یادت باشد که تو پیمانی با قلم بستهای و عهدی پیش من کردهای و گزکی هم به دنیا دادهای. سید من، با قلم، با من، با جهان بدعهدی نکن، که همۀ این حرفوحدیثها برای آن است که خودت را پیدا و معنی کنی و در این چندصباحی که قسمت ما کردهاند و نامش زندگی است، ردّپایی از خود بگذاری، امضایی، که شایستۀ مردان بزرگ معنوی است.
Mobinayeg
آنچه که به ما مربوط است کاری است که باید بکنیم. البته این مسؤولیتِ آنچه را که در گذشته کردهایم از دوشمان برنمیدارد.
sama.k
چرا میخواهید سر به تن نویسندگان و اندیشمندان این دیار نباشد؟ برادرم، چرا شما جز خودتان هیچکس را دوست ندارید؟ آیا این است آن تواضع شریف که به استناد حدیث و آیه تبلیغ میکنید؟ یا خیال کردهاید هنرمندان این ملک نیز وابسته به «استکبار جهانی» اند و ازدَم بو میدهند، و چون چنین است، باید همچون گَران و جذامیان در «قرنطینه» تحتِنظر باشند، یا که پیشِ پای شما ایستاده منجمد شوند؟ نکند شما هم بلاتشبیه گرفتار این پندار باطل شدهاید که: «هیچکس از فاتحان سوالی نخواهد کرد» که البته اشتباه میکنید. فاتحان نیز همانگاه که بر عصای طلائی قدرت لنگر دادهاند و سهاسبه میتازند، پروندهای دارند که پیش روی شاهدان باز است.
sama.k