
Setare Zaker
۱
الیزابت گفت: «من یه چیزی یاد گرفتم، کلوین؛ مردم همیشه برای حل مشکلات پیچیدهشون به دنبال راهحل سادهان. برای مردم خیلی سادهتره به چیزی که نمیتونن ببینن یا لمس کنن یا حتی توضیح یا تغییرش بدن اعتقاد داشته باشن، تا اینکه بخوان به چیزی که واقعاً میتونن انجام بدن باور داشته باشن.»
Setare Zaker
۱
وقتی یک فرد با غم و غصهٔ ناراحتکننده و همیشگی بزرگ شود، تصور اینکه غم و غصهٔ بزرگتری وجود داشته باشد، برایش دشوار است.
Setare Zaker
۰
درواقع، وقتی بهش فکر میکنم، قایقرانی تقریباً مثل بزرگ کردن بچههاست. هر دو نیاز به صبر، استقامت، قدرت و تعهد دارن. و به ما اجازه نمیده ببینیم به کجا میریم، فقط جایی که بودیم رو میتونیم ببینیم. به نظرم این خیلی آرامشبخشه، اینطور نیست؟
Setare Zaker
۰
«آشپزی علم شیمیه و شیمی زندگیه. توانایی شما برای تغییر همه چیز، از جمله خودتون، از اینجا شروع میشه.»
Setare Zaker
۰
هریت دلش میخواست فکر کند پیوندی آهنین وجود دارد، که اعضای خانواده را تا آخر عمر به هم متصل میکند، اما همچین چیزی نبود. خانوادهها نیاز به نگهداری مداوم دارند.
Setare Zaker
۰
بستگان تو نمیتونن تو رو مهم یا باهوش جلوه بدن. اونها نمیتوانند تو رو به چیزی که هستی، تبدیل کنن.»
«پس کی من رو به من تبدیل میکنه؟»
«تصمیمهایی که میگیری. نحوهٔ زندگیای که انتخاب میکنی
Setare Zaker
۰
چیزی که من فکر میکنم اینه که تو چون احساس مرده بودن میکنی، فکر میکنی مردی. اما تو نمردی و کاملاً زندهای و این تو رو در موقعیت دشواری قرار میده
Setare Zaker
۰
او ماژیکش را برداشت و به سمت سهپایه رفت. او نوشت: «شیمی دربارهٔ تغییر است.»
الیزابت به سمت تماشاگران چرخید و گفت: «هر وقت به خودتون شک کردید، هر وقت احساس ترس کردید، فقط به یاد داشته باشید شجاعت ریشهٔ تغییره و تغییر همان چیزیست که ما از نظر شیمیایی برای انجام آن طراحی شدیم. پس، فردا که از خواب بیدار شدی، این قول رو به خودت بده. دیگه نباید خودت رو عقب نگه داری. دیگه به نظر بقیه و اینکه اونها میگن شما به چه چیزی میتونید برسید و به چه چیزی نمیتونید، اهمیتی ندید. و دیگه به کسی اجازه ندید که شما رو در دستهبندیهای باطل جنسی، نژادی، اقتصادی و مذهبی قرار بده. خانمها اجازه ندید استعدادهایتون خفته بمونه. آیندهتون رو طراحی کنید. وقتی امروز به خونه میرید، از خودتون بپرسید چه چیزی رو تغییر میدید. و سپس شروع کنید.»