
بریدههایی از کتاب جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند
۳٫۳
(۶)
همهٔ آنچه میخواهم، یک روز طوفانی است و ابرهایی که در حرکتند.
رابطهای عاشقانه، امواجی کفآلود و صدای آواز مرغان حواصیل
نازنین خواجه
کایا نمیدانست آیا میخواهد به او دست بدهد یا نه. از نظر او لمسکردن کسی به این معنی بود که بخشی از بدنت را به آن شخص میدهی. بخشی که دیگر برای تو نخواهد بود.
نازنین خواجه
چیس در این رابطه خیلی ناشیانه و شتابزده عمل کرده بود. در اولین ملاقات و اولین کلام او را به پیکنیک دعوت کرده بود و اینک قصد داشت بیمقدمه دختر را از آن خود کند. کاری که حتی از پرندگان نر هم بعید بود.
نازنین خواجه
البته باید در نظر داشت که طبیعت هم قوانین خاص خود را دارد. تمامی نرهایی که سعی میکنند بهدروغ مادهای را بهسوی خود جلب کنند و در پی رابطههای جدید و متنوع هستند، در آخر تنها میمانند و کسی بهطرف آنها نمیرود. این قانون یکی از قوانینی است که بدجور دل زنان آسیبدیده را خنک میکند.
نازنین خواجه
دارد که به هنگام جفتگیری با ماده، اسپرم نر قبلی را با آن برداشته و بعد اقدام به جفتگیری میکند.
کایا از خواندن دست کشید و نگاهش را به ابرها دوخت. او میدانست که بعضی از حشرات جفت خود را میخورند؛ بعضی از پستانداران بچههای خود را رها میکنند؛ بعضی از جانداران جنس نر قوی سعی میکنند نرهای دیگر را عقیم کنند.
نازنین خواجه
کایا با اندیشیدن به این مطالب مضطرب میشد؛ اما میدانست تا آن زمان که زندگی روی این کرهٔ خاکی جریان دارد، تمامی این روشها فرآیندی طبیعی محسوب میشوند و هرگز وجه کثیف و تاریک طبیعت را به تصویر نمیکشند. اینها روشهای خلاقانه برای تداوم نسل و بقای زندگی هستند.
نازنین خواجه
«به خاطر تغییرات جویه. درست مثل اون تغییراتی که باعث بهوجوداومدن بادها میشه. فاصلهٔ ستارهها با ما خیلی زیاده و ما فقط میتونیم نور اونها رو ببینیم. وقتی نور از لایههای مختلف زمین عبور میکنه، شکسته میشه. برای همین دمای متفاوت لایههای جو و نور ستارگان بهصورت چشمک به نظر میرسن. علاوه بر این، ستارهها در حال حرکتند و این هم باعث قوی و ضعیف بهنظررسیدن نورشون میشه و ما فکر میکنیم که دارن چشمک میزنن.»
نازنین خواجه
