
٪۵۰
Farhadmarch
۵۲۷
خوشبینی و احمق بودن با هم فرق داره.
Hana
۴۱۷
بهترین دروغها همیشه به حقیقت نزدیکان
Zahra kazemi
۴۱۱
. احساس عجیبی است که در فضایی کوچک بین آدمهایی باشم که روحشان خبر ندارد چهچیزهایی را پشتسر گذاشتهام.
maedeh
۳۴۳
ولی همیشه برای کتاب خواندن وقت میگذاشتم. هر بار که کتابی را برمیداشتم، برایم مثل فرار بود. برای یکی دو ساعت، بهجای دنیای کسلکنندهٔ خودم، بخشی از دنیای کتاب میشدم.
Rose
۳۱۶
کَم میخندد. «پس اسکیزوفرنیکه؟»
دکتر بک اخم میکند. «نه. "اسکیزوفرنیک" نیست. ما به بیمارها اینطوری اشاره نمیکنیم. میگل یه آدمه و فقط با اختلال روانیش توصیف نمیشه. اون یه اسکیزوفرنیک نیست، یه آدمه که به بیماری اسکیزوفرنی مبتلاست. متوجه شدی؟»
Farhadmarch
۲۸۸
افرادی که استعدادی باورنکردنی دارند بیشتر مستعد بیماریهای روانیاند؟
lucifer
۲۷۰
تنها راه اینکه بفهمی سلامت عقلی داری این است که یک فرد کاملاً دیوانه را ببینی.
Hana
۲۱۶
«کاری که باید بکنیم اینه... باید تا صبح دووم بیاریم.»
دختری در باغ رویاهایش:)
۱۹۴
آخرین باری که با هم صحبت کردیم رفتار خیلی بدی با او داشتم. سعی داشت به من پیشنهاد صلح و آشتی بدهد و من ردش کردم.
در دفاع از خودم باید بگویم، نمیدانستم آخرین باری است که با هم حرف میزنیم.
Hana
۱۷۱
داخل این اتاق مرگ جریان دارد.
narmyhoop
۵۶
خیلی از دانشجوها فراموش میکنن که بیماران روانی هم انسانان، انسانهایی درست مثل تو و من. این بیمارها فقط میخوان حالشون بهتر بشه و بخشی از وظیفهٔ تو در مقام یه روانپزشک اینه که ازشون به بهترین شکل ممکن مراقبت کنی.
ساده بگیر همه چیز را🌿
۵۶
«فکر کردی اگه از کتاب خوندن خوشم نمیاومد، شیشههای عینکم اینقدر ضخیم میشدن؟»
armaniccaso
۵۳
و بدترین بخش ماجرا اینجاست که حالا هیچ کسی نمانده که بتوانم بهش اعتماد کنم.
لوبیای خوش خنده`
۵۰
«جدی میگم. نمیدونم بدون تو باید چیکار میکردم.»
«پس شاید نباید بدون من باشی.»
«امیدوارم هیچ وقت نباشم.»
دختری در باغ رویاهایش:)
۴۶
تمام این مدت فکر میکردم هیولا داخل اتاق انفرادی یک است. فکر میکردم در راهروها پرسه میزند و داخل گوشهوکنار تاریک بخش پنهان میشود. ولی تمام این مدت، درست مقابلم بود.
Zahra kazemi
۴۲
اگر میخواستم چیزی را بگویم که الان بهش فکر میکنم، چیزی در این مایهها میشد: ترجیح میدم خودم رو از پلکهام دار بزنم.
maedeh
۴۲
چطور میتوانم خودم را یک دکتر بدانم، وقتی حتی نمیتوانم بهترین دوستم را درمان کنم؟
محمدحسین
۴۲
واقعاً ناراحتکننده است که یک نفر با چنین استعدادی مغزش اینطور به فنا میرود. ولی مگر همیشه نمیگویند افرادی که استعدادی باورنکردنی دارند بیشتر مستعد بیماریهای روانیاند؟ یا شاید هم این را از خودم درآورده باشم.
Book
۴۱
من عاشق کتاب خوندنم.
•Nastaran•
۳۸
هر بار که کتابی را برمیداشتم، برایم مثل فرار بود. برای یکی دو ساعت، بهجای دنیای کسلکنندهٔ خودم، بخشی از دنیای کتاب میشدم.
ننه قمر
۳۷
شاید همه چیز تمام شده باشد، ولی قطعاً من برنده نشدهام.
مهدی فتحی ارجمند
۳۶
«الان وقت خوبی نیست که با یه زن رابطه داشته باشم. اول باید خودم رو جمعوجور کنم.»
این منطقیترین چیزی است که از وقتی به اینجا آمدهام، از زبان کسی شنیدهام.
Maahi_Zar
۳۳
کلماتش لرزی به ستون فقراتم میاندازند، ولی کَم میخندد. «پس اسکیزوفرنیکه؟»
دکتر بک اخم میکند. «نه. "اسکیزوفرنیک" نیست. ما به بیمارها اینطوری اشاره نمیکنیم. میگل یه آدمه و فقط با اختلال روانیش توصیف نمیشه. اون یه اسکیزوفرنیک نیست، یه آدمه که به بیماری اسکیزوفرنی مبتلاست. متوجه شدی؟»
تحلیلگر بومیم 🌏
۳۳
هر بار که چیز خوبی میخوندم، باعث میشد دلم بخواد بنویسم.
shamisa
۳۱
همه فقط یه مشت داروی خوابآور تجویز میکنن، ولی تو باهام حرف زدی. از همه مهمتر، به حرفهام گوش دادی.
خـاطـره
۳۰
حتی اگر دیوانه باشم، باز هم میتوانم از یک غروب زیبا لذت ببرم.
لوبیای خوش خنده`
۲۸
چطور یک نفر به جایی میرسد که مغزش دیگر مثل یک مغز عادی کار نمیکند؟ که واقعیت زندگیاش کاملاً با واقعیتی که بقیهٔ آدمهای دنیا در آن زندگی میکنند متفاوت میشود؟
و چهچیزی باعث میشود این اتفاق برای کس دیگری نیفتد؟
نرگس
۲۶
بهترین دروغها همیشه به حقیقت نزدیکان.»
Zahra Shiran
۲۵
«ما بهترین دوستهای هم بودیم. این هیچ ارزشی برات نداره؟»
SaDeGh_4_9
۲۴
«خوشبینی و احمق بودن با هم فرق داره