تریسوتن: تاکنون فکر میکردم این نادانی است
که ابلهانِ بزرگ میپرورد، دانش نیست.
کلیتاندر: بد فکر کردید و تضمین میدهم با دل و جان/ ۱۲۹۵
که ابله دانا ابلهتر است از یک ابله نادان.
ولگا
زنان متصنع ۱۶۵۹ تنها به اشعاری کوتاه و به کمدی و رمان میپرداختند حالآنکه زنان دانشمند ۱۶۷۲ درکنار شعر با نظرپردازیهای فلسفی و علمی سروکار دارند. در این رهگذر و در شتاب برای رسیدن به خواستۀ خود، فضلفروشی زنانه هم رواج مییابد و بورژوازی پاریس مملو از زنانی میشود که خودنمایانه از زنان نخبه و شاخصی که البته از طبقۀ اشرافاند تقلید میکنند. آنان، مجهز به جسارت روشنفکرانۀ نیمهدانشمندانه، نوکی به نظریههای گوناگون میزنند، به نظرات دکارت، اپیکور، افلاطون و رواقیون، بیآنکه برای تعمیق و تدقیق این مطالب به خود فرصت دهند. حتی سلایقشان با اطمینان خاطر معطوف به چیزهای بیهوده میشود و در نتیجه طعمۀ مناسبی برای فضلفروشان فرصتطلب یا بیخاصیتاند.
ولگا
ابله دانا ابلهتر است از یک ابله نادان
شاهرخ
در زنان دانشمند، مولیر ضمن اینکه نکاتی ساده را از جامعۀ آن دوران بههجو میکشد اما درواقع مسائلی بسیار مهم را که همیشه در مدنظر داشته است مطرح میکند: مسئلۀ آموزش زنان و مسئلۀ برابری زن و شوهر در چهارچوب خانواده. و البته دراینمیان، تسویهحساب با یکی از کینهجوترین دشمنانش کشیش کوتَن را فراموش نمیکند.
ولگا