جملات زیبای کتاب سوگ نامه بوئنوس آیرس | طاقچه
تصویر جلد کتاب سوگ نامه بوئنوس آیرس

کتاب سوگ نامه بوئنوس آیرس

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
لارنس تورنتون، مریم رئیسی
انتشارات: 
انتشارات خوب
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مریم
۰
دوتا آرژانتین وجود داره؛ یکی وضعیت مضحکی که این رژیم داره از آرژانتین نمایش می‌ده و یکی آرژانتینی که توی قلب‌های ماست.
مریم
۰
هر روز جنازه‌ای را پیدا می‌کردند که گلوله‌ای در سرش خالی شده بود. حتماً تمام این آدم‌ها خبر کامیون‌هایی را که نصفه‌شب می‌آمدند شنیده بودند. کامیون که از راه می‌رسید، صدای بلندِ افتادن چیزی مثل بدنی سنگین درون آب شنیده می‌شد. همین یک هفته پیش، زنی هنگام عبور از روی پل به پایین نگاه کرده و بدن بی‌جان شوهرش را دیده بود که به پشت مثل یک ستاره‌دریایی روی آب شناور است. زن خودش را به آب انداخت و غرق شد.
مریم
۰
این آدم‌ها چطور می‌توانند چنین حقیقتی را نادیده بگیرند که حتی همین حالا، هنگام وزش همین باد عصرگاهی، دارند یک نفر را میان خیابان‌های شهر می‌ربایند؟ شاید هم آن‌ها فقط از نظر کارلوس بی‌اعتنا بودند؛ شاید همان مرد پیپ به دهان که حالا تبدیل شده بود به نقطه‌ای در دوردست، لب آب رودخانه به دنبال نشانه‌ای از همسرش، فرزندش یا رفیقش بود.
مریم
۰
باید بدونین که ما دیگه از اون روزگار که نمی‌شد هیچ‌چیز رو تغییر داد، گذر کرده‌ایم.
مریم
۰
اگه ازش بپرسن هویتش در چیه، می‌گه در خدمت مقدسش. اون خودش رو یه میهن‌پرست می‌دونه که معتقده آرژانتینی‌ها عقل درستی ندارن و با روش‌های معمول نمی‌شه مدیریتشون کرد؛ درعین‌حال قابلیت این رو دارن که دوباره شکوفا بشن و توانایی‌های بالقوه‌شون رو کشف کنن. کافیه دست دراز کنن به‌سمت دستان قدرتمند افرادی مثل اون. این باور برای اون شده دین، حتی کسانی که ازش متنفرن هم می‌دونن اون یه آرژانتین خیالی رو تصور می‌کنه که همه توش مثل خودش فکر می‌کنن.
مریم
۰
همه می‌دونیم که ژنرال‌ها این‌همه غبار و استخون رو جا می‌ذارن و سر راه که دارن می‌رن توی همون زیرزمین‌ها کنار فالکون‌هاشون قایم بشن، فقط یه لحظه سرشون رو نصفه‌نیمه برمی‌گردونن که بگن هر کاری انجام شده، لازم بوده. اون موقع دیگه از دست ما چه‌کاری برمی‌آد؟ باز بریم تظاهرات کنیم؟ گذشته ولمون نمی‌کنه. اون‌ها رو هم ول نمی‌کنه. ما می‌ریم توی میدون تظاهرات می‌کنیم و جسدهایی که پیدا می‌شن، جسدهایی که همین حالا هم از وسط قبرهای گمنام پیدا می‌شن، می‌آن و به ما می‌پیوندن و میدون پر می‌شه از مرده‌های متحرک.
مریم
۰
همه فقط تبدیل می‌شن به یه مشت عدد و رقم، به آمار، و دیگه تنها چیزی که ازشون می‌مونه همونه. مگه اینکه نذاریم ژنرال‌ها گم‌وگور شن و ردپای خودشون رو از بین ببرن.»
مریم
۰
می‌دونین، این روزها براشون وقفه‌های وسط زایمانه؛ خیره می‌شن به ماهایی که عکس عزیزانمون رو گرفته‌ایم دستمون و راهپیمایی می‌کنیم و اون‌ها هم حنجره پاره می‌کنن و شعار می‌دن ‘هیچ اتفاقی نیفتاده، هیچ اتفاقی نیفتاده.’ ولی ما می‌دونیم دارن چی‌کار می‌کنن، هرچند که هیچ‌وقت تمام‌وکمال نمی‌فهمیم چه بلایی به سر این مردم آورده‌ان.