
کتاب در باب امیدواری
آنچه تسلیبخش، الهامبخش و زیبا باقی میماند
انتشارات:
انتشارات کتابسرای نیک٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
aryan
۳۵
رنج در تاروپود هستی انسان تنیده شده است. ما نه از روی تصادف، بلکه بهضرورت رنج میبریم.
aryan
۲۷
دلیلی برای تلخکامی وجود ندارد: هرگز قول سفری آسان و بیدغدغه به ما داده نشده بود.
aryan
۲۵
زمانی واقعاً شروع به آزاد بودن خواهیم کرد که جرأت کنیم عامدانه ناآگاهی را انتخاب کنیم؛ زمانی که دیگر لازم نباشد تمام خوانندگانی را که همه به آنها علاقه دارند بشناسیم، زمانی که احساس نکنیم مجبوریم کتابهایی را که جایزه بردهاند بخوانیم، وقتی از کنار تعطیلات، لباسها، غذاها، رژیمها و برنامههای ورزشی، رسواییهای سیاسی و ایدههای مورد پذیرش همگان بیتفاوت عبور کنیم، وقتی بتوانیم بهجای معاشرت با افرادی که علاقهای به آنها نداریم در خانه بمانیم و زمانی که نام یک سلبریتی به گوشمان میخورد، واقعاً از خودمان بپرسیم او دیگر کیست.
Amin
۱۶
دیگران بیشک به ما آسیب رساندهاند، اما مشکل عمیقتر این است که ما نمیدانیم چگونه آنقدری به خودمان احترام بگذاریم که آنها را از انجام این کار باز داریم. آنها فکر میکردند که از هم میپاشیم، از پا میافتیم و میمیریم و برای این باورشان دلیل خوبی داشتند: چون این کاری است که پیش از این بارها کردهایم.
aryan
۱۵
«چه نیازی هست برای قسمتهایی از زندگی زار بزنیم؟ کلیت زندگی اشک انسان را درمیآورد.»
boratav
۱۳
ما گناهی مرتکب نشدهایم جز به دنیا آمدن، و همین کافی است که مستحق جزایی وافر و ستمگرانه باشیم.
aryan
۱۲
این فکر به شکل عجیبی آرامشبخش است: تمام افتخارات و دستاوردهایی که در زمان حیات آنقدر پراهمیت به نظر میرسند درنهایت معنای خود را از دست میدهند. سرنوشتِ همه سپرده شدن به فراموشی است و در برابر این سرنوشت همه با هم برابرند. مهم نیست چه کسی رئیس و سالار بوده و چه کسی فقیر و بیچیز.
Amin
۱۲
ما در یک سیارهٔ کسلکننده زندگی نمیکنیم، صرفاً اجازه دادهایم غم و اندوه ظرفیت شادی را در ما از بین ببرد. وقتی افسردگی به ما فشار میآورد باید بکوشیم به خود یادآور شویم دنیا پر است از زرافه و آنچه زرافهها نماد آن هستند: ابتکار و جذابیت نو، فرصتهای جدید برای علاقهمند شدن و دلایل تازه برای ادامه دادن.
aryan
۸
تمام افتخارات و دستاوردهایی که در زمان حیات آنقدر پراهمیت به نظر میرسند، درنهایت اهمیت خود را از دست میدهند.
Amin
۸
ما نمیدانیم و نمیتوانیم بدانیم چه چیزی در راه است. بنابراین، یک دلیل اصلی برای ادامه دادن این است که چهبسا در آینده و در طول مسیر، به دلایل غیرمنتظرهٔ بیشتری برای امیدوار بودن بربخوریم. باید یقین ناامیدکننده در مورد آینده را از خود دور کنیم؛ چهبسا خودِ آیندهٔ ما به پشت سر، به خودِ کنونیمان مینگرد و از ما میخواهد با ایمان به سفرمان ادامه دهیم. در این لحظه نمیتوانیم از سالهای آینده خبر داشته باشیم و همین دلیل کافی است تا به خودمان فرصتی سخاوتمندانه برای فهمیدن بدهیم.
کاربر ۱۱۳۹۷۸۸۷
۵
روزی حتی تمام آن خاطرات وحشتناکی را نیز فراموش میکنیم که گمان میکردیم هرگز از دستشان خلاص نخواهیم شد. غممان هرقدر هم کنترلناپذیر و سهمگین به نظر برسد، میتوانیم مطمئن باشیم بهزودی آنچه را برایش گریه میکنیم فراموش خواهیم کرد.
aryan
۳
شاید متوجه نباشیم تا چه اندازه زندگی درونی خود را با ایدههایی عاریهای پر کردهایم که درواقع بهشدت با خود واقعی ما بیگانهاند.
Amin
۳
ما به اندازهٔ کافی به دنبال نیمهٔ گمشدهمان گشتهایم و در این راه به افراد بسیاری آسیب رساندهایم. شاید زمانش رسیده باشد به دنبال گزینهای محتملتر بگردیم: کسی که دوست داشته باشیم در مورد شامی که میخواهیم بخوریم با او گپ بزنیم، کسی که میداند زمانی که غمگین هستیم دقیقاً چه باید بگوید و همیشه برای یکیدو دور بازی دوز آماده است.
احسان رضاپور
۳
مغز، عضوی با تواناییهای باورنکردنی که درعینحال، در بحبوحهٔ مشکلات تمایلی به منطقی اندیشیدن ندارد.
احسان رضاپور
۳
وقت گذراندن با آثار بدبینانه روحیهٔ انسان را تحلیل نمیبرد؛ برعکس، باعث شادمانی میشود؛ چراکه آنچه ما را غمگین میکند این است که گمان میکنیم با رنج خود تنها هستیم. متفکران محزون نظرگاه جدیدی را در برابرمان میگشایند و از این نظرگاه، بار رنجهای خودمان را کمتر حس میکنیم. با کمال میل به جریان عذاب مشترک میپیوندیم و لبخندی از سر آسودگی خیال میزنیم.
tina.bm7
۳
در طول یک زندگی میتوان حیاتهای متفاوت و جدیدی داشت. لزومی ندارد در جایی که هستیم بمانیم. همیشه جای دیگری هست.
aryan
۲
دنیا نوعی دادگاه حقوقی با هیئت منصفه نیست.
aryan
۲
«امروز بد است و فردا بدتر میشود تا درنهایت بدترین اتفاق بهوقوع بپیوندد.»
aryan
۲
احساسات شدید ما نیز شبیه این ستارهٔ دنبالهدار هستند: ناگهان شعله میکشند و به نظر میرسد باید حاوی معنای خاص و مهمی باشند اما در مقیاس وسیع کیهان، آنها لکههایی بس کوچکاند که لحظاتی بسیار کوتاه پدیدار میشوند. آنها معانی عظیمی را که ما تصور میکنیم ندارند و بهزودی ناپدید خواهند شد.
Amin
۲
نباید آنقدر ترسو و متعارف میبودیم. باید خواستههایمان را شفافتر بیان میکردیم و منتظر نمینشستیم تا کسی از این بیعملی و ابهام نجاتمان دهد.
Amin
۲
فرد تلخکام بیقرار است، بیقراریاش پایانی ندارد و خشمش هرگز فروکش نمیکند. فرد محزون اما آرام است. آنها بهسرعت با کابوسهایی که برایشان اتفاق افتاده کنار میآیند، اگرچه پیشاپیش نیز تا حدی از وقوعشان آگاه بودهاند و انتظارش را داشتهاند. آنها قادرند لبخند بزنند و حتی محزونانه بخندند. آنها تمایلی به خشمگین شدن ندارند، چون کسی نیست که از دستش خشمگین باشند. آنها هرگز قراردادی برای خوشحال و خوشبخت بودن امضا نکرده بودند که حالا لغو شده باشد
Amin
۲
دلیلی برای تلخکامی وجود ندارد: هرگز قول سفری آسان و بیدغدغه به ما داده نشده بود. درواقع، همیشه باید از زشتی بنیادی زندگی آگاه میبودیم. قابلفهم است اگر بخواهیم تسلیم شویم و مهار خود را به دست خشم بسپاریم، اما درستتر آن است که به مسیرمان ادامه بدهیم، با تمام حقایق تلخ و زشت روبرو شویم و از تکتک جزئیات رنجآور آگاه باشیم
Amin
۲
نباید به خودمان سخت بگیریم یا در حق خودمان بیانصافی کنیم. ما شخصاً جهان را خلق نکردهایم و شخصاً نیز مسئول سرنوشت آن نیستیم.
Amin
۲
زندگی امن زندگیای است که بتوان در آن دلایل متعددی را برای زنده بودن در ذهن داشت؛ دلایلی که منطق ما را دور میزنند و در مواقع بحران خود را آشکارا عرضه میکنند؛ زندگیای که در آن بتوانیم قدرت یک حمام داغ، درختان سرو، ماهی حلوای لیمویی، انجیر، پایکوبی، روانداز کشمیر، فندق، شکلات تلخ و صدای جیرجیرکها را به خاطر بیاوریم. این منابع غیرمرتبط با اندیشه، در حکم طنابهایی نازک اما بسیار بادوام و محکماند که ما را در وضعیتی امن بر فراز درهٔ ناامیدی و غم نگه میدارند.
Amin
۲
یکی از دلایل احتمالی اینکه تنهاتر از آن چیزی هستیم که باید، این است که هنوز امید داریم روزی کسی پیدا خواهد شد که کاملاً درکمان کند. با چنین امید جاهطلبانهای در ذهن، داوطلبان ناامیدکننده را یکی پس از دیگری رد میکنیم، مرتب از اینکه درست به حرفمان گوش نمیدهند دلخور میشویم، با کسانی که کسلکننده و عمداً نادان جلوه میکنند جر و بحث میکنیم، به مهمانیها و شامهای خستهکننده میرویم و تمام این مدت، آرزوی کسی را در سر میپرورانیم که خیلی خوب قادر به تصور کردنش هستیم اما هرگز ملاقاتش نمیکنیم.
نیلوفر
۲
تنها یک در هر ده میلیون ذهن توانایی واقعی خود را ارائه میدهد.
zahrasjn
۲
رنج در تاروپود هستی انسان تنیده شده است. ما نه از روی تصادف، بلکه بهضرورت رنج میبریم.
سحر
۲
تقریباً شکی نیست که تا زمان مرگمان، تنها بخش کوچکی از آنچه هستیم را کشف میکنیم.
سحر
۲
بهترین گزینههای ما برای انتخاب شریک زندگی کسانی نیستند که به ما آسیب نرسانند؛ چنین شخصی اصولاً وجود ندارد. بلکه کسانی هستند که دستکم تا حدودی میدانند چگونه باعث آسیب خواهند شد، اما میتوانند بهموقع و با ظرافتی که اندکی شوخطبعی هم چاشنیاش شده، این واقعیت را به ما گوشزد کنند. ما باید یاد بگیریم از همان قرارهای ملاقات اول هنگام صرف شام، لحظهای به قالب خارپشتی دربیاییم که در آیندهٔ رابطهمان خواهیم شد و با لبخندی محزون از طرف مقابلمان بپرسیم: «تو چطور با خارهایت مرا زخمی خواهی کرد؟»
bahareh76
۲
دلیلی برای تلخکامی وجود ندارد: هرگز قول سفری آسان و بیدغدغه به ما داده نشده بود.