جملات زیبای کتاب پی یر و ژان | طاقچه
تصویر جلد کتاب پی یر و ژان

بریده‌هایی از کتاب پی یر و ژان

انتشارات:نشر افق
امتیاز
۳.۵از ۲۰ رأی
۳٫۵
(۲۰)
روزهایی هست که آدمی باید بداند چطور همه‌چیز را فدا کند و قید بهترین آرزوها را بزند.
شاتقی
«استعداد یعنی صبری طولانی.»
nu.amin.mi
زندگی از متفاوت‌ترین، غیره‌منتظره‌ترین، ضد و نقیض‌ترین و نامتجانس‌ترین چیزها ساخته شده است؛ زندگی بی‌رحم، بی‌منطق و بی‌ربط است، مملو از فجایع توجیه‌ناپذیر، غیرعقلانی و متناقضی که باید زیر عنوان حوادث متفرقه دسته‌بندی شوند.
AS4438
دوستی خوب بود، از آن دوستان خوبی که کمتر به فکرشانیم، چون از ایشان اطمینان داریم.
nu.amin.mi
من فقط سادگی را دوست دارم که در سلیقه مثل صداقت است در شخصیت.
nu.amin.mi
«استعداد یعنی صبری طولانی.» فرد باید آنچه را می‌خواهد بگوید خوب و با دقت کافی مطالعه کند تا بُعدی از آن کشف کند که هیچ‌کس ندیده و به زبان نیاورده است.
mary
بی‌شک برای آن‌ها دوستی خوب بود، از آن دوستان خوبی که کمتر به فکرشانیم، چون از ایشان اطمینان داریم.
mary
اما لحظهٔ ورود، به این فکر کرد که آنجا دوستانی خواهد دید، آشنایانی، افرادی که می‌بایست با آن‌ها حرف می‌زد؛ و انزجاری ناگهانی نسبت به این نوع رفاقت‌های مبتذل پای چند نیم‌فنجان و چند پیالهٔ کوچک، وجودش را فراگرفت.
bud
زندگی از متفاوت‌ترین، غیره‌منتظره‌ترین، ضد و نقیض‌ترین و نامتجانس‌ترین چیزها ساخته شده است؛ زندگی بی‌رحم، بی‌منطق و بی‌ربط است، مملو از فجایع توجیه‌ناپذیر، غیرعقلانی و متناقضی که باید زیر عنوان حوادث متفرقه دسته‌بندی شوند.
nu.amin.mi
مرد هرگز نباید بیکار بماند.
nu.amin.mi
آیا زن‌ها همه، همه این توانایی خارق‌العادهٔ نسیان را ندارند که پس از چند سال به‌سختی مردی را به‌جا می‌آورند که دهان و تمام پیکر خود را در معرض بوسه‌هایش قرار داده‌اند؟ بوسه همچون آذرخش فرود می‌آید، عشق همانند طوفان می‌گذرد، سپس زندگی از نو مثل آسمان آرام می‌شود و به‌سان گذشته از سر گرفته می‌شود. آیا طوفان در یادها باقی می‌ماند؟
nu.amin.mi
کتاب‌خواندن، خواندن رمان و شعر را دوست داشت، نه برای ارزش هنری‌شان، بلکه برای خیال‌پردازی حزن‌انگیز و لطافت‌آمیزی که در او برمی‌انگیختند.
marmareraha
جایی از بدنش درد می‌کرد و نمی‌دانست کجا؛ نقطهٔ دردناک کوچکی همراهش بود، یکی از آن کوفتگی‌های نامحسوسی که جایشان را نمی‌دانیم، اما اذیت، خسته، غمگین و کلافه‌مان می‌کنند، رنجی ناشناخته و خفیف، چیزی شبیه بذر اندوه.
marmareraha
از تنهایی خودش معذب بود و درعین‌حال، دوست نداشت کسی را ببیند.
marmareraha
در هرچیز قسمتی نامکشوف وجود دارد، چون ما عادت داریم از چشمان خود تنها با یاد تفکرات پیشین دربارهٔ آنچه می‌بینیم، استفاده کنیم. در کوچک‌ترین مسائل نیز ذره‌ای هست که ناشناخته باقی مانده باشد. بیایید آن را پیدا کنیم. برای توصیفِ آتشی فروزان و درختی میان دشت، مقابل این آتش و این درخت بایستیم، تا وقتی که برای ما به هیچ درخت و هیچ آتشی شباهت نداشته باشند. بدین شکل می‌توان خلاقیت داشت.
bec san
ذهنی حساس و درعین‌حال دوراندیش داشت، از کوره در می‌رفت، بعد استدلال می‌کرد، بر طغیان‌ها و غلیان‌های خود مهر تأیید می‌گذاشت یا آن‌ها را نکوهش می‌کرد. اما طبیعت اولیهٔ او در نهایت قوی‌تر بود و مرد حساس همواره بر مرد باهوش تسلط داشت.
nu.amin.mi
آنچه ارزش معنوی، ارزش فکری شخص را تعیین می‌کرد ثروت نبود. برای افراد میان‌مایه ثروت دلیلی برای حقارت بود، درحالی‌که اهرمی قدرتمند به دست افراد قوی می‌داد.
nu.amin.mi
وقتی تنها نباشیم دیگر چندان سرگردان نیستیم. وقتی دستخوش تشویش و تردیدیم، دست‌کم جنبش کسی را نزدیک خود حس می‌کنیم، وقتی رنج می‌کشیم، گفتن "تو" به یک زن خودش نعمتی است.
nu.amin.mi
زن‌ها باید یا در رؤیا یا در هاله‌ای از تجمل بر ما ظاهر شوند تا ابتذالشان رنگی شاعرانه بگیرد.
nu.amin.mi
بی‌عشق؟... آیا ممکن است زنی عاشق نشود؟ آیا ممکن است زنی جوان، زیبا، ساکن پاریس، کتاب‌خوان، مشوق زنان هنرپیشه‌ای که روی صحنه به‌خاطر عشق می‌میرند از نوجوانی به پیری برسد، بی‌آنکه حتی یک‌بار به کسی دل باخته باشد؟
hany
آه! کاش می‌توانست برود، بلافاصله، به هرجا که بشود و دیگر برنگردد، هرگز نامه ننویسد، هرگز خبر ندهد چه بر سرش آمده است!
hany
اکنون روحش نیاز به احساساتی شدن را حس می‌کرد، به اینکه تسلی‌اش دهند.
marmareraha
با خود می‌اندیشید: «تقلاهای ما شبیه کارهای این بچه‌هاست.» سپس از خود پرسید آیا عاقلانه‌ترین کار در زندگی این نیست که دو سه‌تا از این موجودات بی‌حاصل را تولید کند و خرسند و کنجکاو شاهد بزرگ‌شدنشان باشد. و هوس ازدواج به سرش زد. وقتی تنها نباشیم دیگر چندان سرگردان نیستیم. وقتی دستخوش تشویش و تردیدیم، دست‌کم جنبش کسی را نزدیک خود حس می‌کنیم، وقتی رنج می‌کشیم، گفتن "تو" به یک زن خودش نعمتی است.
bec san
من کاملاً با نظر ژان موافقم. من فقط سادگی را دوست دارم که در سلیقه مثل صداقت است در شخصیت.»
شمع
روزهایی هست که آدمی باید بداند چطور همه‌چیز را فدا کند و قید بهترین آرزوها را بزند
Jila
روزهای قبل نیز از وقتی که به منزل پدری برگشته بود این‌طور زندگی کرده بود، ولی تا این حد بی‌رحمانه از خلأ زندگی و بیکاری خود رنج نکشیده بود. چگونه وقت خود را از فلق تا شفق سپری کرده بود؟
marmareraha
پی‌یر در یکی از آن روزهای ملال‌آوری به‌سر می‌برد که آدمی تمام زوایای روحش را می‌کاود و چین و تاهایش را می‌تکاند.
marmareraha

حجم

۱۶۵٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۹۲ صفحه

حجم

۱۶۵٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۹۲ صفحه

قیمت:
۱۴۹,۰۰۰
تومان