
کتاب چگونه دیکتاتور باشیم؟
آیین شخصیت در قرن بیستم
انتشارات:
انتشارات باران خرد٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Dot
۱۱
یک دیکتاتور همه را به دروغگو تبدیل میکند. وقتی همه دروغگو هستند خیلی سخت است دروغگو را شناخت و یا با هم تبانی کرد و برعلیه دیکتاتور کودتا کرد.
سطر خالی
۸
قدرتی که با اعمال خشونت به دست میآید تنها با خشونت حفظ میشود زیرا خشونت یک ابزار صریح و بیتعارف است.
Dot
۶
یک دیکتاتور به قدرت نظامی، پلیس مخفی، گارد محافظتی، جاسوسها، مخبرها، شکنجهگرها، بازجوها متکی است.
Nara
۴
اول از همه باید به این نکته اشاره کنم که انسان یک کشش مستمر و بیوقفه نسبت به قدرت دارد و تنها مرگ میتواند آن را متوقف کند. دلیل این کشش بیحدوحصر همیشه در تمایل نوع بشر برای شادی بیشتر یا عدم رضایت در داشتههایش نیست. شاید به این دلیل انسان همیشه در تلاش برای دستیابی به قدرت بیشتر است زیرا مطمئن نیست قدرت فعلی او بتواند متضمن شادی و رفاه او شود
Dot
۴
او و هر دیکتاتور دیگری میداند که هر قدرت برهنهای یک تاریخ انقضا دارد.
Dot
۴
با اینکه دیکتاتورها از مردم خود میترسند اما ترس آنها از ملازمان خود بهمراتب بیشتر است.
Dot
۲
قدرتی که با اعمال خشونت به دست میآید تنها با خشونت حفظ میشود زیرا خشونت یک ابزار صریح و بیتعارف است.
Dot
۲
با اینکه دیکتاتورها از مردم خود میترسند اما ترس آنها از ملازمان خود بهمراتب بیشتر است. آنها ضعیف بودند. اگر آنها قوی بودند میتوانستند با اکثریت آرا پیروز میدان شوند؛ اما آنها میانبر میزدند و با ریختن خون مخالفان راه خود را هموار میکردند؛ اما حالا که آنها به این طریق موفق شدهاند به قدرت دست یابند چهبسا دیگران هم میتوانند با خنجر زدن از پشت این قدرت را تصاحب کنند. همواره رقبایی به همان اندازه بیرحم و خشن وجود دارند.
Dot
۲
فقط دیکتاتورهایی که به این دو ابزار قدرت متکی بودند توانستند حکومت خود را تداوم ببخشند: وحشت و کیش شخصیتی.
Dot
۱
برای بشر ناامید کردن کسی که او را دوست دارد بهمراتب آسانتر از ناامید کردن کسی است که از او میترسد.
shahram238
۱
یک دیکتاتور از طرق زیادی میتواند رقبایش را از سر راه بردارد؛ مثلاً پاکسازیهای خونین یا دسیسه و تفرقهانگیزی و حکومت کردن؛ اما هر کدام از این روشها فقط تعداد اندکی را از سر راه برمیدارد و مابقی رقبا همچنان پابرجا هستند؛ اما بحث کیش شخصیتی موضوع دیگری است که شاید مؤثرترین شیوه باشد. در بحث کیش شخصیتی همپیمانان و رقبا حقیر شمرده میشوند و آنها مجبور میشوند بهعنوان زیردستان او کار کنند. آنها برای پیشی گرفتن در چاپلوسی با هم رقابت میکنند. یک دیکتاتور همه را به دروغگو تبدیل میکند. وقتی همه دروغگو هستند خیلی سخت است دروغگو را شناخت و یا با هم تبانی کرد و برعلیه دیکتاتور کودتا کرد.
shahram238
۱
مهم این نیست که چه تعداد دیکتاتور را تحسین میکنند. نکتهٔ اصلی این است که هیچکس کاملاً نمیداند عقیدهٔ دیگری چیست. هدف حزب متقاعد کردن یا مجاب کردن نیست. هدف کاشتن بذر سردرگمی، نابودی احساسات مشترک، اجبار به اطاعت، منزوی کردن افراد و له کردن عزتنفس است. مردم مجبور هستند خودسانسوری کنند؛ اما درعینحال دیگران را تحت نظر دارند و آنهایی را که بهاندازهٔ کافی و صادقانه به رهبر وفادار نیستند را محکوم میکنند؛ اما در ورای این یکپارچگی و هماهنگی ظاهری طیفهای وسیعی وجود دارد. چه آنهایی که واقعاً رهبر خود را ایدهآل میدانند و همچنین فرصتطلبها، تبهکاران و آنهایی که بیتفاوت، دلسرد و یا حتی مخالف و دشمن هستند.
shahram238
۱
دیکتاتورها به مردم دروغ میگفتند اما آنها به خودشان هم دروغ میگفتند. بعضی از آنها چنان در دنیای خود گرفتار شده بودند که به این باور رسیده بودند که نبوغ خاصی دارند. برخی هم آنچنان بدبین شده بودند که به طرز رقتانگیزی به ملازمان خود هم بیاعتماد بودند. متملقها آنها را احاطه کرده بودند و آنها بین نخوت و پارانویا گیر کرده بودند. در این میان تصمیماتی میگرفتند که هزینهٔ تبعات آن را میلیونها نفر با زندگی و جان خود میپرداختند.
Dot
۰
هدف حزب متقاعد کردن یا مجاب کردن نیست. هدف کاشتن بذر سردرگمی، نابودی احساسات مشترک، اجبار به اطاعت، منزوی کردن افراد و له کردن عزتنفس است.