جملات زیبای کتاب پیله ور، خیاط، سرباز، جاسوس | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیله ور، خیاط، سرباز، جاسوس

بریده‌هایی از کتاب پیله ور، خیاط، سرباز، جاسوس

نویسنده:جان لوکاره
انتشارات:نشر قطره
امتیاز
۳.۶از ۵ رأی
۳٫۶
(۵)
او عاشق پیروزی ولی از معجزه متنفر بود، اگر این معجزه تلاش و کوشش او را از نظرها می‌انداخت.
آ.ن.
اما زمانی که ترزگود به اتاق کارش برگشت، خنده‌اش کاملاً ناپدید شده و خیلی نگران بود. او می‌توانست از عهدهٔ مردانی که به دروغ خود را تحصیل‌کردهٔ دانشگاه آکسفورد جا می‌زدند، برآید. درست مثل زمانی که معلمان زبان‌های کلاسیکی را دیده بود که هیچ یونانی بلد نبودند و کشیش‌هایی که هیچ معلوماتی از الهیات نداشتند. این‌طور آدم‌ها، زمانی که با مدرک فریب‌کاری‌شان روبه‌رو می‌شدند، اختیار از دست داده و به گریه می‌افتادند و آن‌جا را ترک کرده یا با نصف حقوق در مدرسه باقی می‌ماندند. اما کسانی که فضیلت‌های واقعی را پنهان می‌کردند، این‌ها از جنسی بودند که او تاکنون ندیده بود ولی خوب می‌دانست که از آن‌ها خوشش نخواهد آمد.
Ali..
جمله‌ای از مندل به یاد او آمد که دو شب پیش وقتی با هم در یک میخانهٔ غم‌انگیز در حومهٔ شهر بودند، گفته بود: «پسرم، اخم‌هایت را باز کن. عیسی مسیح تنها دوازده یار داشت و یکی از آن‌ها خیانت‌کار بود!»
Ali..
«من نظریه‌ای دارم که حدس می‌زنم کمی غیر اخلاقی است.» اسمایلی با آرامش بیش‌تری ادامه داد: «هر یک از ما فقط ذره‌ای دلسوزی داریم که اگر آن را صرف هر گربهٔ ولگردی کنیم، هیچ‌وقت به قلب چیزها نمی‌رسیم. نظر تو در این باره چیست؟»
Ali..

حجم

۴۳۲٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۴۹۶ صفحه

حجم

۴۳۲٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۴۹۶ صفحه

قیمت:
۱۷۴,۰۰۰
تومان