶
اوضاع در زندگی همیشه آنطور که انتظار داریم، پیش نمیرود، اما این نباید بهانهای شود برای دستبرداشتن از تلاش و شکوفایی یا قدردان نبودن برای چیزهایی که داریم.
امیر حسین
۴
پیادهروی، رفتن به باشگاه، مطالعه، دوچرخهسواری، استفاده از جکوزی، یا کارهایی از این دست را در برنامه خود قرار دهید. اگر گرفتار شدهاید، اگر در تکاپو برای یافتن یک چشمانداز روشن برای زندگی دلخواه خود هستید، فقط میگویم که اهداف کوچکی برای خود تعیین کنید که بهعنوان سکوی پرتاب عمل کنند و هر روز فضا و زمانی را به تفکر، خیالپردازی، دقت در محیط پیرامون و حضور در زمان حال، اختصاص دهید تا دروازه ورود ایدهها و انگیزهها به درونتان باز شود. اگر نمیتوانید آنچه را جستجو میکنید پیدا کنید، حداقل اجازه دهید آن شما را پیدا کند.
امیر حسین
۳
میدانم به این سادگی که بهنظر میرسد نیست. وقتی سنمان بالاتر میرود، زندگی شلوغتر و پیچیدهتر میشود. ممکن است برای پیدا کردن زمان و فضای بیشتر در زندگی، احساس کنید که مجبور به قربانی کردن مسئولیتهای مهمترید، بهویژه حالا که این اهداف کوچک روزانه، هفتگی و ماهانه را نیز در برنامههای خود گنجاندهاید. بنابراین در ابتدا سخت بهنظر میرسد. اما میدانید سختتر از آن چیست؟ ادامه دادن زندگیای که از آن متنفرید. این سختتر است. در مقایسه با آن، این کار، مثل قدم زدن در پارک است.
امیر حسین
۳
این زیبایی درد است. درد نشانهای است که به شما اعلام میکند آیا به حد کافی برای رسیدن به آرزوی خود فداکاری کردهاید یا نه.
امیر حسین
۲
معمولاً سؤال بعدی این است که «هیچ وقت خسته نمیشدی؟» و پاسخ من همیشه یکسان است: «نه.» در واقع، الآن بیشتر خسته میشوم. من همیشه انرژی زیادی داشتهام، حتی در کودکی، که تا حدی به ژنتیک مربوط میشود، اما دلیل عمده و مهمترش این است که وقتی یک چشمانداز را دنبال میکنید و برای هدفی بزرگ تلاش میکنید، هیچ چیز انرژیبخشتر از حرکت رو به جلو نیست.
امیر حسین
۲
میخواهم ازسختیهای گذشته به عنوان نیروهای محرکهای یاد کنم که مرا به کسی که امروز هستم تبدیل کردهاند. اگر دوران کودکیام کمی بهتر بود، شاید این کتاب امروز در دست شما نبود و اگر کمی بدتر بود، شاید بازهم این کتاب در دست شما نبود و من هم به همان چاه الکلی سقوط میکردم که برادرم سقوط کرد و دست آخر هم به قیمت جانش تمام شد و در یک تصادف رانندگی در حالت مستی در سال ۱۹۷۱ کشته شد.
امیر حسین
۲
هرگز من را یک مرد خودساخته خطاب نکنید.
وقتی جوانتر بودم و مهارتهای ادراکی زبان انگلیسیام به خوبی امروز نبود، متوجه نمیشدم چرا مردم این لقب را به من میدادند: مرد خودساخته؟ میدانستم این یک تعریف است، اما نمیدانستم چرا این را به من میگویند. پس نقش پدر و مادرم چه بود؟ آنها مرا بزرگ کردند. نقش جو وایدر چه بود؟ او مرا به آمریکا آورد و اولین رؤیاهایم را به واقعیت تبدیل کرد. نقش استیو ریوز و رگ پارک چه بود؟ آنها رؤیای پیوستن به هالیوود را در ذهنم کاشتند. تکلیف جان میلیوس و جیمز کامرون چه میشود؟ آنها مرا تبدیل به کونان بربر و ترمیناتور کردند.
Rtr
۲
من از چالش بازگشت به میدان، استقبال میکنم؛ این همان تلاشی است که شما را موفق میکند. وقتی بهدستش آوردید، طعم شیرینش را میچشید.
Rtr
۲
بنابراین در ابتدا سخت بهنظر میرسد. اما میدانید سختتر از آن چیست؟ ادامه دادن زندگیای که از آن متنفرید. این سختتر است.
امیر حسین
۱
فرماندارها کنترلی روی یک فاجعه مالی جهانی ندارند، اما موضوع این است که چون وقتی اقتصاد رو به رشد است اعتبارش برای ماست، حتی اگر ربطی به ما نداشته باشد؛ پس منصفانه است که در رکود اقتصادی نیز، ما مقصر قلمداد شویم حتی اگر آنقدرها مقصر نباشیم و این حس خوبی نیست.
امیر حسین
۱
تفاوت بین ما و آنها، بین من و شما و بین هر دو نفر دیگر، در سه چیز است: میزان شفافیت تصویری که برای آینده داریم، قدرت و پتانسیل برنامههایی که برای رسیدن به آن نقطه داریم و پذیرش (یا عدم پذیرش) این موضوع که انتخابهای لازم برای محقق کردن آن چشمانداز، فقط و فقط در اختیار خودمان است.
امیر حسین
۱
نکته اینجاست که تکرارها باید از کیفیت خوبی برخوردار باشند، نه با تنبلی و حواسپرتی و پشت خمیده. باید در وضعیت بدنی خوبی قرار داشته باشید، تمرین را کامل انجام دهید و بیشترین تلاش را بکنید.
Amir Shahin
۱
وقتی در آیینه نگاه میکنید، چه میبینید؟ برنده یا بازنده؟ کسی که شاد است یا کسی که درمانده شده؟ کسی که چشمانداز دارد یا کسی که چشمانداز خود را گم کرده؟ یک سؤال آسانتر. چشمانتان چه رنگی هستند؟ نگویید آبی یا قهوهای یا هر رنگ دیگر. اینها پاسخهایی مسخرهاند برای گواهینامه رانندگی. چشمانتان واقعاً چه رنگی است؟
پاسخ به این پرسشها چندان ساده نیست، اینطور نیست؟
کاربر ۹۷۶۷۲۲
۱
«لحظهای که پاهایم شروع به حرکت میکنند، جریان افکارم شروع میشود.»
کاربر ۹۷۶۷۲۲
۱
شکست تنها زمانی رخ میدهد که سعی کنید به چیزی سخت و ارزشمند دست پیدا کنید. وقتی تلاش نکنید، شکست هم نمیخورید. با این دیدگاه، شکست یک نوع پیشرفت به سمت هدف است.
کاربر ۹۷۶۷۲۲
۱
دانش و داشتههای خود را نزد خودتان نگه ندارید، بلکه هر آنچه را دارید ببخشید و گسترش دهید تا گوشهای از دنیا را تبدیل به جای بهتری کنید.
امیر حسین
۰
اصطلاحی در ارتش وجود دارد که میگوید آرام یعنی روان، روان یعنی سریع. به همین دلیل نیروهای امدادی مثل آتشنشانها و بهیارها، با وسواس تمرین میکنند و اصول کار خود را آنقدر تکرار میکنند تا زمانی که ملکه ذهنشان شود. بنابراین وقتی اتفاق غیرمنتظرهای رخ میدهد (که در شغل آنها معمولاً رخ میدهد)، نیازی به فکر کردن به بخشهای حیاتی کار خود ندارند و میتوانند از آن فضای کوچک مازاد در ذهنشان برای مدیریت موقعیتی که تاکنون با آن روبهرو نشدهاند، بدون اتلاف ثانیههای باارزش، استفاده کنند.
امیر حسین
۰
من این را در باشگاه، هنگام کار با شرکای تمرینیام احساس کردم. ما همیشه یکدیگر را تشویق میکردیم. تکنیکهای تمرینی و نکات تغذیهای را با هم در میان میگذاشتیم و اشتباهها را به هم یادآور میشدیم. میدانستیم که در نهایت، رقیب هم خواهیم شد، با اینحال، بازهم بهیکدیگر کمک میکردیم چون میدانستیم که اگر رقیب قویتر شود، ما هم مجبوریم قویتر شویم.
امیر حسین
۰
وقتی به سن سی، چهل، پنجاه یا حتی هفتاد سالگی برسید، شمردن دوستان شادی بیشتری به شما میدهد تا شمردن دلار. کارهایی که برای پیشبرد محله، شهر و کشورتان و کمک به دیگران انجام دادهاید برایتان رضایتبخشتر از کارهایی خواهد بود که برای خودتان، خانهتان، ماشینتان و حساب بانکیتان انجام دادهاید. صلحآوربودن بهتر از جنگاوربودن است. «آیینهها را بشکنید.»
امیر حسین
۰
فکر نمیکنم بسیاری از ما به آن سطح از فداکاری برسیم، اما میتوانیم مشتاق آن باشیم.
Amir Shahin
۰
وقتی در آیینه نگاه میکنید، چه میبینید؟ برنده یا بازنده؟ کسی که شاد است یا کسی که درمانده شده؟ کسی که چشمانداز دارد یا کسی که چشمانداز خود را گم کرده؟ یک سؤال آسانتر. چشمانتان چه رنگی هستند؟ نگویید آبی یا قهوهای یا هر رنگ دیگر. اینها پاسخهایی مسخرهاند برای گواهینامه رانندگی. چشمانتان واقعاً چه رنگی است؟
پاسخ به این پرسشها چندان ساده نیست، اینطور نیست؟
Mehdi Aliabadi
۰
شادترین و موفقترین افراد دنیا کسانی هستند که هر آنچه را در توان دارند انجام میدهند تا از تصمیمات بدی که آنها را از اهدافشان دور میکند، پرهیز کنند. آنها روی انتخابهایی تمرکز میکنند که به چشماندازشان شفافیت میدهد و آن را نزدیکتر میکند. مهم نیست تصمیمشان بزرگ باشد یا کوچک؛ فرایند تصمیمگیری همیشه یکسان است.
Rtr
۰
البته، همه مثل من این شانس را پیدا نمیکنند که در سن پانزده سالگی ایدهای در مورد زندگی آینده خود پیدا کنند. من در یک روستای کوچک با جادههای کثیف، در خانهای بدون لولهکشی آب بزرگ شدم. هیچ چیز نداشتم جز زمان و فضای کافی برای خیالپردازی و آزادسازی دایره تصورات. لوحی سفید بودم و هر چیزی میتوانست رویم تأثیر بگذارد و این اتفاق افتاد.
Rtr
۰
این غمانگیز است، اما اصلاً قابل پذیرش نیست که در گوشهای بنشینیم و دست روی دست بگذاریم. نباید در نقش قربانی فرو برویم. این فقط خودتان هستید که میتوانید زندگی دلخواهتان را خلق کنید، هیچ شخص دیگری این کار را برای شما انجام نخواهد داد. مشکلی نیست اگر هنوز به هردلیلی، نمیدانید آن زندگی چه شکل و شمایلی دارد؛ اکنون زمان حال را داریم. انتخابهایی که از حالا انجام میدهید، تعیین کننده خواهند بود و همین حالا دو کار هست که باید انجام دهید.
اول، اهداف کوچک برای خود خلق کنید؛ نگران امور بزرگ و گسترده نباشید. روی پیشرفتها و دستاوردهای روزمره تمرکز کنید.
Rtr
۰
تحقیقی در سال ۲۰۱۴ در دانشگاه استنفورد نشان داد که پیادهروی موجب افزایش تفکر خلاقانه در همه شرکتکنندگانی شد که از آنها خواسته بودند هنگام پیادهروی به انجام چند کار خلاقانه بپردازند. شواهد زیادی در این مورد وجود دارد. دو واژه «قدم زدن» و «تغییر» را در گوگل جستجو کنید تا مطالب زیادی با عناوینی مثل «پیادهروی چگونه زندگیام را تغییر داد» پیدا کنید که افرادی از کشورها و قومیتهای مختلف نوشتهاند.
پیادهروی به آنها کمک کرد تا روال و عادتهای خود را تغییر دهند، راهحلهای ضعیف برای مشکلات پیچیده را کنار بگذارند، تروماهای زندگی را پردازش کنند و تصمیمات بزرگی برای زندگی خود بگیرند
Rtr
۰
مثل بیشتر مردم، حمله معترضان به انتخابات کنگره آمریکا را در تلویزیون و بعد با ابعاد بیشتر در رسانههای اجتماعی دیدم. طیف گستردهای از هیجانات را پشت سر گذاشتم: ناباوری، ناکامی، سردرگمی، خشم و در نهایت اندوه. برای کشورمان ناراحت بودم؛ زیرا آن روز، روز سیاهی بود، اما برای همه مردان و زنان پیر و جوانی که خشم و ناکامی و بیگانگی آنها در رسانهها منعکس میشد نیز ناراحت بودم.
Rtr
۰
از همان روزهای اول، تولیدکنندگان و تدوینگران، همیشه سعی میکردند نامم را به آرنولد یا آرنولد استرانگ یا اسمهایی از این دست خلاصه کنند؛ چون میگفتند نام خانوادگیام، شوارتزنگر، بسیار طولانی است و به سختی تلفظ میشود. آنچه آنها نمیدانستند اما برای من مثل روز روشن بود، این بود که نام شوراتزنگر باید با حروف بزرگ در بالای عنوان فیلم، نوشته شود.