هرکس که به زنی نزدیک باشد در حقیقت در حضور دو زن قرار دارد؛ یکی حضوری بیرونی و یکی مخلوقی درونی، یکی که در جهان بیرونی است و یکی در جهانی که بهسادگی قابلرؤیت نیست. موجود بیرونی در نور و روشنایی روز زندگی میکند و بهراحتی قابلمشاهده است. او اغلب عملگرا، فرهنگی و بسیار انسانی است. موجود درونی اغلب از راهی دور به سطح سفر میکند، گاهی ظاهر میشود و بهسرعت ناپدید میشود، اما همیشه پشت احساسات زندگی میکند: موجودی شگفتانگیز، اصیل و خردمند است.