جملات زیبای کتاب قابیل | طاقچه
تصویر جلد کتاب قابیل

کتاب قابیل

نمایشنامه

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۱۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
لرد بایرون، حسین قدسی
انتشارات: 
نشر نی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کیمیا
۸
‫قابیل: چرا من وجود دارم؟ ‫ چرا تو خود درمانده‌ای؟ ‫ چرا همه درمانده‌اند؟ ‫ حتی او که ما را ساخت نیز، در جایگاه آفریننده، باید ناشاد باشد. ‫ بدون شک ساختن برای ویران کردن نمی‌تواند کار لذت‌بخشی باشد. ‫ با این حال پدرم می‌گوید او توانای مطلق است. ‫ پس اگر چنین است، و اگر او خوب نیز هست، چرا بدی وجود دارد؟ ‫ من این را از پدرم پرسیدم و او گفت: «چون بدی راه رسیدن به نیکی است.» ‫ شگفتا آن نیکی که باید از دل دشمن مرگبارش بیرون آید!
نونا مقدم
۳
ابلیس: دلم برای تو می‌سوزد، که چیزی را دوست می‌داری که ناگزیر باید روزی از میان برود! قابیل: و من دلم برای تو، که به هیچ‌چیز عشقی نداری!
Tansu
۲
ابلیس: از نابودگر بپرس. قابیل: از که؟ ابلیس: آفریننده. تو او را به هر نامی که می‌خواهی بخوان، او می‌آفریند تنها برای آن‌که نابود کند.
Tansu
۲
قابیل: تو به هیچ‌چیز عشق نمی‌ورزی؟ ابلیس: خدای تو به چه چیز عشق می‌ورزد؟ قابیل: پدرم می‌گوید به همه‌چیز. اما اعتراف می‌کنم که در وضع موجودات جهان این را نمی‌بینم.
Tansu
۱
ابلیس: خودتان باشید. نافرمانی کنید. اگر اندیشهٔ شما مقامش را بشناسد و خود را مرکز دنیای پیرامونش بداند و بر آن فرمان براند، دیگر هیچ‌چیز نخواهد توانست خاموشش کند.
Tansu
۱
ابلیس: ذرات‌تان به خاک باز خواهد گشت. قابیل: اما آیا آن را حس خواهم کرد؟ ابلیس: من مرگ را نمی‌شناسم، پس پاسخی ندارم. قابیل: اگر خاکی آرام و بی‌هیاهو شوم باکی نیست. کاش هرگز چیزی جز خاک نبودم!
Tansu
۱
قابیل: چرا من وجود دارم؟ چرا تو خود درمانده‌ای؟ چرا همه درمانده‌اند؟ حتی او که ما را ساخت نیز، در جایگاه آفریننده، باید ناشاد باشد. بدون شک ساختن برای ویران کردن نمی‌تواند کار لذت‌بخشی باشد. با این حال پدرم می‌گوید او توانای مطلق است. پس اگر چنین است، و اگر او خوب نیز هست، چرا بدی وجود دارد؟
sevenfold
۱
من کسی را جز با نشان دادن حقیقت وسوسه نکردم. آیا آن درخت به راستی درخت دانش نبود؟ آیا درخت زندگی هنوز پربار نبود؟ آیا من بودم که به مادرت گفتم از میوهٔ آن‌ها نچیند؟ آیا من درختان ممنوعه را در دسترس موجودات کنجکاو و بی‌گناه کاشتم؟
sevenfold
۱
مرگ جسم ندارد، اما هرآن‌چه را جسم خاکی داشته باشد در بر می‌کشد.
نگین
۱
ابلیس: دلم برای تو می‌سوزد، که چیزی را دوست می‌داری که ناگزیر باید روزی از میان برود! قابیل: و من دلم برای تو، که به هیچ‌چیز عشقی نداری!
هانیبال
۱
اما ناآگاهی از بدی، به معنای ایمن بودن از آن نیست
Tansu
۰
آدا: من چنین شنیده‌ام که عرشیان خدا بسیار مهرورزند و کروبیانش بسیار دانا. او باید از کروبیان باشد، چرا که مهرورزی نمی‌داند. ابلیس: و اگر دانشِ بیشتر عشق را فرونشانَد، او که اگر تو بشناسی‌اش دیگر دوستش نخواهی داشت چگونه کسی است؟ از آن‌جا که کروبیان دانا کمتر مهر می‌ورزند، مهرورزی عرشیان چیزی جز ناآگاهی نیست.
Arsand
۰
در چهرهٔ لایزال آن قادر مطلق خودکامه بنگرند و به او بگویند «شرِ» او خیر نیست!
هانیبال
۰
اما با خود اندیشیدم بهتر بود که آن حیوان اصلاً گزیده نشود، تا این‌که زندگی ناچیزش را به بهای دردی جان‌کاه و به کمک پادزهر بازخَرَد.
نونا مقدم
۰
انسان به سبب ترس بی‌اندازه و غرور اندکش دوست دارد خطاهای خود را به جهان ارواح نسبت دهد.