«اگر میخواهی کسی را بشناسی، به فرد مورد انتخابش نگاه کن! هویت آدمها را هویت آدمهای مورد انتخابشان لو میدهد.»
AS4438
دوستهایی را که اولین بار با آنها آمدم اینجا، سالهاست که ندیدهام، خدا میداند کجا هستند، چه کار میکنند؛ آنها برای من دیگر وجود ندارند، توی زمان غیبشان زد. حتماً تو هم سالها بعد وجود نداری، هروقت بیایم اینجا، تو را به یاد میآورم، آنموقع میگویم خدا میداند الآن چه کار میکند... احساس گذشت زمان باعث تنهاییام میشود، الآن دیگر میدانم هرکسی که کنار من است، بعد از مدتی غیبش میزند... کوچههایی را که در بچگی از آنها گذشتهام الآن نمیتوانم تشخیص بدهم، موقع پیریام هم کوچههایی را که امروز از آنها میگذرم تشخیص نخواهم داد... همهٔ ساختمانها را خراب میکنند، همهٔ دوستهایم میروند... وقتی میبینم زمان اینطور میگذرد، خودم را مثل یک جزیرهٔ متروک احساس میکنم،
key.one
از اینکه خودم را ترک کنم میترسم، انگار قرار است خودم را ترک کنم و بروم، به نظرم دیوانگی یعنی همین، ترک کردن خود، همهٔ بازماندهها و رفتهها با من غریبه خواهند شد.
kianababapour
تنهایی مطلق وجود ندارد، برای همین، هیچچیز مطلقی در دنیا وجود ندارد.
AS4438
«کشتن یک آدم خیلی راحتتر از دوست داشتن اوست.»
AS4438
این کتابها چیاند؟ هرکدام از اینها یک فریاد است، همهشان فریاد میزنند، اگر میدانستند صدایشان شنیده میشود اینقدر فریاد میزدند؟ آرام به دیوار نزدیک میشدند و با صدایی آرام حرف میزدند.
AS4438
مردن یا نمردن مهم نیست، مهم زندگی کردن یا نکردن است... آدمها بدون توجه به اینکه چه حرفهای داشته باشند میمیرند، اما آدم بدون توجه به حرفهاش زندگی نمیکند... حین کار در بعضی از مشاغل بیشتر احساس زندگی میکند.
AS4438