جملات زیبا از متن کتاب اقیانوس مشرق | طاقچه
تصویر جلد کتاب اقیانوس مشرقsubscriptionAvailable

کتاب اقیانوس مشرق

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۱۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
مجید پورولی کلشتری
انتشارات: 
احیاء

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
📖
۱۸۰
دیر آمدم آقا... مرا در قلعه‌تان جایی هست؟!
چڪاوڪ [deranggah@]
۱۰۴
السّلام علیکَ یا علی‌بن‌موسی الرضا
آلوین (هاجیك) ツ
۸۴
کاخ همه شاهان جهان را که بگردی دربار کسی پنجره فولاد ندارد
چڪاوڪ [deranggah@]
۸۳
زخمی که با درد آمده است، بی‌درد نمی‌رود. اندکی تحمّل کن.
"Shfar"
۷۳
_ آن کس که کمتر حرف می‌زند، بیشتر فکر می‌کند. دانشی که در سکوت نهفته است، در حرف‌زدن نیست.
"Shfar"
۷۱
_ امام ما بی‌فاصله است. حیّ و حاضر است. سلامش کنی پاسخ می‌دهد.
چڪاوڪ [deranggah@]
۵۸
امام ما بی‌فاصله است. حیّ و حاضر است. سلامش کنی پاسخ می‌دهد.
چڪاوڪ [deranggah@]
۴۱
مرگ کوچ است از دیاری به دیاری دیگر. من همیشه زنده‌ام؛ اما به‌شکلی دیگر و در جایی دیگر.
میـمْ.سَتّـ'ارے
۳۹
کبوتری هستم که هوای علی‌بن‌موسی‌الرضا به سر دارم و بالم شکسته. برایم دعا کنید.
چڪاوڪ [deranggah@]
۳۷
آیا با نگاهی سراسر تردید می‌توان به حقیقت رسید؟!
چڪاوڪ [deranggah@]
۲۷
بهشت را رایگان نمی‌دهند. بهشت را باید با اعمال خود خرید.
آیه
۲۶
کاخ همه شاهان جهان را که بگردی دربار کسی پنجره فولاد ندارد
چڪاوڪ [deranggah@]
۲۵
آیا آن‌قدر که ما از مار وحشت می‌کنیم، از دنیا نیز وحشت کرده‌ایم؟!
چڪاوڪ [deranggah@]
۲۵
برای علی‌بن‌موسی‌الرضا فاصله‌ها مفهومی ندارد. هرجا که تصور کنی، او هست. جایی نیست که نباشد. فاصله، حجاب ماست نه حجابِ او. او را حجابی نیست، مگر آنکه خدا بخواهد.
چڪاوڪ [deranggah@]
۲۵
آدمی که امامش را نشناسد، همانند کسی است که تشنۀ آب باشد و گنداب بنوشد.
دلتنگِ ماه
۲۵
نماز کلید مناجات است
چڪاوڪ [deranggah@]
۲۴
راهزن گاه به‌شکل آدمی است که شمشیر برهنه از نیام کشیده و هستی و دارایی‌ات را می‌طلبد، گاه به‌شکل چاهی است که بر سر راهی درآمده و ممکن است از چَشم‌های خواب‌آلوده‌ات پنهان بماند و گاه در شمایل وسوسه‌های ذهن خودت بر تو چیره می‌شود. آن‌گونه که بیراهه‌ای را در خیال تو راه نشان می‌دهد و تو به گمانِ راه، در آن پای می‌نهی و جز سرگشتگی و گم‌گشتگی مقصدی نخواهی داشت.
چڪاوڪ [deranggah@]
۲۴
معصوم را معصوم باید روایت کند و بس. که زبان و کلام و اندیشۀ خلایق حقیر و ناقص است. جزء کجا می‌تواند کُل را روایت کند.
"Shfar"
۲۴
... ما در پناه خداییم
چڪاوڪ [deranggah@]
۱۹
فرقِ میان زندگی و مرگ، فقط یک قدم است. چشمت به جاده باشد. یک قدم که از جاده منحرف شوی در برهوتی، و برهوت آغاز گم‌شدن است.
چڪاوڪ [deranggah@]
۱۹
هر تجربه، درسی جداست از تجربه‌ای دیگر.
چڪاوڪ [deranggah@]
۱۸
در راه‌های دور و غریب، همراه از شمشیر بهتر است.
چڪاوڪ [deranggah@]
۱۷
هرجا که راهی هست، راهزنی هم هست!
چڪاوڪ [deranggah@]
۱۷
دیدن، ملاک مناسبی برای ایمان نیست جوان! چشم از حواس است و حواس خطاپذیر است. آیا در برهوت، سرابی ندیدی که آب بِنَماید و آب نباشد؟!
چڪاوڪ [deranggah@]
۱۷
زیارت، رسم ادب است و ادب خصلت آدمی است.
دلتنگِ ماه
۱۶
علی‌بن‌موسی‌الرضا هم نزد مُحبّان و دوستداران و طرفدارانش پسندیده بود و هم درمیان مخالفان و دشمنان و بدخواهانش.
دلتنگِ ماه
۱۵
به من گفت هر بار که از این چاه آبی نوشیدی، جدّم حسین را صدا بزن.
چڪاوڪ [deranggah@]
۱۴
کسی که تشنۀ آب است، با گنداب تشنگی‌اش برطرف می‌شود، اما گنداب کجا و آب کجا؟ کسی که گنداب نوشیده چه می‌داند آب چیست! بویی از آب نبرده و اصلاً آب را درک نکرده است. آیا در نظر شما، کسی که آب نوشیده با کسی که گنداب نوشیده، در رفع عطش برابرند؟!
چڪاوڪ [deranggah@]
۱۴
کسی که امامِ زمانِ خود را به‌درستی بشناسد، از او فاصله نمی‌گیرد.
چڪاوڪ [deranggah@]
۱۴
دیگر فریب هیچ سرابی را نمی‌خورم.