با گذشت زمان یاد میگرفت چیزی را که نمیتواند تغییر دهد، بپذیرد.
hiba
ساسوجی یکبار به من گفت سه نوع کارما داریم: کارمای انباشتهشده از زندگیهای گذشتهمان، کارمایی که در این زندگی میسازیم و کارمایی که اندوخته میکنیم تا در زندگی آیندهمان بالنده شود.
یك رهگذر
تا حالا متوجه نشدین که یه مسیر اشتباه گاهی وقتها ممکنه به سرانجام مطلوبی ختم بشه؟
یك رهگذر
آنچه استقلال تغییر داده بود، مردم بودند. میتوانستی این تغییر را در شیوهٔ ایستادن و جلو دادن سینهها ببینی؛ گویی بالاخره توانسته بودند به خودشان اجازه بدهند نفس بکشند.
یك رهگذر
عشق توی غیرمنتظرهترین جاها شکوفه میزنه.
یك رهگذر
شهرت و آوازهای که یکبار از دست رفت، بهندرت دوباره بهدست میآید.
یك رهگذر