جملات زیبای کتاب مردی که می خندد | طاقچه
تصویر جلد کتاب مردی که می خنددsubscriptionAvailable

کتاب مردی که می خندد

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۸۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
ویکتور هوگو، جواد محیی
انتشارات: 
انتشارات پر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
نیتا
۵۶
وقتی ‌‌جنبه‌های تاریک روح بشر را در نظر گیرند گاهی مواقع بشر بدتر از شیطان است
Saeid
۴۴
آیا هر خنده‌ای نشانه شادکامی است؟
Saeid
۳۶
ملت خون و ‌‌پول خود را می‌دهد تا او را رهبری کنند
محب
۲۹
دوستان از تعریف و تمجید خیلی زود خسته ‌‌می‌شوند، ولی دشمنان از دشنام دادن هرگز خسته نمی‌شوند.
Saeid
۲۶
با قبول احسان سند ‌‌بردگی خود را امضاء می‌کنید.
نیتا
۲۱
از جانب لال‌ها سخن گفتن زیباست، ولی سخن گفتن با کرها غم‌انگیز است. این ‌‌قسمت دوم سرگذشت او بود.
محدثه
۲۰
کسی که پس از طوفان شدید لبخند آنی دریا را ندیده است نمی‌تواند به تسکین خاطر وی ‌‌پی ببرد. چیزی جز طوفان سهمگین به سرعت آرام نمی‌گیرد دل انسان نیز غالباً چنین حالتی ‌‌دارد.
نیتا
۱۸
شما می‌گوئید ملت می‌خواهد خودش خودش را ‌‌رهبری کند؟ چه اشتباهی! وجود راهنما ضروری‌است. ملت نادان و کور است. آیا کور احتیاج به ‌‌سگ راهنما ندارد؟ مردم را به جای سگ، شیری که همان زمامدار است رهبری می‌کند. چه ‌‌شیر عالیقدری! می‌پرسید چرا مردم جاهل‌اند؟ برای آن که باید جاهل باشند. جهالت نگهبان ‌‌تقوی است. هر قدر افق دید محدودتر باشد میل و شهوت کمتر است و جاهل در تاریکی ‌مفیدی به سر می‌برد. جایی را نمی‌بیند و از میل افراطی در امان است. عصمت و تقوی ناشی از ‌‌جهالت است. هر کس کتاب بخواند فکر می‌کند، و تفکر، تعقل را به دنبال دارد. عدم تعقل ‌‌وظیفه و در عین حال مایه خوشبختی است. این حقایق قابل انکار نیست.
Saeid
۱۸
آیا بر زمین احسانی بالاتر از ایجاد فراموشی در تیره‌بختان سراغ دارید؟
Saeid
۱۵
تاج بر سر کسی گذاشته می‌شود که شایسته‌تر باشد.
نیتا
۱۱
چقدر نومیدی و شادی در جوار هم‌اند
نیتا
۸
اگر خواهان قدرت هستید لاغر و ‌‌رنجور بمانید. چون مار خفته‌ای که چنبره زده است به صورت صفر و بی‌نهایت در آئید.
محب
۷
وقتی احساس کرد که بیگناه است رضا به قضا داد. لب به شکایت نگشود، شخصی که خود ‌‌قابل ملامت نیست کسی را ملامت نمی‌کند.
samira
۷
تذکر این موضوع وحشت‌آور است که قضاوت انسان درباره خود عادلانه نیست. قضاوت ‌‌نسبی و عدالت مطلق است. درباره تفاوت قاضی و عادل بیندیشید. شریران وجدان خود را با قدرت بیان قانع می‌کنند. آن‌ها در راه غلط تمرین می‌کنند. مغالطه ‌‌کار همواره دغلباز است. دغلبازی به تفاهم لطمه می‌زند. منطق نرم و ظریف و شکننده‌ای به ‌‌شریران خدمت می‌کند. و با این منطق، حقیقت در ظلمت و تاریکی ناپدید می‌شود.
Saeid
۷
زیادی وجدان مرد را علیل می‌سازد
Saeid
۷
آری، بهشت ثروتمندان بر روی جهنم فقرا بنا شده است.
Mahsa Bi
۷
الاغی با ‌‌نقشه راهنما، صد بار بیش از رمال ارزش دارد.
Mahsa Bi
۷
قبل از ازدواج زن ملکه و مرد برده است ولی پس از آن زن به صورت کنیز و مرد به صورت ‌‌صاحب کنیز در می‌آید.
نیتا
۶
سرنوشت ما چون پارچه‌ای است که اهریمن آن را بافته و یزدان گلدوزی کرده است.
نیتا
۶
تاریخ چیست؟ ندای گذشته در آینده و انعکاس آینده بر روی گذشته.
Saeid
۶
ملت خون و ‌‌پول خود را می‌دهد تا او را رهبری کنند. شما می‌گوئید ملت می‌خواهد خودش خودش را ‌‌رهبری کند؟ چه اشتباهی! وجود راهنما ضروری‌است. ملت نادان و کور است. آیا کور احتیاج به ‌‌سگ راهنما ندارد؟
love.is.books
۵
این یکی نابیناست. آیا او فرد مستثنی است؟ البته خیر. همه ما نابینائیم. خسیس نابیناست، ‌زیرا طلا را می‌بیند، ولی از دیدن ثروت عاجز است. ولخرج نابیناست، اول کار را می‌بیند ولی از ‌‌دیدن پایان کار عاجز است. زن عشوه‌گر نابیناست، زیرا زشتی‌های خود را نمی‌بیند. دانشمند ‌‌نابیناست، زیرا از دیدن جهل خود عاجز است. مرد شرافتمند نابیناست، زیرا کلاه بردار را ‌‌نمی‌بیند. کلاه‌بردار نابیناست، زیرا خدا را نمی‌بیند. خدا نابیناست، زیرا روزی که جهان را ‌‌می‌آفرید شیطان را در میان آن ندید. من نابینا هستم، صحبت می‌کنم ولی نمی‌بینم که گوش‌هاش ‌‌شما کر است.
samira
۴
نیروهای کور طبیعت، ضعفا و بی‌گناهان را بیشتر از دیگران مورد خشم و ستیزه قرار ‌‌می‌دهند. ظلمت حس تشخیص ندارد، پدیده‌ها بر خلاف آنچه تصور می‌کنند رحم و شفقت ‌‌نمی‌فهمند.
نیتا
۴
حفظ تعادل به هنگام خوشبختی کار آسانی نیست.
reza
۳
طبیعت ‌‌هر چند یک بار برای جلوگیری از دلسردی ما، برای وادار ساختن ما به تحمل بار زندگی بالاخره ‌‌برای آن که فرصت‌های مناسب برای انتحار را از دست ما برباید ظاهرا اندکی با چشم ‌‌محبت‌آمیز به ما می‌نگرد. ولی امشب وضع از آن قرار نیست.
نیتا
۳
نعش کیسه‌ای ‌‌است که مرگ آن را وارونه کرده و محتویاتش را بیرون می‌ریزد
نیتا
۳
تلاش نفرت باری او را چون خوره می‌خورد. خونی را که در بدن داشت سرکشیده و پوست ‌‌او را خورده و گوشت‌هایش را ربوده بودند. هر رهگذری چیزی از آن به یغما برده و یا چیزی به آن داده بود.
نیتا
۳
ود دقیق رؤیاها خالی از مشکلات نیست. عیب کلمات این است که محدودتر از ‌‌تخیلات‌اند. افکار به یکدیگر منتهی می‌شوند ولی کلمات چنین خاصیتی ندارند، گوشه مبهمی ‌‌از روح هماره از دسترس کلمات خارج است. بیان دارای حد و مرز و افکار فاقد آن است.
Saeid
۳
لجاجت زیبنده مردان نیست
Saeid
۳
‌ـ صد گینه پول نان خالی هم نمی‌شود. ـ مخارج زندگی یک دقیقه شما برای زندگی سالیانه ما کافی است. این تنها امتیازی است که فقرا از آن برخوردارند.