قابیل: چرا من وجود دارم؟
چرا تو خود درماندهای؟
چرا همه درماندهاند؟
حتی او که ما را ساخت نیز، در جایگاه آفریننده، باید ناشاد باشد.
بدون شک ساختن برای ویران کردن نمیتواند کار لذتبخشی باشد.
با این حال پدرم میگوید او توانای مطلق است.
پس اگر چنین است، و اگر او خوب نیز هست، چرا بدی وجود دارد؟
من این را از پدرم پرسیدم و او گفت: «چون بدی راه رسیدن به نیکی است.»
شگفتا آن نیکی که باید از دل دشمن مرگبارش بیرون آید!