جملات زیبای کتاب در باب امیدواری | طاقچه
تصویر جلد کتاب در باب امیدواری

بریده‌هایی از کتاب در باب امیدواری

۴٫۰
(۳۱)
رنج در تاروپود هستی انسان تنیده شده است. ما نه از روی تصادف، بلکه به‌ضرورت رنج می‌بریم.
aryan
دلیلی برای تلخ‌کامی وجود ندارد: هرگز قول سفری آسان و بی‌دغدغه به ما داده نشده بود.
aryan
زمانی واقعاً شروع به آزاد بودن خواهیم کرد که جرأت کنیم عامدانه ناآگاهی را انتخاب کنیم؛ زمانی که دیگر لازم نباشد تمام خوانندگانی را که همه به آن‌ها علاقه دارند بشناسیم، زمانی که احساس نکنیم مجبوریم کتاب‌هایی را که جایزه برده‌اند بخوانیم، وقتی از کنار تعطیلات، لباس‌ها، غذاها، رژیم‌ها و برنامه‌های ورزشی، رسوایی‌های سیاسی و ایده‌های مورد پذیرش همگان بی‌تفاوت عبور کنیم، وقتی بتوانیم به‌جای معاشرت با افرادی که علاقه‌ای به آن‌ها نداریم در خانه بمانیم و زمانی که نام یک سلبریتی به گوشمان می‌خورد، واقعاً از خودمان بپرسیم او دیگر کیست.
aryan
دیگران بی‌شک به ما آسیب رسانده‌اند، اما مشکل عمیق‌تر این است که ما نمی‌دانیم چگونه آن‌قدری به خودمان احترام بگذاریم که آن‌ها را از انجام این کار باز داریم. آن‌ها فکر می‌کردند که از هم می‌پاشیم، از پا می‌افتیم و می‌میریم و برای این باورشان دلیل خوبی داشتند: چون این کاری است که پیش از این بارها کرده‌ایم.
Amin
ما گناهی مرتکب نشده‌ایم جز به دنیا آمدن، و همین کافی است که مستحق جزایی وافر و ستمگرانه باشیم.
boratav
«چه نیازی هست برای قسمت‌هایی از زندگی زار بزنیم؟ کلیت زندگی اشک انسان را درمی‌آورد.»
aryan
این فکر به شکل عجیبی آرامش‌بخش است: تمام افتخارات و دستاوردهایی که در زمان حیات آن‌قدر پراهمیت به نظر می‌رسند درنهایت معنای خود را از دست می‌دهند. سرنوشتِ همه سپرده شدن به فراموشی است و در برابر این سرنوشت همه با هم برابرند. مهم نیست چه کسی رئیس و سالار بوده و چه کسی فقیر و بی‌چیز.
aryan
ما در یک سیارهٔ کسل‌کننده زندگی نمی‌کنیم، صرفاً اجازه داده‌ایم غم و اندوه ظرفیت شادی را در ما از بین ببرد. وقتی افسردگی به ما فشار می‌آورد باید بکوشیم به خود یادآور شویم دنیا پر است از زرافه و آنچه زرافه‌ها نماد آن هستند: ابتکار و جذابیت نو، فرصت‌های جدید برای علاقه‌مند شدن و دلایل تازه برای ادامه دادن.
Amin
تمام افتخارات و دستاوردهایی که در زمان حیات آن‌قدر پراهمیت به نظر می‌رسند، درنهایت اهمیت خود را از دست می‌دهند.
aryan
ما نمی‌دانیم و نمی‌توانیم بدانیم چه چیزی در راه است. بنابراین، یک دلیل اصلی برای ادامه دادن این است که چه‌بسا در آینده و در طول مسیر، به دلایل غیرمنتظرهٔ بیشتری برای امیدوار بودن بربخوریم. باید یقین ناامیدکننده در مورد آینده را از خود دور کنیم؛ چه‌بسا خودِ آیندهٔ ما به پشت سر، به خودِ کنونی‌مان می‌نگرد و از ما می‌خواهد با ایمان به سفرمان ادامه دهیم. در این لحظه نمی‌توانیم از سال‌های آینده خبر داشته باشیم و همین دلیل کافی است تا به خودمان فرصتی سخاوتمندانه برای فهمیدن بدهیم.
Amin
شاید متوجه نباشیم تا چه اندازه زندگی درونی خود را با ایده‌هایی عاریه‌ای پر کرده‌ایم که درواقع به‌شدت با خود واقعی ما بیگانه‌اند.
aryan
ما به اندازهٔ کافی به دنبال نیمهٔ گم‌شده‌مان گشته‌ایم و در این راه به افراد بسیاری آسیب رسانده‌ایم. شاید زمانش رسیده باشد به دنبال گزینه‌ای محتمل‌تر بگردیم: کسی که دوست داشته باشیم در مورد شامی که می‌خواهیم بخوریم با او گپ بزنیم، کسی که می‌داند زمانی که غمگین هستیم دقیقاً چه باید بگوید و همیشه برای یکی‌دو دور بازی دوز آماده است.
Amin
مغز، عضوی با توانایی‌های باورنکردنی که درعین‌حال، در بحبوحهٔ مشکلات تمایلی به منطقی اندیشیدن ندارد.
احسان رضاپور
وقت گذراندن با آثار بدبینانه روحیهٔ انسان را تحلیل نمی‌برد؛ برعکس، باعث شادمانی می‌شود؛ چراکه آنچه ما را غمگین می‌کند این است که گمان می‌کنیم با رنج خود تنها هستیم. متفکران محزون نظرگاه جدیدی را در برابرمان می‌گشایند و از این نظرگاه، بار رنج‌های خودمان را کمتر حس می‌کنیم. با کمال میل به جریان عذاب مشترک می‌پیوندیم و لبخندی از سر آسودگی خیال می‌زنیم.
احسان رضاپور
در طول یک زندگی می‌توان حیات‌های متفاوت و جدیدی داشت. لزومی ندارد در جایی که هستیم بمانیم. همیشه جای دیگری هست.
tina.bm7
دنیا نوعی دادگاه حقوقی با هیئت منصفه نیست.
aryan
«امروز بد است و فردا بدتر می‌شود تا درنهایت بدترین اتفاق به‌وقوع بپیوندد.»
aryan
احساسات شدید ما نیز شبیه این ستارهٔ دنباله‌دار هستند: ناگهان شعله می‌کشند و به نظر می‌رسد باید حاوی معنای خاص و مهمی باشند اما در مقیاس وسیع کیهان، آن‌ها لکه‌هایی بس کوچک‌اند که لحظاتی بسیار کوتاه پدیدار می‌شوند. آن‌ها معانی عظیمی را که ما تصور می‌کنیم ندارند و به‌زودی ناپدید خواهند شد.
aryan
نباید آن‌قدر ترسو و متعارف می‌بودیم. باید خواسته‌هایمان را شفاف‌تر بیان می‌کردیم و منتظر نمی‌نشستیم تا کسی از این بی‌عملی و ابهام نجاتمان دهد.
Amin
فرد تلخ‌کام بی‌قرار است، بی‌قراری‌اش پایانی ندارد و خشمش هرگز فروکش نمی‌کند. فرد محزون اما آرام است. آن‌ها به‌سرعت با کابوس‌هایی که برایشان اتفاق افتاده کنار می‌آیند، اگرچه پیشاپیش نیز تا حدی از وقوعشان آگاه بوده‌اند و انتظارش را داشته‌اند. آن‌ها قادرند لبخند بزنند و حتی محزونانه بخندند. آن‌ها تمایلی به خشمگین شدن ندارند، چون کسی نیست که از دستش خشمگین باشند. آن‌ها هرگز قراردادی برای خوشحال و خوشبخت بودن امضا نکرده بودند که حالا لغو شده باشد
Amin
دلیلی برای تلخ‌کامی وجود ندارد: هرگز قول سفری آسان و بی‌دغدغه به ما داده نشده بود. درواقع، همیشه باید از زشتی بنیادی زندگی آگاه می‌بودیم. قابل‌فهم است اگر بخواهیم تسلیم شویم و مهار خود را به دست خشم بسپاریم، اما درست‌تر آن است که به مسیرمان ادامه بدهیم، با تمام حقایق تلخ و زشت روبرو شویم و از تک‌تک جزئیات رنج‌آور آگاه باشیم
Amin
نباید به خودمان سخت بگیریم یا در حق خودمان بی‌انصافی کنیم. ما شخصاً جهان را خلق نکرده‌ایم و شخصاً نیز مسئول سرنوشت آن نیستیم.
Amin
زندگی امن زندگی‌ای است که بتوان در آن دلایل متعددی را برای زنده بودن در ذهن داشت؛ دلایلی که منطق ما را دور می‌زنند و در مواقع بحران خود را آشکارا عرضه می‌کنند؛ زندگی‌ای که در آن بتوانیم قدرت یک حمام داغ، درختان سرو، ماهی حلوای لیمویی، انجیر، پایکوبی، روانداز کشمیر، فندق، شکلات تلخ و صدای جیرجیرک‌ها را به خاطر بیاوریم. این منابع غیرمرتبط با اندیشه، در حکم طناب‌هایی نازک اما بسیار بادوام و محکم‌اند که ما را در وضعیتی امن بر فراز درهٔ ناامیدی و غم نگه می‌دارند.
Amin
یکی از دلایل احتمالی اینکه تنهاتر از آن چیزی هستیم که باید، این است که هنوز امید داریم روزی کسی پیدا خواهد شد که کاملاً درکمان کند. با چنین امید جاه‌طلبانه‌ای در ذهن، داوطلبان ناامیدکننده را یکی پس از دیگری رد می‌کنیم، مرتب از اینکه درست به حرفمان گوش نمی‌دهند دلخور می‌شویم، با کسانی که کسل‌کننده و عمداً نادان جلوه می‌کنند جر و بحث می‌کنیم، به مهمانی‌ها و شام‌های خسته‌کننده می‌رویم و تمام این مدت، آرزوی کسی را در سر می‌پرورانیم که خیلی خوب قادر به تصور کردنش هستیم اما هرگز ملاقاتش نمی‌کنیم.
Amin
تنها یک در هر ده میلیون ذهن توانایی واقعی خود را ارائه می‌دهد.
نیلوفر
رنج در تاروپود هستی انسان تنیده شده است. ما نه از روی تصادف، بلکه به‌ضرورت رنج می‌بریم.
zahrasjn
تقریباً شکی نیست که تا زمان مرگمان، تنها بخش کوچکی از آنچه هستیم را کشف می‌کنیم.
سحر
بهترین گزینه‌های ما برای انتخاب شریک زندگی کسانی نیستند که به ما آسیب نرسانند؛ چنین شخصی اصولاً وجود ندارد. بلکه کسانی هستند که دست‌کم تا حدودی می‌دانند چگونه باعث آسیب خواهند شد، اما می‌توانند به‌موقع و با ظرافتی که اندکی شوخ‌طبعی هم چاشنی‌اش شده، این واقعیت را به ما گوشزد کنند. ما باید یاد بگیریم از همان قرارهای ملاقات اول هنگام صرف شام، لحظه‌ای به قالب خارپشتی دربیاییم که در آیندهٔ رابطه‌مان خواهیم شد و با لبخندی محزون از طرف مقابلمان بپرسیم: «تو چطور با خارهایت مرا زخمی خواهی کرد؟»
سحر
دلیلی برای تلخ‌کامی وجود ندارد: هرگز قول سفری آسان و بی‌دغدغه به ما داده نشده بود.
bahareh76
نمی‌توان روی سلامت و صحت عقل تودهٔ مردم حساب باز کرد؛ به جای این کار باید تلاش‌های خود را بر حسن‌نیت و هم‌دلی چند فرد متمرکز کنیم که با دقت بسیار زیاد انتخابشان کرده‌ایم.
mahdishabani

حجم

۱٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۸۸ صفحه

حجم

۱٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۸۸ صفحه

قیمت:
۸۵,۰۰۰
۳۴,۰۰۰
۶۰%
تومان